صبر بی ‏پایان

نوع اصطلاح :
عنوان :
صبر بی ‏پایان
یکی از ملکات برجسته اخلاقی که از ارزش فوق العاده‏ای برخوردار می‏باشد «صبر» و «تحمل» است. «صبر» که در زمینه «فشار عوامل مختلفی که به خارج شدن انسان از حالت معمولی او را مجبور می‏کنند»، مطرح است، اقسامی دارد مانند: «صبر در مقابل مصیبت»، «صبر در مقابل معصیت» و «صبر در مقابل هواهای نفسانی» و در مراتب عالی‏تر «صبر در مدارج طاعت الهی» که در نهایت به بالاترین کمالات برای انسان منتهی می‏گردد که «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا وکانوا بآیاتنا یوقنون» [1] .
یعنی: «چون صبر ورزیدند از بین آنان بعضی را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می‏کنند، آری آنان به آیات ما یقین داشتند.» حضرت امام زین العابدین علیه‏السلام تجسم کامل مکتب «صبر» می‏باشند. نمونه بارز این «صبر» در جریان «نهضت عاشورا» به نمایش گذاشته شد. با توجه به مصائب انبوهی که به حضرت در این جریان وارد گردید که هر کدام از آنها کوه را آب می‏کند، و تحمل حضرت در تمام این موارد، می‏توان به میزان «صبر» حضرت واقف شد.
به بعضی از این مصائب، چه مصائب ناشی از کشته شدن پدر و برادران و یاران و چه مصائب ناشی از فشار و ایذاء و ددمنشی دژخیمان اموی به خود آن حضرت و به سایر اسراء کربلا، در بررسی «مقطع پس از شهادت پدر تا هنگام ورود به مدینه» اشاره گردید.
«صبر در طاعت و بندگی» حضرت نیز با مطالعه و بررسی عبادات حضرت از نمازها و سجده‏ها و حج‏ها و ذکرها و... روشن می‏گردد که در بخش «عبادات حضرت» گذشت.
اما سایر اقسام «صبر» در زندگی حضرت سجاد - علیه‏السلام -:
1- «واقدی» نقل می‏کند که «هشام بن اسماعیل مخزومی» (که او را عبدالملک مروان در سال 84 والی «مدینه» کرد و تا سال 87 بر آنجا والی بود) حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام را در طول امارت خود بشدت و به صورت مستمر اذیت می‏کرد. هنگامی که از طرف «ولید» عزل شد، «ولید» والی جدید «مدینه» را مأموریت داد که او را در مقابل مردم نگه دارد تا به هر کس آزار رسانیده، جبران شود و هر کس در زمان فرمانروایی او مورد ظلم قرار گرفته و یا حقی از او ضایع شده، حق خود را از او مطالبه کند. در این حال «هشام» می‏گوید: «من جز از علی بن الحسین علیه‏السلام نمی‏ترسیدم.» در همین حال که او در کنار خانه مروان ایستاده بود، حضرت بر او عبور کردند، و به محض رسیدن به او ایشان بر او سلام کردند!! و قبلا به خواص خود امر کرده بودند که هیچ کدام از آنها مطلقا و لو به یک کلمه متعرض او نشوند. هنگامی که حضرت عبور کردند هشام فریاد زد: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» [2] یعنی: «خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد.» [3] . «ابن‏فیاض» در همین مورد افزوده است که حضرت به «هشام» فرمودند: «نگاه کن و بررسی نما اگر در زمینه اموالی که ممکن است از تو گرفته شود کمبود پیدا کرده‏ای، ما آنقدر وسعت داریم که تو را کمک کنیم. و از جانب ما و تمام کسانی که ما را اطاعت می‏کنند خیالت راحت باشد.» [4] .
2- «ابراهیم بن سعد»: حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام بانگ و فریاد بلندی را از داخل منزلشان شنیدند و این در حالی بود که نزد ایشان گروهی حضور داشتند. حضرت بلند شده و به سرعت به داخل منزل رفتند و سپس به مجلس خود برگشتند. به حضرت گفته شد: «آیا حادثه‏ای پیش آمد که منجر به این سر و صدا و شیون و زاری شد؟» حضرت پاسخ دادند: «بلی».
بعد اصحاب ایشان را تسلیت گفتند و همه از صبر آن بزرگوار متعجب گردیدند.
حضرت فرمودند: «اما اهل البیت خداوند - عزوجل - را در آنچه دوست می‏داریم اطاعت می‏کنیم و بر آنچه نمی‏پسندیم سپاسگزاریم.» [5] .
3 - در روایت دیگری آمده است که از حضرت فرزندی درگذشت و ابدا از ایشان جزع و فزعی دیده نشد. وقتی از علت آن پرسیدند، فرمودند: «امری بود که انتظارش را می‏کشیدیم و چون واقع شد آن را ناخشنود ندانستیم.» [6] .
4- حضرت پسرعمویی داشتند که ناشناس شبانه نزد او می‏رفتند و مقداری «دینار» به او هدیه می‏کردند. اما او که از این عمل حضرت بی‏اطلاع بود، در همین هنگام مرتب می‏گفت: «علی بن الحسین علیه‏السلام به من کاری نداشته و با من «صله رحم» به جا نمی‏آورد!! خداوند از جانب من هیچ خیری به او نرساند!!» حضرت نیز این سخنان را می‏شنیدند و تحمل نموده و بر آن «صبر» می‏کردند و هرگز خودشان را به او معرفی نمی‏کردند.
چونکه حضرت وفات یافتند آن رفت و آمدها و هدیه‏ها قطع شد و در آن حال فهمید که خود حضرت بودند که به سراغ او می‏آمدند و به او کمک می‏نمودند و لذا بر سر قبر حضرت آمد و شروع به گریستن کرد.» [7] .
این روایت شریف علاوه بر «اخلاص» حضرت بر «صبر بی‏پایان» آن بزرگوار نیز دلالت دارد که حرف ناروا و نابحق پسرعموی خود و حتی نفرین او را می‏شنیدند و هیچ عکس العمل نشان نمی‏دادند و «صبر» می‏کردند و اجر عمل خود را ضایع نمی‏ساختند.
5- حضرت در خلال دو کلامی که از ایشان نقل شده بینش خود را در مورد صبر چنین بیان فرموده‏اند:
الف: «هیچ جرعه خشمی را نیاشامیدم که نزد من محبوبتر باشد از جرعه خشمی که به دنبال آن «صبر» باشد و دوست ندارم به جای آن، شتران سرخ موی (گرانقدرترین مال نزد عرب) داشته باشم.» [8] .
ب: «هیچ جرعه‏ای نیاشامیدم که نزد من محبوبتر باشد از جرعه خشمی که صاحب و مسبب آن را مجازات نکنم.» [9] .

پی نوشت ها:
[1] آیه 24 از سوره32: السجده.
[2] بخشی از آیه 124، از سوره 6: الانعام.
[3] بحارالانوار، ج 46، ص 55 ح 5 (به نقل از الارشاد) و ص 94، ح 84 (به نقل از مناقب).
[4] بحارالانوار، ج 46، ص 55 ح 5 (به نقل از الارشاد) و ص 94، ح 84 (به نقل از مناقب).
[5] بحارالانوار، ج 46، ص 95 (به نقل از حلیة الاولیاء).
[6] بحارالانوار، ج 46، ص 101 (به نقل از کشف الغمه).
[7] بحارالانوار، ج 46، ص 100 (به نقل از کشف الغمه).
[8] بحارالانوار، ج 46، ص 74 (به نقل از امالی ابن‏الشیخ).
[9] بحارالانوار، ج 46، ص 102، ح 91 (به نقل از اصول کافی).

منبع: اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir