سعه صدر امام صادق

نوع اصطلاح :
عنوان :
سعه صدر امام صادق
مفضل يکي از بزرگان شيعه است و کتاب او موسوم به توحيد مفضل، کتابي است در اثبات صانع و صفات او. درباره‏ي امام مي‏گويد: «در مسجد نشسته بودم و ابن ابي‏العوجا با اطرافيانش کلمات کفرآميز مي‏گفتند. نتوانستم صبر کنم و به آنها پرخاش کردم. ابن ابي‏العوجا گفت: اي مرد! اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد هستي، روش او چنين نيست. ما با او مذاکره مي‏کنيم و او با کمال صبر و بردباري، با کمال عقل و فطانت به حرفها گوش مي‏کند که گويا مجاب شده است، و بعد حرفها را يکي پس ديگري رد و باطل مي‏کند.» [1] .
در خاتمه، قضيه‏اي از ابي‏بصير که خود معجزه است نقل مي‏کنيم: ابي‏بصير مي‏گويد: يک نفر گناهکار که ما از گناه او به تنگ آمده بوديم، همسايه‏ي ما بود و هر چه به او نصيحت مي‏کرديم، اثر نمي‏کرد. در سفري که مي‏خواستم به مدينه بروم، پيش من آمد و گفت «ابابصير انا رجل مبتلي و انت المعافي.»؛ يعني: من مردي مبتلا به گناهم و ترک آن برايم مشکل است. تو به خودت نگاه نکن که از شيطان رهانيده شده‏اي، حال مرا به امام صادق بگو، شايد آن حضرت برايم فکري کند. من قضيه را خدمت امام صادق (ع) گفتم. حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان و بگو اگر گناه را ترک کني، من بهشت را برايت ضامن مي‏شوم. ابي‏بصير مي‏گويد: چون برگشتم آن مرد به ديدنم آمد. من سلام امام صادق و پيغام را به او گفتم و او به شدت منقلب شد. چند روزي نگذشته بود که به ديدنش رفتم و او را در حال مرگ ديدم. چشم باز کرد و گفت: امام صادق به ضمانت خود وفا کرد. سال بعد در مدينه به منزل امام رفتم. هنوز وارد اتاق نشده بودم که فرمود: ابابصير، ما به ضمانت خود عمل کرديم.» [2] .
- نظير اين قضيه را باز ابي‏بصير نقل مي‏کند و آن چنين است: «يکي از عمال بني‏اميه را خدمت امام صادق بردم که توبه کند. حضرت گله کرد و فرمود: «اگر مردم در اطراف بني‏اميه گرد نيامده بودند، آنان نمي‏توانستند حق ما را غصب کنند.» سپس فرمودند: هر چه بگويم انجام مي‏دهي؟ آن مرد لحظه‏اي صبر کرد و قبول کرد که آنچه امام صادق مي‏گويد، انجام دهد. حضرت فرمودند: همه‏ي اموالت را صدقه بده، من هم ضامن بهشت مي‏شوم.» ابي‏بصير مي‏گويد: چند روزي نگذشته بود که دخترش را دنبال من فرستاد. چون رفتم، ديدم آنچه داشته صدقه داده است؛ به طوري که پيراهني هم به تن ندارد! پيراهني براي او تهيه کردم و چند روزي نگذشت که وقتي در حال مرگ بود، به بالين او رفتم به من گفت: امام صادق به وعده‏ي خود عمل کرد. دوباره خدمت امام صادق (ع) رسيدم و هنوز وارد اتاق نشده بودم که فرمود: ابابصير ما به وعده‏ي خود وفا کرديم.» [3] .
اين قطره‏اي از درياي فضايل امام صادق است، و ما اگر به طور اجمال درباره‏ي امام صادق چيزي بگوييم، آن را مي‏گوييم که خود امام صادق (ع) فرموده است. جهني مي‏گويد: «ما در مدينه درباره‏ي فضايل اهل‏بيت صحبت مي‏کرديم و شبهه‏ي ربوبيت براي ما جلو آمد. امام صادق (ع) را ملاقات نموديم. حضرت فرمودند: اين فکر خرافي چه وقت به نظر شما رسيد؟ همانا براي ما پروردگاري است که هميشه حافظ ما است و ما او را عبادت مي‏کنيم. شما مي‏توانيد هر چه مي‏خواهيد درباره‏ي ما بگوييد، مشروط بر اينکه ما را مخلوق خداوند متعال بدانيد.»
اين جمله از بسياري از ائمه طاهرين عليهم‏السلام نقل شده است، [4] بايد بدانيم که ائمه‏ي طاهرين ممکن الوجود، بنده‏ي مخلوق، و فقر صرف هستند و استقلالي از خود ندارند. استقلال، وجوب، وجود، ربوبيت، خلق، و غنا مختص ذات ربوبي است؛ ولي آنان واسطه‏ي فيض اين عالم، مظهر صفات خداوند، عالم بما سوي الله و داراي همه‏ي صفات کمال مي‏باشند.
و به گفته‏ي اميرالمؤمنين (ع): نزلونا عن الربوبية و قولوا فينا ما شئتم.
ما را خدا نگوييد و هر چه مي‏خواهيد درباره‏ي ما بگوييد.
«بحارالانوار - کتاب الاماهة»

پی نوشت ها:
[1] سفينة البحار ج 1 ص 423.
[2] محجة البيضاء ج 4 ص 263 و کشف الغمة ص 426 و اصول کافي ج 1 ص 474.
[3] بحارالانوار ج 48 ص 138، مناقب ابن‏شهرآشوب ج 4 ص 240.
[4] در خصال از اميرالمؤمنين عليه‏السلام در توقيعي از ناحيه مقدسه امام زمان عليه‏السلام (احتجاج طبرسي ج 2) و در کتاب البصائر و....
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir