يونس بن ظبيان کوفي‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
يونس بن ظبيان کوفي‏
شيخ طوسي، در رجالش، او را از اصحاب حضرت صادق (ع) شمرده [1] و در فهرست گويد: يونس کتابي داشته که آن را جماعتي روايت کرده‏اند. [2] .
نجاشي گويد: يونس ضعيف است، و به رواياتش اعتمادي نيست. و تمام کتابهايش درهم و برهم است. [3] .
و کشي رواياتي در مذمت يونس نقل کرده که ما دو روايت از آنها را ذکر مي‏کنيم:
کشي از محمد بن قولويه قمي، رحمه‏الله، روايت کرده که گفت: حديث کرد براي من سعد بن عبدالله از محمد بن عيسي از يونس که گفت: شنيدم مردي از «طياره» براي حضرت رضا (ع) نقل کرده از يونس بن‏ظبيان که گفت: شبي از شب‏ها، در حال طواف، شنيدم کسي از بالاي سرم مي‏گويد: اي يونس! «اني انا الله لا اله الا انا فاعبدني و اقم الصلوة لذکري». همين که سرم را بلند کردم خداي خود را ديدم. حضرت رضا (ع) خشمگين شد به طوري که گويا مالک خود نبود، به آن مرد فرمود: از نزد من بيرون برو؛ لعنت خدا بر تو و بر کسي که اين مطلب را براي تو نقل کرد، و لعنت خدا بر يونس بن‏ظبيان، هزار لعنت که به دنبالش هزار لعنت ديگر باد که هر لعنت او را به قعر جهنم برساند؛ شهادت مي‏دهم آن کسي که اين ندا را درداد شيطان بوده. سپس فرمود: يونس با ابي‏الخطاب در عذاب شديدي مي‏باشند، و همچنين يارانشان با آن شيطان، با فرعون و آل فرعون، در عذاب شديد خواهند بود. [4] .
و نيز کشي، رحمه‏الله، از فضال، از غالب بن‏عثمان، از عمار بن ابي‏عتبه نقل کرده که گفت: دختري از ابي‏الخطاب مرد، همين که دختر را دفن کردند يونس بن‏ظبيان در قبر آن دختر ظاهر شد و گفت: السلام عليک يا بنت رسول الله. [5] .
فضل بن‏شاذان در بعضي از کتابهايش مي‏گويد: دروغگويان مشهور: ابوالخطاب، يونس بن‏ظبيان، يزيد الصائغ، محمد بن‏سنان و ابوسمينه مي‏باشند. [6] .
ابن‏غضائري گويد: يونس غالي و دروغگو بوده و جعل حديث مي‏کرده است. [7] .
علامه حلي گويد: با اظهارات اين مشايخ عظام در مورد يونس، من به روايات او اعتمادي ندارم. [8] .
مرحوم محدث نوري در خاتمه مستدرک فرموده: يونس بن‏ظبيان مردي مستقيم بوده، و مقام عالي دارد، و هرگز غلو نداشته بلکه داراي عقيده‏اي نيکو بوده است. و سپس رواياتي در مدحش ذکر مي‏کند:
کشي، از محمد بن‏قولويه، از سعد بن عبدالله بن ابي‏خلف قمي از حسن بن علي زبيدي، از ابي‏محمد قاسم بن‏الهروي، از محمد بن الحسين بن ابي‏الخطاب، از ابن ابي‏عمير، از هشام بن سالم نقل کرده که گفت: از امام صادق (ع)، از چگونگي يونس بن ظبيان سؤال کردم، حضرت فرمود: خدا او را رحمت کند، و خانه‏اي در بهشت برايش بنا نهد؛ به خدا سوگند، او امين بر حديث بود. [9] .
کليني در کافي، صدوق در فقيه، شيخ طوسي در تهذيب، و ابن‏قولويه در کامل الزيارات، نقل کرده‏اند که امام صادق (ع)، زيارت حضرت سيدالشهداء (ع) را به يونس آموخت.
حسين بن‏ثوير بن ابي‏فاخته گويد: من و يونس بن‏ظبيان و مفضل بن عمر و ابوسلمه سراج محضر امام صادق (ع) نشسته بوديم، و يونس که از ما بزرگتر بود سخن مي‏گفت. او به حضرت عرض کرد: فدايت شوم، من گاهي در مجلس خلفا حاضر مي‏شوم، آنجا چه بگويم؟ حضرت فرمود: بگو: «اللهم ارنا الرخاء و السرور».
سپس گفت: فدايت گردم، بسا مي‏شود که به ياد امام حسين (ع) مي‏افتم، آن وقت چه بگويم؟ حضرت فرمود: سه مرتبه بگو: «صلي الله عليک يا ابا عبدالله» [10] ؛ سلام و درود تو، از دور و نزديک، به حضرت خواهد رسيد.
آن گاه حضرت (رو به ما کرد و) فرمود: هنگامي که حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شهيد شد، آسمان و زمين و ساکنان بهشت و دوزخ و تمام خلق پررودگار از پيدا و ناپيدا بر حضرتش گريستند، مگر سه چيز که نگريست: بصره، شام، و آل عثمان. [11] .
يونس عرض کرد: قربانت گردم، اگر بخواهم به زيارت آن حضرت روم، چه کنم، و چه بگويم؟ در پاسخ، امام صادق (ع)، پس از بيان آداب، زيارت امام حسين (ع) را به او تعليم فرمود... [12] .
محدث نوري گويد: امام صادق (ع) چنين زيارت بليغي را به کسي جز آن که در اعلا درجه ايمان و وثاقت باشد نمي‏آموزد.
سپس محدث نوري با نقل چند روايت ديگر و استفاده از آنها در جهت مدح يونس، به احاديثي که در مذمت او مي‏باشد جواب مي‏گويد. [13] .

پی نوشت ها:
[1] رجال الطوسي، ص 336.
[2] فهرست طوسي، ص 366.
[3] رجال نجاشي، ص 448، رديف 1210، (چاپ قم).
[4] رجال کشي، ص 309.
[5] رجال کشي، ص 310.
[6] خلاصة الاقوال، علامه حلي، ص 130.
[7] خلاصةالاقوال، علامه حلي، ص 131 و تحت نام رجال علامه حلي، ص 266.
[8] خلاصةالاقوال، علامه حلي، ص 131 و تحت نام رجال علامه حلي، ص 266.
[9] رجال کشي، ص 310
- کشي پس از نقل اين روايت گويد: ابن‏الهروي، مجهول است، و با توجه به آن چه درباره يونس بن‏ظبيان نقل شده، اين حديثي غير صحيح است.
- محدث نوري براي اثبات صحت خبر، همين روايت را از «سرائر» ابن‏ادريس، مستطرفات جامع بزنطي نقل مي‏کند.
[10] در کامل الزيارات، به جاي «صلي الله عليک»، «السلام عليک» آمده است.
[11] تا اينجا در امالي طوسي، ج 1، ص 53، نيز آمده است - با اين تفاوت که به جاي يونس بن‏ظبيان، يونس بن يعقوب و به جاي آل‏عثمان، آل حکم بن ابي‏العاص ذکر شده، و سؤال کننده از امام، خود حسين بن‏ثوير است.
[12] فروع کافي، ج 4، کتاب الحج، باب زيارت قبر ابي‏عبدالله الحسين (ع)، ص 575 - من لايحضره الفقيه، ج 2، باب زيارت قبر ابي‏عبدالله الحسين (ع)، ص 361 - تهذيب الاحکام، ج 6، باب زيارت قبر ابي‏عبدالله الحسين (ع)، ص 54 - کامل الزيارات، باب 79، ص 198 - مفاتيح الجنان، اولين زيارت مطلقه امام حسين (ع).
[13] خاتمه مستدرک الوسائل، فائده 10، ص 861.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir