اعترافات

نوع اصطلاح :
عنوان :
اعترافات
فضايل و برتري‏هاي اهل بيت (عليهم السلام) به گونه‏اي است که کسي را توان پنهان آنها نمي باشد. اهل بيت (عليهم السلام) در ارزش‏هاي انساني درخششي خيره کننده دارند که حتي دشمنان آنان برتري‏هاي آنان را به زبان مي‏آورند.
انديشمندان و فرزانگان و نيز چالشگران اهل بيت (عليهم السلام) هماره به ويژگي‏ها و برتري شاخص‏هاي عترت اعتراف مي‏نمايند. صادق آل محمد عليه‏السلام نيز به خاطر برجستگي و درخشندگي ممتاز خويش همگان را وادار به اعتراف مي‏نمايد. اعتراف بر فضايل و برتري‏هاي امام همام را از مخالفين حضرتش آغاز مي‏کنيم.
منصور دوانيقي: جعفر بن محمد عليه‏السلام از برگزيدگان خداست، آنان که خداي سبحان درباره آنان مي‏فرمايد: ثم أورثنا الکتاب الذين اصطفينا من عبادنا. وي در فضيلت‏ها بر همگان سبقت دارد و کان من السابقين بالخيرات. [1] .
ابو حنيفه: من داناتر و برتر از جعفر بن محمد عليه‏السلام نديدم، ما رأيت افقه من جعفر بن محمد. [2] ابوحنيفه: لولا سنتان لهلک نعمان [3] ، «اگر دو سال شاگردي امام صادق عليه‏السلام نبود، نعمان (اسم ابو حنيفه) نابود شده بود».
ابو هريره (الآبار شاعر اهل بيت) هنگام تشييع جنازه امام صادق عليه‏السلام: أتدرون ماذا تحملون الي الثري [4] ، آيا مي‏دانيد چه چيزي زير خاک پنهان مي‏سازيد!
جاحظ: دانش فقه و فرهنگ وي (جعفر بن محمد) فراگير دنيا شده است. در فضيلت همين بس که ابو حنيفه و سفيان ثوري از شاگردان وي هستند! [5] .
مالک بن انس: فما کنت اراه الا علي احدي ثلاث خصال، اما مصل، اما صائم و اما يقرأ القرآن. «وي را در سه حالت مشاهده کردم: در حال نماز، روزه و قرائت قرآن». [6] .
و ما رأيت عين و لا سمعت اذن و لا خطر علي قلب بشر افضل من جعفر بن محمد. «هيچ چشمي مانند وي نديده و هيچ گوشي مانند وي نشنيده است». [7] .
عبد الرحمن سلمي: فاق جميع اقرانه من اهل البيت، «وي برترين اهل بيت است». [8] .
ابن تيميه: وي بر يکي از سه حالت بوده است؛ يا نماز مي‏خوانده، يا قرآن مي‏خوانده و يا روزه دار بوده است. [9] .
ذهبي: مناقب جعفر کثيرة و کان يصلح للخلافة لسؤدته و فضله و علمه و... [10] «وي صلاحيت خلافت را دارد، به خاطر بزرگواري، دانش و فضلش».
ابن ابي العوجاء: ما هذا بشر و ان کان في الدنيا روحاني يتجسد اذا شاء يتروح فهو هذا (و اشار الي الصادق عليه‏السلام). [11] «چگونه بشري است! اگر در دنيا تمثل روحي که بر جسدي تعلق گرفته باشد وجود داشته باشد، ايشان است».
شهرستاني: جعفر بن محمد الصادق عليه‏السلام هو ذو علم عزيز و ادب کامل في الحکمة و زاهد في الدنيا... و من تلا في ذروة الحقيقة لم يخف من حط. [12] «وي از دانش بي‏بديل و ادب و حکمت کامل بهره مند است، از دنيا زاهد و داراي همتي بلند است».
قرماني: کان رأسا في الحديث، «وي برترين همه در علم حديث مي‏باشد». [13] .
ابو نعيم : جعفر بن محمد الامام الناطق ذو الزمام السابق. [14] «جعفر بن محمد پيشوايي گويا و سابقه‏اي درخشان دارد».
ابن حجر عسقلاني: جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن ابي طالب فقيه صادق. [15] «جعفر بن محمد فقيهي راستگو است».
ابن جوزي: جعفر بن محمد کان مشغولا بالعبادة عن حب الرياسة. [16] «جعفر بن محمد رياست طلب نبود، هماره به عبادت خدا مشغول بود».
عمرو بن ابي المقدام: اذا نظرت الي جعفر بن محمد علمت انه من سلاله النبيين. [17] «هنگامي که به جعفر بن محمد نگاه نمودم يقين کردم که از نسل پيامبران است».
جاحظ: جعفر بن محمد الذي ملا الدنيا علمه و فقهه. [18] «دانش جعفر بن محمد دنيا را فرا گرفته است».
ميثمي (احمد بن حجر): جعفر بن الصادق نقل الناس عنه من العلوم ما سارت به الرکبان و انتشر صيته جميع البلدان. [19] «وي از دانشي بهره مند است که بايد براي بهره گيري از آن بار سفر بست، آوازه وي همه جا را فرا گرفته است».
هيجاح بن بسطام: جعفر بن محمد آن مقدار اطعام مي‏کرد که براي خانواده خودش چيزي باقي نمي‏ماند، لا يبقي لعياله شيء. [20] .
سويدي: نقل عنه من العلوم ما لم ينقل عن غيره و کان اماما في الحديث. [21] «از وي آن مقدار علوم نقل شده است که از ديگران نقل نشده است. وي در حديث امام مي‏باشد».
ابوحاتم: ثقة لا يسأل عن مثله، «مانند ندارد». [22] .
محمد بن عبيد الله اسکندري: عنده من الاسماء و سائر الدعوات التي لو قرأها علي الليل لانار، «در نزد وي اسماء و حقايقي است که اگر بر شب خوانده شوند، روز مي‏شود». [23] .
محمد بن طلحه شافعي: هو من عظماء اهل البيت و ساداتهم (عليهم السلام) ذو علوم جمة و عبادة موفرة و اوراد متواصلة و زهادة بينه و تلاوة کثيرة... انه من سلالة النبوة و طهارة افعاله تضرع انه من ذرية الرساله. [24] «از بزرگان اهل بيت (عليهم السلام) است، داراي دانش فراوان، همواره مشغول عبادت، همواره به ياد خداست، زهدي آشکار دارد، بسيار قرآن مي‏خواند، از نسل پاک پيامبر است، رفتار وي بر اين امر گواهي مي‏دهد».
ابن خلکان: جعفر الصادق بن محمد الباقر عليه‏السلام احد الائمة الاثني عشر علي مذهب الامامة و کان من سادات اهل البيت و لقب بالصادق لصدقه في مقالته و فضله اشهر من أن يذکر. [25] «يکي از امامان دوازده امامي هاست. از بزرگان اهل بيت (عليهم السلام) است. چون در گفتار راستگوست، لقب «صادق» دارد. فضايل وي به شمارش نمي‏آيد».
ابن صباغ: نقل الناس عنه من العلوم ما سارت به الرکبان و انتشر صيته و ذکره في ساير البلدان. [26] «آوازه‏اش همه جا منتشر است. کسي است که به خاطر فضلش بايد به سوي وي بار سفر بست».
سيد امير علي: وي نخستين کسي بود که مدارس فلسفي را بنيان نهاد. [27] .
قندوزي: و اتفقوا علي جلالته و سيادته و کان من سادات اهل البيت. [28] «بر بزرگي و بزرگواري وي اتفاق است. از بزرگان اهل بيت (عليهم السلام) است».
زر کلي: جعفر الصادق سادس الائمة الاثني عشر عند الامامية له منزلة رفيعة في العلم. [29] «جعفر صادق ششمين امام دوازده امامي هاست، جايگاهي بس بلند در دانش دارد».
فريد وجدي: هو احد الائمة الاثني عشر علي مذهب الامامية کان من سادات اهل البيت النبوي. [30] «وي يکي از امامان دوازده امامي هاست. از بزرگان اهل بيت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم است».
مفيد: و کان أنبأهم ذکرا و اعظمهم قدرا و أجلهم في العامة و الخاصة. [31] «وي آگاه ترين و برترين اهل بيت (عليهم السلام) است و برترين انسان بين شيعه و سني است».
طبرسي: و کان اعلم اولاد رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم في زمانه بالاتفاق. [32] «به اتفاق همگان در زمان خودش داناترين فرزند رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم مي‏باشد».
اين سخنان شرح جمله کوتاه امام باقر عليه‏السلام است که در حق فرزندش صادق آل محمد فرمود: هذا خير البرية، [33] «وي برترين انسان‏ها است».

پی نوشت ها:
[1] تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 323.
[2] تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 175، ش 162.
[3] مختصر التحفة الاثني عشرية، ص 8، الامام صادق عليه‏السلام، ج 1، ص 58، اعلام الهداية، ج 8، ص 23.
[4] بحار، ج 47، ص 333.
[5] الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 55.
[6] صفوة الصفوة، ج 2، ص 114؛ مناقب، ج 4، ص 275.
[7] الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 53.
[8] الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 58.
[9] کتاب التوسل و الوسيلة، ص 52، نقل از الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 53.
[10] تاريخ الاسلام، حوادث سال 141؛ سير اعلام، ج 13، ص 120؛ نقل از مسائل الخلافية، ص 41.
[11] الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 54.
[12] الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 54.
[13] الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 54.
[14] حلية الاولياء، ج 3، ص 225.
[15] نقريب التهذيب، ص 68؛ الامام الصادق عليه‏السلام،ج 1، ص 55.
[16] صفوة الصفوة، ج 2، ص 114.
[17] حلية الاولياء، ج 3، ص 225؛ صفوة الصفوة، ج 2، ص 114.
[18] الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 55.
[19] همان، ص 56.
[20] صفوة الصفوة، ج 2، ص 115.
[21] سبائک الذهب، ص 329.
[22] تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 175.
[23] بحار، ج 4، ص 203.
[24] مطالب السؤول، ج 2، ص 110.
[25] وفيات الاعيان، ج 1، ح 327.
[26] فصول المهمة، ج 2، ص 908.
[27] الامام الصادق عليه‏السلام، ج 1، ص 58.
[28] همان.
[29] همان.
[30] همان، ص 62.
[31] الارشاد، ج 2، ص 179.
[32] اعلام الوري، ص 187.
[33] کافي، ج 1، ص 307.


اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir