حکايت

نوع اصطلاح :
عنوان :
حکايت
يکي از آخوندهاي عراقي که حدود چهل سال پيش از دنيا رفت، به کسوت قضاوت درآمده بود. به مناسبتي و در برابر انجام دادن کاري غير قانوني براي شخصي، پول کلاني گرفته بود. شخص ثالثي از ماجرا اطلاع پيدا کرده بود و از باب نصيحت و امر به معروف و نهي از منکر به او گفته بود: تو آخوند هستي، حلال و حرامي هم وجود دارد، چرا اين پول‏ها را گرفته‏اي؟
در جواب گفته بود: «الحلال ما حل في الکف؛ يعني هر چه انسان بتواند به دست آورد، برايش حلال است». اين آقا علي الظاهر اديب هم بوده چون در اين جا از نظر فنون بلاغي، از صنعت جناس استفاده کرده است، چرا که «حلال» و «حل» با اينکه از يک ماده هستند، اما در معنا متفاوتند. حلال به همان معناي شرعي است و «حل» از ماده‏ي «حلول» و به معناي قرار گرفتن در جايي است. اين قاضي يک آخوند است و ابن ابي‏عمير هم يک آخوند!
آيا ابن ابي‏عمير از روز اول چنين بوده است؟ خير، با استمرار و مراقبت به چنين شخصيت و مقام و مرتبه‏اي دست يافته است. در باب رياست و پول و دوري از انواع انحراف سخن بسيار است و با مطالعه در اين زمينه مي‏توان نمونه‏هاي بسياري يافت. بايد با دقت و صبر و حوصله، پيام‏ها و درس‏هاي آموزنده‏ي اين حکايت‏ها را به کار بست. بايد در احوال بزرگاني همچون سيد مرتضي [1] ، شيخ طوسي [2] ، سيد بحرالعلوم [3] ، مقدس اردبيلي [4] و بسياري ديگر که در مکتب پر بار تشيع تربيت يافته‏اند، مطالعه کرد. اينها همه صالحاني هستند که بايد رفتارشان سرمشق ما و آيندگان قرار گيرد.
خوب بودن به هيچ وجه به عده‏ي خاصي منحصر نيست. خداوند فقط امامان معصوم عليهم‏السلام را استثناهايي قرار داده است که نمي‏توان به مقام بلندشان دست يافت. اما مقام و منزلت بزرگان ديگر را، منحصر به فرد قرار نداده است. واضح است که ديگران نيز مي‏توانند به مقام و منزلت ابن ابي‏عمير دست يابند. بيش از هزار و دويست سال از مرگ ابن ابي‏عمير مي‏گذرد اما ماجراي او براي شيعيان مايه افتخار است. ماجراي ابن ابي‏عمير، حماسه‏ي مرداني است که حتي يک لحظه دست از آرمان بلند خاندان رسول عليهم‏السلام بر نداشتند. البته افتخارات شيعه منحصر به ابن ابي‏عمير نيست. در دوران معاصر نيز بزرگاني همچون شيخ عبدالکريم حائري [5] ، ميرزا محمدتقي شيرازي و حاج آقا حسين قمي براي شيعه مايه‏ي افتخارند. خدمتکار حاج آقا حسين قمي گفته بود: من در طول سالياني که در خدمت اين بزرگوار بودم، حتي يک دروغ از او نشنيدم. نه تنها من، بلکه هيچ کس از ايشان دروغي نشنيده است.
اصولا خدمتکار بيشترين برخورد و مصاحبت را با آقا دارد و معمولا زشت و زيبا را مي‏بيند و به هر حال اگر آقا عيب و ايرادي داشته باشد زودتر از هر کس مي‏فهمد. با اين حال خدمتکار حاج آقا حسين قمي گفته بود: من تا به حال از او دروغي نشنيده‏ام. آقا حسين قمي مانند ابن ابي‏عمير معاصر امامان معصوم عليهم‏السلام نبوده اما به درجه‏اي از فضل و کمال و ديانت رسيده که هيچ کس از او دروغي نشنيده است.
آيا ديگران نيز مي‏توانند، چنين باشند؟ امام معصوم عليه‏السلام فرموده‏اند: «الخير عادة و الشر عادة؛ خير و شر هر دو به عادت بسته است». يکي به کارهاي خوب عادت کرده است و ديگري به کارهاي شر و شرآفريني. يکي عادت کرده است که خواهش‏هاي نفس خود را برآورده سازد، ديگري به زهد و دوري از دنيا عادت کرده است. هر عملي که انسان آن را تکرار کند، براي او ملکه و عادت مي‏شود.
همان‏طور که گفته شد رياست و ثروت بيشتر از ديگر چيزها مورد ابتلاي اهل علم است و اين گروه بيشتر از ديگران با اين دو چيز امتحان مي‏شوند. بايد حب رياست و ثروت را در نفس در هم کوبيد. البته به دور از افراط و تفريط. شخص مسئول بايد نزد خود و خداي خود، بر حسب ادله‏اي که به آنها آگاه است، هر جا صلاح بود رياستش را اعمال نمايد و هر جا صلاح نبود از اعمال رياست خودداري نمايد.

پی نوشت ها:
[1] علي بن حسين (436 - 355 ق)، معروف به سيد مرتضي و ملقب به ثمانين ذوالمثانين، ابوالمثامنين و علم الهدي، نسبش به امام موسي کاظم عليه‏السلام مي‏رسد، از استادان وي مي‏توان شيخ مفيد، خطيب ابن نباته، و شيخ حسين بن بابويه را نام برد. شيخ طوسي، قاضي ابن براج، ابوالصلاح حلبي، ابوالفتح کراجکي و سلار بن عبدالعزيز از شاگردان وي بوده‏اند. (ريحانة الادب، ج 4، ص 190 - 183.).
[2] ابوجعفر محمد بن حسن بن علي معروف به شيخ طوسي (460 - 385 ق) مؤلف دو کتاب از کتب اربعه شيعيان به نام تهذيب و استبصار و بنيان‏گذار حوزه علميه نجف است. شاگردان بسياري از شيعيان و عامه داشته است. (اثر آفرينان، ج سوم، ص 379 و 389).
[3] سيد محمد مهدي طباطبايي بروجردي (1212 - 1155 ق) فقيه، محدث، مفسر، مجتهد، و از شاگردان وحيد بهبهاني و شيخ يوسف بحراني است در پانزده سالگي به درجه اجتهاد نائل آمد. از آثار وي مي‏توان مصباح و الدرة البهية را نام برد (اثر آفرينان، ج 2، ص 35).
[4] ملا احمد بن محمد معروف به مقدس و محقق اردبيلي (م: 993 ق) از محضر اساتيدي همچون شهيد ثاني بهره‏مند گرديد و پس از شهيد ثاني مرجعيت شيعه به وي رسيد او معاصر شيخ‏بهائي و ميرزا محمد استر آبادي صاحب رجال بوده است. از شاگردان او مي‏توان صاحب معالم و امير فيض الله تفرشي، و از آثار وي مي‏توان حديقة الشيعة، زبدة البيان في براهين آيات أحکام القرآن را نام برد (اثر آفرينان، ج 5، ص 270).
[5] شيخ عبدالکريم حائري يزدي (1355 - 1275 ق)، بنيانگذار حوزه علميه قم، از محضر استاداني همچون سيد محمد طباطبائي فشارکي، آيت‏الله محمدتقي شيرازي و ملا محمد کاظم خراساني بهره‏مند گرديد. و با اصرار علما در قم رحل اقامت افکند و حوزه علميه‏ي اين شهر را بنيان گذارد، از شاگردان وي مي‏توان، آيات عظام مرعشي، شريعتمداري و گلپايگاني را نام برد (اثر آفرينان، ج 2، ص 259).
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir