نعمت‏هاي خداوند

نوع اصطلاح :
عنوان :
نعمت‏هاي خداوند
گاهي در روايات به مطالبي درباره چگونگي استفاده از نعمت‏هاي خداي بزرگ بر مي‏خوريم؛ به عنوان مثال در روايت آمده است: «من أکل التمر علي شهوة رسول الله اياه لم يضره [1] ؛ هر کس چون پيامبر خرما دوست داشت خرما بخورد، ضرر خرما گريبان‏گير او نخواهد شد».
آري، در روايات آمده است که رسول گرامي اسلام خرما را دوست مي‏داشتند. پيامبري که در طول عمر خويش حتي يک بار هم شکم خود را از غذا سير نکردند، خرما را دوست داشتند. درباره حضرت امير عليه‏السلام نيز آمده است که خرما را دوست داشتند و از آن ميل مي‏فرمودند تا قواي تحليل رفته بدنشان باز آيد. به هر حال برآوردن نيازهاي طبيعي انسان در حد لازم و ضروري نه تنها حرص نيست، بلکه در روايات از آن به قناعت تعبير شده است؛ يعني انسان در اين حالت به مقدار مورد نياز قانع است.
يکي از علماي اخلاق مي‏گويد: «هر چيزي که به دست انسان مي‏رسد معنايش اين نيست که مال خود او است و حتما بايد آن را مورد استفاده قرار دهد». انسان نبايد پول و غذا و ديگر نعمت‏هايي که به دست او مي‏رسد همه و همه را به تنهايي مصرف کند. اگر کسي بخواهد هر آنچه دارد به تنهايي بخورد دچار سوء هاضمه و عواقب ناگواري مي‏شود و مي‏ميرد. نبايد فکر کند هر چه پول در اختيار دارد مال اوست.
پول و خوراک و نعمت‏هاي ديگر که اکنون در اختيار آدمي است امتحاني بيش نيست. بايد معلوم شود از اين عزت و نعمتي که خداوند به انسان عطا فرموده چگونه استفاده مي‏کند و آيا همه را براي خود مي‏خواهد يا به فکر همنوعان نيز هست. نعمت‏ها و امکاناتي که در اختيار انسان قرار گرفته اگر از ضرورت و مقدار نياز او بيشتر باشد و آن را فقط صرف خود نمايد دچار حرص گرديده است. اين حرص اگر ادامه يابد و مهار نشود کم کم به «شره» تبديل مي‏شود. حضرت در اين بخش از نامه مبارکشان مؤمنان را از شره باز داشته و فرموده‏اند: «اياکم أن تشره أنفسکم الي شي‏ء». فعل تشره، در اين جا با «الي» متعدي شده است. در روايات گاهي اين فعل با «علي»، و در بيشتر جاها با «الي» متعدي شده است. در کلام بليغ «الي» بر انتهاي غايت دلالت مي‏کند و مثال معروف آن اين جمله است: «سرت من الکوفة الي البصرة». در اين صورت معناي روايت اين است که نهايت و غايت حرص و زياده‏طلبي شره است. اما اگر با علي متعدي شود، شايد به اين جهت باشد که در حالت شره نوعي سلطه و سطوت خفته است. کسي که به جاي پانصد گرم غذاي مورد نياز بدنش، ششصد يا هفتصد گرم غذا بخورد در واقع مبتلا به نوعي سلطه‏طلبي و چيرگي خواهي است.
در جايي که به «الي» اختصاص دارد، استفاده از «علي» معنا نخواهد داشت، همچنان که در جمله «سرت من الکوفة الي البصرة» نمي‏توان به جاي «الي»، «علي» نهاد؛ چون شخصي که از شهري به شهر ديگر مي‏رود، بر آن شهر تسلط ندارد. اما اگر همين شخص که از کوفه به بصره مي‏رود حاکم بصره باشد، استفاده از «علي» بلامانع است و «سرت» با «علي» متعدي مي‏شود.
در اين کلام نوراني آمده است: «أن تشره أنفسکم» و فعل «شره» به نفس نسبت داده شده است. در واقع اين نفس اماره است که انسان را به شره مي‏اندازد. نوع انسان‏ها معمولا از شره در امان نيستند و از اين نظر بين عالم و غير عالم فرقي نيست. حتي آن که داراي درجات بالاي علمي است از اين مسئله در امان نيست، و بايد اين مشکل را حل نمايد. شره در انسان‏ها به گونه‏هاي متفاوت نمود مي‏يابد: يکي در غريزه جنسي شره دارد، ديگري در غذا خوردن، و آن يکي در خواب و استراحت. اين صفت در افراد گوناگون متفاوت است.
در کتاب‏هاي روايي و اخلاقي همچون حلية المتقين و بحارالانوار، حد و مرز هر يک از اين غرايز به تفصيل بيان شده است. به طور کلي مي‏توان گفت در هر غريزه اگر پا از حد نياز طبيعي بدن فراتر نهاده شود، انسان دچار حرص مي‏گردد و اگر اين حرص مهار نشود و شدت يابد به شره منتهي مي‏شود. شره نيز دنيا و آخرت انسان را تلف مي‏کند، و به کوتاه شدن عمر و نزديک شدن اجل مي‏انجامد. در روايات آمده است: «کل داء من التخمة ما خلا الحمي [2] ؛ همه بيماري‏ها به جز تب از پر خوري و سوء هاضمه است.»
کساني که پر خوري مي‏کنند و هنوز غذاي قبلي هضم نشده، غذاي ديگري را به معده خود تحميل مي‏کنند، در نتيجه‏ي سوء هاضمه و مرض‏هاي ناشي از آن به مرگ زودرس دچار مي‏گردند. همچنين افراط در غريزه جنسي منتهي به جنون مي‏گردد. جواني در همسايگي ما زندگي مي‏کرد که انسان خوب و صالحي بود ولي متأسفانه بر اثر اين کار، کم کم دچار حواس پرتي شد و کارش به جنون کشيد. از قضا پدر و مادر خوبي هم داشت. بندگان خدا جوانشان را براي عوض کردن آب و هوا و بهبود به تفريحات گوناگوني مي‏بردند. اما طاقت نياورد و مرد. همان گونه که گفته شد حد و مرز تمام غريزه‏ها در روايات معين شده است. و نبايد در برآورده کردن غرايز و شهوات گوناگون زياده‏روي کرد.
«اياکم أن تشره أنفسکم الي شي‏ء مما حرم الله عليکم».
کلمه «شي‏ء» در اين جمله نکره در سياق نفي است و افاده عموم مي‏کند، هر چند ادات صريح نفي قبل از آن قرار نگرفته است؛ ولي معناي جمله، معناي منفي است. «اياکم» يعني «احذروا»؛ از ارتکاب اعمالي که خداوند حرام کرده دوري نماييد. مبادا حرص و طمع و در نهايت شره شما را به ارتکاب اعمال حرام وادار کند.
«فانه من انتهک ما حرم الله عليه هاهنا في الدنيا حال الله بينه و بين الجنة و نعميها و لذتها و کرامتها القائمة الدائمة لأهل الجنة أبد الآبدين».
«انتهاک»، يعني پاره کردن پرده. خداوند پيرامون انسان‏ها حدود و پرده‏هايي قرار داده است. اين حد و حدود ديوار نيست که عبور از آن غير ممکن باشد، بلکه مانند پرده هستند در اين بخش امام عليه‏السلام مي‏فرمايند از ارتکاب محرمات الهي دوري کنيد، نگاه حرام، گوش دادن به حرام، لمس حرام، فکر حرام، همه و همه حريم‏هايي هستند که نبايد انسان به هيچ يک از اين‏ها نزديک شود.
مرحوم شيخ انصاري در مکاسب تمام اينها را ذکر کرده‏اند. در اينجا محرمات الهي به پرده تشبيه شده‏اند که مؤمن نبايد اين پرده‏ها را بدرد و مرتکب حرام گردد. استفاده از کلمه انتهاک در اين روايت، نوعي استخدام است، و استخدام از اقسام مجاز به شمار مي‏رود. آن که مرتکب محرمات مي‏شود و پرده‏دري مي‏کند خداوند بين او و بهشت ديوار نفوذناپذيري قرار خواهد داد.
کسي که با استفاده از قدرت و اختيار خدادادي حدود الهي را بشکند و حرمت نگاه ندارد، در روز قيامت خداوند بين او و بهشت ديوار نفوذناپذيري ايجاد مي‏کند: «فضرب بينهم بسور [3] ؛ در اين هنگام ميان آنها ديواري زده مي‏شود».
انسان مي‏تواند خود را از بالاي يک برج بيست طبقه پايين بياندازد و براي اين کار قدرت تکويني دارد، اما شرع به او گفته است که چنين کاري را مرتکب نشود. اين جا شارع با گفتن اين مطلب مانع ايجاد کرده و پرده‏اي قرار داده است.
در اين روايت سه وصف براي بهشت ذکر شده است که شره باعث از دست دادن آنها مي‏شود: نعيم، لذت، کرامت. نعمت‏هاي بهشتي لذت مي‏آورد و لذت همراه و مصحوب کرامت است. ولي دنيا چنين نيست و هيچ کس تا به حال در دنيا اين سه امتياز را يک جا نداشته است. حتي حضرت سليمان عليه‏السلام که خداوند او را استثنا قرار داده و همتايي براي او قرار نداده است، قدرت و نعمت‏هايي که در اختيار او بود، اين اوصاف را نداشت؛ چرا که نعمت‏هاي اين جهان با نعيم جاودان آن جهان قابل مقايسه نيست. نعمت‏هاي اين دنيا مانند صحت، غذاهاي لذيذ و گوارا و تفريح، گاهي اوقات وجود دارند، اما با لذت همراه نيستند؛ به عنوان مثال شخصي را تصور کنيد که در حال ميل کردن بهترين و خوشمزه‏ترين غذاها است، اما فکرش مشغول دادگاهي است که پيش رو دارد. چنين کسي در حال استفاده از بهترين نعمت‏هاي دنيايي است، اما از اين نعمت‏ها کم‏ترين لذتي نمي‏برد.
يکي از تجار بزرگ مي‏گفت اهل علم از دنيايشان لذت بيشتري نسبت به ما مي‏برند، چون صبح نان و پنير و چاي شيرين ساده‏اي مي‏خورند و لذت هم مي‏برند، اما ميز صبحانه ما آن قدر شلوغ و داراي غذاهاي متنوع است که نمي‏دانيم از کدام يک از آنها ميل کنيم. اگر بخواهيم سر همان ميز شش کيلو غذا در معده جا بدهيم مي‏توانيم، اما هيچ وقت از خوردن صبحانه لذت نمي‏بريم؛ چرا که اول صبح دل مشغولي‏هاي ما نيز شروع مي‏شود. چون راديو همزمان با وقت صبحانه قيمت اجناس را اعلام مي‏کند و ما هم در حال خوردن صبحانه گوش مي‏دهيم. تا مي‏گويد قيمت فلان چيز سقوط کرد ما با خود مي‏گوييم اي واي! چقدر ضرر کرديم. اي کاش، ديروز اين قلم جنس را فروخته بوديم! و مرتب در حال فکر و خيال هستيم. آري، نعمت‏هاي دنيا اين چنين است و گاهي انسان از داشتن آنها لذتي نمي‏برد، اما نعمت‏هاي بهشت چنين نيست و با کامل‏ترين لذت‏ها همراه است. آيا حيف نيست آن نعمت‏هاي ابدي را با لذت چهار روزه دنيا عوض کنيم؟ چهار روز دنيا در مقابل ميلياردها سال بهشت! در بهشت علاوه بر نعمت و لذت، کرامت نيز هست. گاهي ممکن است در دنيا انسان از سلامت و بهترين نعمت‏ها برخوردار باشد، اما در جامعه ارزش و احترام نداشته باشد، حال يا در واقع انسان بي‏ارزشي باشد و يا محيطي که در آن قرار داد براي او احترام قائل نباشد.
کرامت امتيازي است که هيچ چيز جايش را پر نمي‏کند. از اين گذشته نعمت، لذت، و کرامت دنيايي، روزي تمام مي‏شود و جاويد نيست، ولي بهشت نعمت‏هايش با لذت و کرامت همراه است و تمام شدني نيست.
حضرت مي‏فرمايند شره پيدا نکنيد تا از اين نعمت‏هاي ابدي محروم نگرديد. شخصي براي من نقل مي‏کرد که روزي سر سفره فلان شخصيت سياسي در عراق افراد زيادي از جمله سيد صالح حلي که از منبري‏هاي معروف بود، مهمان بودند. روي اين سفره غذاهاي گوناگون و لذيذي قرار داشت اما براي ميزبان، آبگوشت فلان حيوان حرام گوشت را آوردند؛ آبگوشتي بدون هيچ ادويه و چاشني و نمک. آقا سيد صالح پرسيد: چرا چنين غذايي مي‏خوري؟ گفت: اين غذاهاي گوناگون که سر سفره است هيچ کدام با طبع من سازگار نيست و به خاطر بيماري‏هايي که دارم فقط بايد از اين غذا استفاده کنم. دنيا همين است گاهي نعمت‏هايش لذتي در بر ندارند. شخصي در جواني با فقر و فلاکت زندگي مي‏کرد، اما در ايام پيري آب لاي پوستش رفته بود و ثروتي به دست آورده بود. با خودش مي‏گفت: من آن وقتي که دندان داشتم، نان برشته نداشتم و نان جو و خمير مي‏خوردم، اکنون که نان برشته دارم نمي‏توانم بخورم.
آن که پا را از حد خود فراتر گذارد بنا به فرموده امام صادق عليه‏السلام خداي متعال بين او و نعمت‏ها و لذت‏ها و کرامت بهشت که دائم و مهيا است حايل ايجاد مي‏کند. «الدائمة» يعني مستمر. «القائمة»، يعني آماده و حاضر. يعني نعمتهاي بهشتي هر لحظه در دسترسند و پشت سر هم ادامه دارند. در دنيا اگر کسي به عنوان مثال جايي منظره زيبايي ديده باشد و دوباره بخواهد آن منظره را ببيند، گاهي لازم است يک هفته رنج سفر را تحمل کند تا به مقصود خويش برسد، اما نعمت‏هاي بهشت جاويدان و هميشه در دسترس و مهيا است.
لازم است افراد گاهي روايات مربوط به بهشت و نعمت‏هاي آن را بخوانند، تا شوق بهشت به عنوان يک جزء سبب، مانع از دست و پا زدن آنها در باتلاق و زباله‏دان دنيا شود. نعمت‏هاي بهشت جاويد و در دسترس اهل بهشت است و اهل جهنم نيز تا ابد در جهنم ماندگارند. در روايت آمده است که: روز قيامت مرگ را به شکل حيواني براي اهل قيامت مجسم مي‏کنند و به آنها مي‏گويند اين مرگ است. اين حيوان را به جايي مي‏برند که تمام اهل بهشت و اهل دوزخ او را ببينند و آن گاه بين بهشت و جهنم آن را سر مي‏برند. و به بهشتيان و دوزخيان اعلام مي‏شود، ديگر مرگ نيست [4] .
طبق مضمون روايتي: اگر مرگ وجود داشت اهل بهشت از شدت اندوه و اهل جهنم از شادماني مي‏مردند [5] چرا که نعمتهاي بهشت براي بهشتيان ابدي است و اهل جهنم نيز تا ابد در عذاب خواهند بود و از آن عذاب دردناک خلاصي ندارند. کليد اين خوشبختي و بدبختي در حال حاضر در دست ما است. اين کليد از دست مردگان گرفته شده و پرونده‏هايشان بسته شده است، اما آنها که در قيد حياتند پرونده‏هايشان هنوز باز است.

پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 63، ص 140.
[2] بحارالأنوار، ج 63، ص 336.
[3] حديد، آيه‏ي 13.
[4] بحارالأنوار، ج 8، ص 345.
[5] همان.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir