معروف بن خربوذ مکي‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
معروف بن خربوذ مکي‏
شيخي جليل‏القدر و عابدي بلند پايه و يکي از اصحاب اجماع است که حديث منقول از او در شمار صحاح آورده مي‏شود [1] او بين عامه و خاصه معروف بوده است. [2] .
معروف بن خربوذاز اعاظم صحابه ائمه بزرگوار، حضرات علي بن الحسين [3] و محمد بن علي [4] و جعفر بن محمد الصادق [5] عليهم‏السلام بوده، و امتياز مخصوص وي به کثرت عبادت اوست.
همان گونه که در شرح حال جميل بن دراج گذشت، وقتي که فضل بن شاذان از سجده طولاني ابن ابي‏عمير در شگفت شد، ابن ابي‏عمير داستان شگفتي خود را از سجدهاي جميل بن دراج ذکر کرد و گفت که جميل بن دراج به او گفته بود که سجده طولاني‏اش در مقايسه با سجده‏هاي طولاني معروف بن خربوذ، بس ناچيز بوده است. [6] .
معروف بن خربوذ، به کثرت عبادت و طول سجده که غايت خضوع و منتهاي عبادت است، و اقرب حالات بنده به نزد پرودگار، و اشد اعمال بر ابليس است، معروف و محل‏ توجه بوده است. او اين نشانه از شيعه راستين علي (ع) بودن را، که - به فرموده امام صادق (ع) - معروف بودن به عبادت است [7] ، به خوبي دارا بود.
مرحوم کليني، در کافي، باب علامات و صفات مؤمن، از معروف بن خربوذ، از امام باقر (ع) روايت مي‏کند که فرمود: اميرالمؤمنين عليه‏السلام نماز صبح را، در عراق، به جماعت گزارد؛ چون رو برگردانيد، مردم را موعظه فرمود و از خوف خدا گريست و آنان را نيز گرياند، سپس فرمود: هان به خدا، در زمان دوست و رفيقم پيغمبر (ص)، مردمي را مي‏شناختم که در بامداد و شام ژوليده و گرد آلود و گرسنه بودند، پيشاني آنان (در اثر سجده) مانند زانوي بز بود، شب را براي پروردگار خود با سجود و قيام مي‏گذرانيدند، گاهي روي پا ايستاده و گاهي پيشاني به زمين مي‏گذاشتند،با پروردگار خود مناجات نموده، و آزادي خويش را از آتش دوزخ طلب مي‏کردند. به خدا که آنان را، با اين حال، ديدم که ترسان و نگران بودند. [8] .
ابن‏اثير، در اسد الغابه، در ذيل حالات بشير بن تيم صحابي، نقل کرده که معروف بن خربوذ از بشير بن تيم روايت مي‏کند که در شب ولادت نبي اکرم (ص)، موبد کسري [9] در خواب ديد که شتران و گروه اسبان از دجله گذشتند و درياچه ساوه خشک شد، و آتشکده فارس خاموش گرديد... [10] .
نويسنده گويد: بنابراين روايت، معروف بايد از تابعين به شمار آيد.
علي بن ابراهيم تيمي از محمد اصبهاني نقل کرده که گفت: در مکه معظمه، با معروف بن خربوذ نشسته بوديم، و عده‏اي نيز حضور داشتند؛ ناگاه جمعي از اهالي مدينه که بر چهارپايان سوار بودند بر ما گذشتند. معروف گفت از ايشان بپرسيد که در مدينه چه خبر تازه‏اي است. ما پرسيديم، گفتند؛ عبدالله بن حسن [11] وفات کرده است. ما به معروف خبر داديم. طولي نکشيد، عده ديگري آمدند، معروف گفت: از ايشان هم از خبر تازه مدينه بپرسيد. آنان گفتند: عبدالله بن حسن غش کرده بود و به هوش آمد. معروف گفت: نمي‏دانم ايشان چه مي‏گويند، الا آن که ابن‏المکرمة (حضرت صادق عليه‏السلام) به من خبر داد که قبر عبدالله و اهل بيتش در کنار فرات است. و چنان شد که او شنيده و خبر داده بود؛ منصور ايشان را به کوفه برد و در حبس افکند، و تمامي بر کنار فرات شهيد گشتند. [12] .
از محمد بن مروان روايت شده که گفت: من با معروف نزد حضرت صادق (ع) نشسته بوديم، پس او براي من شعر مي‏خواند و من براي او شعر مي‏خواندم، او از من سؤال مي‏کرد و من از او سؤال مي‏نمودم، و امام صادق (ع) مي‏شنيد، پس فرمود که رسول خدا (ص) فرموده: دل آدمي از چرک پر شود، از براي او بهتر است که از شعر پر شود. «فقال معروف: و انما يعني بذلک الذي يقول الشعر. فقال (ع): ويحک او ويلک، قد قال ذلک رسول الله (ص)» - معروف گفت: شايد مراد رسول خدا (ص)، گوينده شعر باشد، نه خواننده شعر، حضرت فرمود: واي بر تو! رسول خدا (ص) اين طور فرموده است - [13] .
نويسنده گويد: جمله «قد قال» يعني فرمايش رسول خدا (ص)، آن طور که تو خيال کردي و گفتي، نيست؛ بلکه فرمايش ايشان شامل گوينده، و حفظ کننده و خواننده شعر است. خدا و رسولش آگاه‏ترند. [14] .
مرحوم پدرم فرموده: سيد بن طاووس (ره)، در طريق اين روايت قدح فرموده. [15] .
از جابر جعفي روايت شده که گفت: وارد شدم بر امام باقر (ع) و زيد، برادر آن حضرت، نيز حاضر بود؛ ناگاه معروف بن خربوذ به مجلس وارد شد، حضرت فرمود: اي معروف! از اشعار شيرين و لطيفت، براي ما انشاد کن. معروف اين شعر را خواند:

لعمرک ما ان ابومالک‏
بواه و لا بضعيف قواه

و لا بالالدي قوله‏
يعادي الحکيم اذا مانهاه‏

و لکنه سيد بارع‏
کريم الطبائع حلو ثناه‏

اذا سدته سدت مطواعة
و مهما و کلت اليه کفاه [16] .

حضرت دست بر شانه زيد گذاشت، و فرمود: اين‏ها صفات تو است. [17] .

پی نوشت ها:
[1] الرواشح السماويه، راشحه سوم، ص 45.
[2] سفينة البحار، ج 2، ص 178.
[3] رجال الطوسي، ص 101.
[4] رجال الطوسي، ص 135.
[5] رجال الطوسي، ص 320.
[6] رجال کشي، ص 184.
[7] اصول کافي، ج 2، باب علامات مؤمن، ص 183.
[8] اصول کافي، ج 2، ص 185.
[9] داناترين عالم زرتشتي.
[10] اسدالغابة في معرفة الصحابة، ج 1، ص 192.
[11] عبدالله بن حسن بن حسن بن علي بن ابيطالب (ع)، معروف به عبدالله محض، و شخ بني هاشم.
[12] رجال کشي، ص 185.
[13] رجال کشي، 185 - 184.
[14] در زمينه شعر، و انواع آن مي‏توان اين گونه توضيح داد که:
شعر همچون وسيله‏اي است که هرگاه در جهت ناصواب به کار گرفته شود و بر اساس تخيل شکل گيرد و با تزيينات خيالي وتصويرهاي واهي عرضه شود، جلوگير راه حق مي‏شود و به جاي رشد، غي را به بار مي‏آورد، و طبيعي است که پردازندگان به اين نوع شعر، يا پرداختن به شعر از اين ديدگاه، سرانجامي جز گمراهي نخواهد داشت. سرودن اين دسته اشعار و سرخوش بودن به اين نوع شعر، انحراف از حق به غير حق است، و اين است معني قول خداي تعالي: «الشعراء يتبعهم الغاون»؛ و در همين زمينه است که پيغمبر (ص) فرموده است که اگر جوف يکي از شما پر از چرک شود، بهتر از آن است که پر از شعر گردد. از چنين اشعاري در اخبار و روايات نهي شده است.
بر عکس هرگاه که شعر در طريق صواب قرار گيرد و بر پايه شناخت صحيح و ايمان سروده شود، و تعهدآور و آگاهي‏از و انتقام گيرنده از ظالمين و ياري بخش مظلومين باشد، عمل صالح محسوب مي‏گردد، و از اين رو است که خداوند تعالي اين دسته از شعرا را استثناء فرموده، مي‏فرمايد: «الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و ذکروا الله کثيرا و انتصروا من بعد ما ظلموا» (سوره شعراء، آيه 227) مگر آن شاعران که اهل ايمان و عمل صالح بوده و ياد خدا بسيار کرده، و براي انتقام از ستمي که در حق آنها و ساير مؤمنان شده، از حق ياري جستند (و به شمشير زبان با دشمنان دين جهاد کردند).
مسعودي، در مروج الذهب (ج 3، ص 246 - 242)، منشاء اختلافات داخلي را که يکي از موجبات سقوط رژيم بني‏اميه بوده، به شعر کميت نسبت مي‏دهد.
[15] تحفة الاحباب، ص 369.
[16] به جان تو سوگند، که ابومالک سهل انگار و سست ضعيف نيست - او آن چنان نيست که اگر حکيمي او را نهي کند، با او به ستيز برخيزد - بلکه او سروري است برتر از همه که سرشتي بخشنده دارد و نيک منش است - اگر بر او فخر کني تنها بر فرمانبردارنش فخر نموده‏اي، ولي اگر کار را بدو واگذار کني او تمامي امور تو را کفايت خواهد نمود.
[17] امالي صدوق، مجلس 10، ح 12، ص 43.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir