خشوع

نوع اصطلاح :
عنوان :
خشوع
خشوع یا حضور قلب یعنی خود را در محضر خدا دیدن. خشوع این است که قلب و جان انسان احساس کند و خویشتن را در حضور خدا ببیند. بر این اساس خشوع مربوط به جان انسان است و این تفاوت را با خضوع دارد که مربوط به اعضای بدن انسان می‏شود. انسان در برابر دیگری دست به سینه احترام می‏کند. یا در برابر خدا رکوع و سجده می‏کند. این‏ها خضوع است. این اعمال از هر انسان گرچه فاسق ساخته است. لیکن خشوع به قلب و جان انسان مربوط است که قلب در محضر خدا باشد. البته خضوع از هر انسانی ساخته نیست. قلب پاک و بدور از گناه، خاشع است. خلاصه تفاوت این دو، خضوع کرنش جسم است، خشوع کرنش روح. قرآن از خشوع ستایش می‏کند، نه از خضوع؛ قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلوتهم خاشعون [1] «مؤمنان آنان که در نمازشان خاشع هستند، رستگارند».
نماز با خضوع ممکن است تکلیف را بردارد. لیکن آنچه انسان را عروج می‏دهد نماز با خشوع است. رکوع و سجود خشوع بدن است. حقیقت نماز به خشوع قلب است. آن مقدار از نماز که همراه با خشوع باشد، به پیشگاه خدا صعود می‏کند و نمازگزار را صعود می‏دهد.
امام سجاد علیه‏السلام می‏فرماید: ان العبد لا یقبل من صلوته الا ما اقبل علیه منها بقلبه. [2] «نمازگزار آن مقدار از نمازش پذیرفته است که قلبش متوجه خدا بوده است.» اگر فرد با این شناخت برای نماز آماده شد، آنگاه نمازش دگرگون می‏شود و دگرگون می‏سازد. از هنگامی که برای نماز آماده می‏شود، خود را در محضر خدا می‏بیند و از آن هنگام دگرگون می‏گردد.
امام سجاد علیه‏السلام از هنگام وضو گرفتن رنگ به رنگ می‏شد، اذا توضأ اصفر لونه. [3] و هنگامی که از او سؤال می‏شود این دگرگونی به خاطر چیست، پاسخ می‏دهد، آیا می‏دانید برای حضور در پیشگاه چه کسی آماده می‏شوم؟ أتدرون لمن أتاهب للقیام بین یدیه. [4] .
حضرت هنگامی که به نماز می‏ایستاد رنگ به رنگ می‏شد، و کان اذا قام فی صلوته غشی لونه لون آخر. [5] اعضای بدن در هنگام نماز از دهشت می‏لرزید، کانت اعضاؤه ترتعد من خشیة الله عزوجل. هر گاه نماز می‏خواند به این اندیشه بود که آخرین نماز را می‏خواند و با نماز وداع می‏نمود، و کان یصلی صلوة مودع یری انه لا یصلی بعده ابدا. [6] در هنگام نماز از همه صداها و نداها می‏برید، تنها متوجه نجوای با خدا می‏شد. در هنگام نماز فرزند حضرت از بالای بلندی افتاد و آسیب دید، اهل خانه با سر و صدای تمام وی را بردند و پانسمان نمودند و به خانه بازگشتند، سید الساجدین علیه‏السلام چون متوجه خداوند بود، آن همه ناله و صداها را نشنید. [7] .

پی نوشت ها:
[1] مؤمنون، 2.
[2] خصال، ج 2، ص 517.
[3] ارشاد، ج 2، ص 142.
[4] همان، ص 143.
[5] خصال، ج 2، ص 517.
[6] همان.
[7] بحار، ج 46، ص 80.

منبع: امام سجاد الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ فاطیما چاپ دوم 1384.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir