زياد بن منذر ابوجارود همداني‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
زياد بن منذر ابوجارود همداني‏
از اصحاب و راويان حضرت باقر (ع) [1] و حضرت صادق عليهماالسلام بوده است. [2] .
او پس از آن که زيد شهيد خروج کرد، از استقامت خارج شد [3] و از رؤساي «زيديه» گرديد. گروه «جاروديه» و «سرحوبيه» که يکي از شاخه‏هاي «زيديه» مي‏باشد. منسوب به اوست. [4] او کور مادرزاد بود و چيزي را نديده بود [5] ، پس او را سرحوب [6] لقب دادند. [7] .
در مذمت ابوجارود رواياتي وارد شده است: از جمله ابن‏نديم روايت کرده که امام صادق (ع) زياد را لعنت کرد، و فرمود: او چشم ظاهر و چشم دلش کور است. و سپس از محمد بن سنان نقل کرده که ابوجارود قبل از مرگ، هم شرب خمر کرد و هم با کفار در آميخت و دوستي نمود. [8] .
از ابي‏اسامه روايت شده که گفت: امام صادق (ع) به من فرمود: ابوجارود، چه شد؟ به خدا سوگند، او نمي‏ميرد، مگر سر گردان و گمراه. [9] .
ابوبصير گويد: در خدمت امام صادق (ع) بوديم که کنيزي از کنار ما بگذشت و همراهش قمقه‏اي بود که آن را وارونه کرده بود. امام فرمود: خداوند قلب ابوجارود را وارونه کرده همان گونه که اين کنيز اين قمقمه را وارونه کرده، چه مي‏توان کرد؟ [10] .
از سماعه، از ابوبصير روايت شده که گفت: روزي امام صادق (ع)، کثيرالنوي و سالم بن ابي‏حفصه، و ابوجارود را ياد کرد، و فرمود: اين افراد، دروغگويان و تکذيب کنندگان و کفارند، لعنت خدا بر آنان باد. [11] .
از ابي‏سليمان روايت شده که گفت: شنيدم امام صادق (ع) در خيمه‏اش، در مني، با صداي بلند به ابوجارود فرمود: به خدا سوگند، پدرم، هنگامي که از دنيا رفت، پيشواي تمام مردم روي زمين بود. جاهل به او، گمراه است. در سال بعد نيز حضرت همين مطلب را به او تذکر داد. سپس ابوجارود را در کوفه ديدم، گفتم: آيا نشنيدي آن چه امام صادق (ع) دو نوبت به تو فرمود؟ گفت: منظورش از پدر، علي بن ابيطالب (ع) بود. [12] .
از مجموع آن چه ذکر شد چنين برمي‏آيد که ابوجارود مردي منحرف از اهل بيت عصمت و طهارت (ع) بوده، و به گفته‏هاي او اعتمادي نيست، و علماي رجال او را ضعيف شمرده‏اند [13] الله العالم.
مرحوم محدث نوري (ره) در خاتمه مستدرک، در ترجمه ابوجارود، مي‏گويد: سخن درباره او طولاني است؛ او در اول امر امامي و شيعه بود، و در پايان زيدي مذهب گرديد. [14] .
مرحوم راوندي، در کتاب دعوات، مي‏گويد: ابوجارود گويد: به حضرت باقر (ع) عرض کردم: يا ابن‏رسول الله، من مردي نابينايم، و (به علت راه دور بين من و شما) نمي‏توانم‏ هر لحظه به زيارت شما بيايم، مي‏خواهم ديني را که شما و خاندانتان، خدا را به آن عبادت مي‏کنيد، به من بياموزيد، تا به آن متدين و متمسک باشم (و به بازماندگانم نيز بياموزم). حضرت از سخنم تعجب نمود، و فرمود: آن دين: شهادت به وحدانيت خدا؛ و گواهي به پيامبري محمد صلي الله عليه و آله، و اقرار به آن چه او از جانب خدا آورده (به پاداشتن نماز، پرداخت زکات، و حج خانه خدا، و روزه ماه رمضان)؛ و ولايت ولي ما، و بيزاري از دشمن ما؛ و تسليم در برابر فرمان ما؛ و انتظار قائم ما؛ و کوشش (در امر واجب و حلال)، و پرهيزکاري (از محرمات) است. [15] .
مرحوم کليني، در کافي،روايت کرده که ابوجارود گفت: حضرت باقر (ع) فرمود که رسول خدا (ص) فرموده: من نخستين کسي هستم که روز قيامت بر خداي عزيز جبار وارد شوم، با کتابش و اهل بيتم؛ آن گاه امتم (وارد شوند)، پس، از ايشان بپرسم که با کتاب خدا و اهل بيت من، چه کردند؟ [16] .
بعضي گفته‏اند: ابوجارود داراي کتابي در تفسير قرآن است که از حضرت باقر (ع) روايت کرده است. [17] .
بخاري، وفات ابوجارود را در دهه 160 - 150 ذکر کرده است. [18] .

پی نوشت ها:
[1] رجال الطوسي، ص 122.
[2] رجال الطوسي، ص 197.
[3] رجال نجاشي، ص 121.
[4] گروه جاروديه، اصحاب ابوجارود (زياد بن منذر همداني) بودند. آنان چنين گمان مي‏بردند که پيامبر (ص) در مورد امامت، نام علي (ع) را به طور نص و صريح نبرده، بلکه او را با نشانه‏ها و علائم توصيف کرده است. اما امام بعد از رسول (ص)، علي (ع) است، ليکن مردم نفهميدند و در شناسايي مصداق آن اوصاف کوتاهي ورزيدند، سپس به اختيار خود ابوبکر را به خلافت برگزيدند؛ و بدين جهت کافر گشتند، چون خلافت امر رسول (ص) کردند. ابوجارود بر اساس اين تفکر از زيد بن علي جدا شد، زيرا او چنين اعتقادي نداشت.
گروهي از جاروديه، امامت را از آن علي (ع)، سپس حسن (ع)، سپس حسين (ع)، سپس علي بن الحسين (ع)، سپس زيد بن علي، و سپس محمد بن عبدالله مي‏دانستند، و به امامت محمد بن عبدالله قال بودند. از جمله شيعيان محمد بن عبدالله، ابوحنفيه مي‏باشد. (ملل النحل، ج 1، ص 255).
[5] رجال نجاشي، ص 121.
[6] اسم شيطان کوري در دريا.
[7] رجال کشي، ص 199.
[8] فهرست ابن‏النديم، ص 253.
[9] رجال کشي، ص 200.
[10] رجال کشي، ص 199.
[11] رجال کشي، ص 200.
[12] رجال کشي، ص 200.
[13] خلاصة الاقوال، علامه حلي، ص 106.
[14] خاتمه مستدرک الوسائل - فائده پنجم - ص 703.
[15] دعوات راوندي، ص 135.
[16] اصول کافي، ج 2، کتاب فضل القرآن، ص 438.
[17] فهرست طوسي، ص 146.
[18] تهذيب التهذيب، ج 3، ص 386.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir