بخشندگي

نوع اصطلاح :
عنوان :
بخشندگي
هياج بسطام مي‏گويد: «کان جعفر بن محمد يطعم حتي لا يبقي لعياله شي‏ء»؛ [1] يعني امام جعفر بن محمد چنان اطعام مي‏فرمود که حتي براي اهل و عيالش چيزي باقي نمي‏ماند. امام در وصيت به فرزندش مي‏فرمود: «اي فرزند! اگر کسي از تو چيزي خواست، به او احسان کن». [2] .
عبدالحليم جندي در اين باره مي‏نويسد:
عين زياد، نام مزرعه‏اي از آن امام صادق عليه‏السلام بود. او به کارکنانش دستور مي‏داد که راهي به داخل باغ باز کنند تا مردم به درون آن راه يابند و از ميوه‏هاي آن بخورند. هر روز ده سفره مي‏انداخت که بر سر هر يک، ده نفر مي‏نشست. هرگاه ده نفر برمي‏خاستند، ده تن ديگر به جاي آنها مي‏نشستند. هر يک از همسايگان که به مزرعه نمي‏آمد، يک ظرف از آن خرماها را برايشان مي‏فرستاد. زمان برداشت محصول که مي‏رسيد، پاداش کارگران را مي‏داد. آنچه بر جاي مانده بود، به دستور امام به مدينه برده مي‏شد و ميان مردم تقسيم مي‏گرديد و به هر يک در خور حال وي چيزي مي‏رسيد.
ابن ابي‏طيفور مي‏نويسد:
ميهماني نزد امام صادق عليه‏السلام بود. روزي مهمان برخاست که کاري براي امام انجام دهد. حضرت نگذاشت و خود برخاست و کار را انجام داد و فرمود: «پيامبر از کار کردن مهمان جلوگيري مي‏کرد». [3] .
فضل بن روزبهان، از علماي اهل سنت در شرح فرازي از صلوات مخصوص آن حضرت مي‏نويسد:
آن حضرت، فريادرس و ياري کننده ضعيفان و عاجزان در پيش آمدها و بلاها بود و اين به رحم و عطوفت آن حضرت بر عاجزان اشاره دارد؛ چنان که روايت کرده‏اند هرگاه براي کسي حادثه يا فقري پيش مي‏آمد، به جوار لطف و احسان آن حضرت در مدينه پناه مي‏برد و از خوان نعمت آن حضرت بهره مي‏برد؛ انگار که شيعه اهل بيت است. [4] .
حضرت به همه احسان و محبت مي‏کرد و گناه افراد سبب نمي‏شد حاجت او را روا نکند. مي‏بخشيد و موعظه مي‏کرد. شقراني [5] که فردي گناه‏کار و شراب‏خوار بود، مي‏گويد: گرفتار بودم و شفيعي نداشتم. سرگردان بودم که ناگه جعفر بن محمد را ديدم. پس گفتم: فدايت شوم، من غلام شقراني هستم و حاجت خود را اظهار کردم. پس حضرت به من عطايي کرد و سپس فرمود: اي شقراني! نيکي از همه خوب است و از تو پسنديده‏تر و زشتي از همه بد است و از تو بدتر؛ به خاطر مکاني که نزد ما داري.
زمخشري پس از نقل اين جريان مي‏نويسد: بنگريد امام چگونه احسان مي‏کند و حاجت شقراني را روا مي‏کند و به او احترام مي‏گذارد، با اينکه از حال او آگاه بود. بنگريد که چگونه او را موعظه مي‏کند؛ اين خلق و خو، همان خلق و خوي پيامبران است. [6] .

پی نوشت ها:
[1] حلية الاولياء، ج 3، ص 194؛ سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 443؛ تهذيب الکمال، ج 3، ص 426؛ مطالب السؤول، ص 285.
[2] حلية الاولياء، ج 3، ص 195.
[3] عبدالحليم جندي، الامام الصادق عليه‏السلام، صص 361 و 362.
[4] فضل بن روزبهان، وسيلة الخادم الي المخدوم، قم، کتاب خانه آيت الله مرعشي، 1372، چ 1، صص 184 و 186.
[5] از اولاد شقران، غلام رسول الله صلي الله عليه و آله بود.
[6] سيد کاظم قزويني، موسوعة الامام الصادق عليه‏السلام، قم، بصيرتي، 1414، چ 1، ج 1، ص 337؛ به نقل از: زمخشري، ربيع الابرار، ج 2، ص 513؛ ابن ابي‏الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 18، ص 205؛ سبط بن جوزي، تذکره الخواص، قم، منشورات الرضي، 1418 ه. ق، ص 310.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir