دوستي خدا

نوع اصطلاح :
عنوان :
دوستي خدا
و من سره ان يعلم ان الله يحبه فليعمل بطاعة الله و ليتبعنا ألم يسمع قول الله عزوجل لنبيه صلي الله عليه و آله و سلم: (قل ان کنتم تحبون الله فاتبعوني يحببکم الله و يغفر لکم ذنوبکم) [1] [2] ؛ هر که دوست دارد که بداند خدا او را دوست دارد يا نه، بايد در طاعت خدا بکوشد و از ما پيروي کند. آيا اين گفته خداي متعال را نشنيده‏ايد که به پيامبرش فرمود: بگو اگر دوستدار خداييد از من پيروي کنيد تا خدا دوستتان بدارد.
حضرت در آخرين بخش نامه‏ي خود مي‏فرمايند: کسي که مي‏خواهد بداند خدا او را دوست دارد، يا نه، بايد از فرمان خدا اطاعت کند و از اهل‏بيت عليهم‏السلام پيروي نمايد. علامت دوستي خدا اين دو چيز است.
کسي که اين دو کار را انجام دهد. بنابر فرمايش حضرت صادق عليه‏السلام خدا او را دوست مي‏دارد. سپس حضرت به آيه‏ي شريفه استشهاد مي‏کنند و مي‏فرمايند: آيا اين آيه به گوش شما نخورده است؟
در زبان عربي يک «استماع» و يک «سماع» هست. گاهي کسي قرآن مي‏خواند و شما با توجه، به آن گوش جان مي‏سپاريد اين کار شما را «استماع» مي‏گويند، اما وقتي انسان مشغول کاري است و مثلا دارد مي‏نويسد يا مطالعه مي‏کند، و همزمان اين صدا به گوشش مي‏خورد اين را «سماع» مي‏گويند. بين فقها اختلاف هست که اگر کسي آيه‏ي سجده‏ي واجب را خواند و ديگري سماع کرد نه استماع، آيا سجده بر شنونده واجب است. اگر استماع مي‏کرد، يعني گوش فرا مي‏داد فقها اجماع دارند که سجده واجب است. و در اين فرع، اختلافي نيست، اما آيا در سماع هم سجده است يا نه؟ فتواي عده‏اي از علما بر وجوب و نظر عده‏ي ديگر بر عدم وجوب است. در نامه امام صادق عليه‏السلام، تعبير سماع آمده، نه استماع. نفرمودند: «ألم يستمع»، بلکه فرمودند: «ألم يسمع»؛ يعني آيا اين آيه به گوشش نخورده است؟ لازم نيست به اين آيه گوش جان سپرده باشد، بلکه همين قدر که به گوشش خورده باشد براي درک رابطه حب الهي با آن دو کار کافي است. «ألم يسمع قول الله عزوجل لنبيه: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعوني يحببکم الله؛ آيا اين گفته خداي متعال را نشنيده‏ايد که به پيامبرش فرمود: بگو اگر دوستدار خداييد از من پيروي کنيد تا خدا دوستتان بدارد».

پيرامون واقعه غدير
لازم به ذکر است که شرح فراز آخر نامه‏ي امام صادق صلي الله عليه و آله و سلم مصادف با روز عيد غدير بوده، لذا معظم له اين گفتار را درباره‏ي عيد غدير در ادامه مطلب بيان فرموده‏اند.
امروز روز غدير است و چنين روزي به فرمايش معصومين عليهم‏السلام عظيم‏ترين عيد در اسلام است. در بيشتر تفاسير قرآن و کتاب‏هاي روايي ماجراي غدير آمده است [3] .
غدير واقعه سرنوشت ساز و مهمي در تاريخ پيامبر خدا است. کم و بيش انسان‏ها اسم غدير را شنيده‏اند. اما بايد بدانيم که بسياري از جمعيت جهان هنوز اسم غدير را نشنيده‏اند، و ماجراي غدير را نمي‏دانند. بزنطي که از خوبان اصحاب معصومين عليهم‏السلام است از حضرت رضا عليه‏السلام نقل مي‏کند که فرمودند: «لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائکة في کل يوم عشر مرات [4] ؛ اگر مردم حقيقت اين روز را چنان که بايد مي‏شناختند، هر آينه فرشتگان روزانه ده بار با آنان مصافحه مي‏کردند».
غير از روز غدير در جايي يا مناسبتي نيست که ملائکه با انسان‏ها مصافحه کنند. روايت ديگري نداريم که ملائکه به مناسبتي روزي ده بار با انسان مصافحه کنند، مگر در مسئله غدير.
ملائکه موجودات معمولي نيستند. و قرآن درباره‏ي ملائکه فرموده است: «لا يعصون الله [5] ؛ مرتکب معصيت خدا نمي‏شوند».
ملائکه عصمت دارند، ولي مرتبه عصمت آنها پايين‏تر از مرتبه عصمت چهارده معصوم عليهم‏السلام است. اين که اين موجودات به دور از پليدي و گناه، با غديرشناسان مصافحه، و از آنان تجليل مي‏کنند به اين دليل است که محبت خود را به آنان اعلام کنند. اگر اين اتفاق براي ما ماهي يک بار يا سالي يک بار يا حتي در طول عمرمان فقط يک بار بيفتد، مايه بسي افتخار است، چه رسد به روزي ده بار. ارحام و بستگان شايد سالي يک بار به ديدن شما بيايند و با شما مصافحه کنند. اگر علاقه بيشتر باشد ماهي يک بار، هفته‏اي يک بار، و در نهايت اگر علاقه خيلي بيشتر باشد روزي يک بار؛ اما اين چه علاقه فوق‏العاده‏اي است که فرشتگان را وامي‏دارد تا روزي ده بار غديريان و غديرشناسان را تحيت بگويند.
از سوي ديگر اين تکريم و بزرگداشت در برابر عمل نيست بلکه به پاس نوعي معرفت و دانستن ارج و فضيلت غدير صورت مي‏گيرد. عمل مرتبه‏ي بعد از معرفت قرار مي‏گيرد. اين مقدمه‏ي عمل است. ما چرا به مرجع تقليد احترام مي‏گذاريم؟ براي اين که شخص عالم ارزش دارد. هر چند به او احتياج نداشته باشيم و مقلد او نباشيم، چون عالم دين است ارزش دارد.
در بعضي از زيارتنامه‏ها آمده است کسي که امام حسين را زيارت کند ارواح انبياء با آن شخص مصافحه مي‏کنند، اما مصافحه ملائکه آن هم روزي ده بار يک استثنا است.
حضرت امير عليه‏السلام فرمودند: «و انا لأمراء الکلام [6] ؛ ما [ملک] سخن را اميرانيم». حضرت رضا عليه‏السلام اينجا نفرموده‏اند: «ان عرف الناس» يا «اذا عرف الناس»، بلکه فرمودند: «لو عرف الناس». در کتاب‏هاي ادبيات مي‏گويند «لو» حرف شرط است و در جايي به کار مي‏رود که نسبت به انتفاء شرط قطع داشته باشيم. هم چنين قيد «بحقيقته» نيز در کلام حضرت آمده است. فضيلت غدير يک حقيقت فوق‏العاده ژرف است و شايد جز خدا و کساني که خدا بخواهد از حقيقت بلند غدير آگاهي نداشته باشند.
اين روايت را با روايات ديگر جمع مي‏کنيم تا معناي غدير روشن‏تر شود. به عنوان مثال در روايت آمده است که اگر مانع اميرمؤمنان عليه‏السلام نمي‏شدند، و آن حضرت مي‏توانستند در اين سي سال از عمر مبارکشان درست کار کنند «أقام کتاب الله کله و الحق کله [7] ؛ تمام کتاب خدا و تمام حق را برپا مي‏داشت». يک جزء از کتاب خدا «أقيموا الصلاة» است يک جزء آن «آتو الزکاة» است. يک قسمت آن حج است و يک قسمت هم «خلق لکم ما في الأرض جميعا [8] ؛ تمام آنچه روي زمين است براي شما آفريد». همه اينها را اميرمؤمنان عليه‏السلام اقامه مي‏کردند. در آيه شريفه آمده است: «لأکلوا من فوقهم و من تحت أرجلهم [9] ؛ در آن صورت از روي سر و زير پاهايشان روزي مي‏خوردند». آن وقت ديگر روي کره‏ي زمين حتي يک گرسنه و يا بيچاره پيدا نمي‏شد. 25 سال اميرمؤمنان عليه‏السلام را که غدير متعلق به او است خانه‏نشين کردند و با اين کار در گنجينه‏هاي زمين و آسمان را بر مردم بستند.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم در روز غدير از جانب خدا مأموريت يافتند که علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام را به عنوان مولاي مردم معرفي کنند: «ياأيها الرسول بلغ مآ أنزل اليک من ربک [10] ؛ اي رسول، آنچه از جانب خدا بر تو نازل شده (يعني مسئله غدير) را به گوش همه برسان.» کنار نهادن اميرمؤمنان عليه‏السلام ظلم تاريخ است که از روز غدير شروع شده و تا به امروز ادامه دارد. اگر يک نفر شب را گرسنه به صبح رساند براي آن است که آن ظلم هم چنان ادامه دارد. حضرت امير عليه‏السلام چهار سال حکومت کرد و اگر آن چهار سال با حکومت‏هاي امروزي مقايسه شود معلوم مي‏شود که عدالت چيست و علي کيست. امروزه در دنياي شرق و غرب به دروغ شعار آزادي مي‏دهند، ولي هزاران نفر بي‏گناه کشته مي‏شوند و ميليون‏ها نفر در زندان‏هاي حاکمان بي‏هيچ گناهي هم چنان اسيرند و ميليون‏ها انسان تشنه و گرسنه و بيمارند. علت العلل همه اين نابساماني‏ها و پريشاني‏ها آن است که مسير غدير در 1400 سال پيش عوض شد.
يکي از خوارج نزد اميرمؤمنان عليه‏السلام آمد و به حضرت عرض کرد: «اتق الله فانک ميت [11] ؛ از خدا بترس، چرا که روزي مي‏ميري». در آن زمان امام علي عليه‏السلام رياست بزرگ‏ترين کشور را دارا بود، ولي با اين قبيل معترضان با مهرباني برخورد مي‏کرد. اين آموزه ناب را بايد با ارزش‏ها و هنجارهاي حاکمان امروز مقايسه کرد. يکي از خلفا اعلام کرد اگر کسي به من بگويد: «اتق الله» گردنش را مي‏زنم! به نام خليفه رسول خدا اين گونه با مردم عمل مي‏کردند. حضرت امير «مع القرآن» است ولي آنها ضد قرآنند. امروزه در دنيا چه کسي مي‏تواند چنين سخني را به يک مسئول کوچک بگويد، چه برسد به مسئول بزرگ؟ در دنيا قانوني وضع مي‏شود که اگر به فلان کس اهانت کردند جرم دارد. اينها کجا و آن روش و سلوک حضرت کجا؟ از زمين تا آسمان بين اين دو روش فاصله هست.
«لاقام کتاب الله کله» در اين کلمه‏ي «کله» يک دنيا مطلب نهفته است. قسمت‏هايي از قرآن هست که همه به آن عمل مي‏کنند و در مقابل، بخش‏هايي از آن مورد اهمال و بي‏مهري قرار گرفته است. قرآن يهودي‏ها را به اين دليل که گفتند: «نؤمن ببعض و نکفر ببعض [12] ؛ بعضي را مي‏پذيريم بعضي را نمي‏پذيريم». نکوهش کرده است. وقتي همه اجزاي بدن اين انسان، اعم از قلب، خون، اعصاب و غيره سالم باشد انسان مي‏تواند راه برود و کار کند، اما اگر بعضي از اجزاي بدن سالم باشد نه فقط مفيد نيست بلکه وبال هم هست. اگر چشم زيبا و سالمي را درآورند و آن را روي ميزي بگذارند بعد از دو روز فاسد مي‏شود. چشمي خوب و مفيد است که ضمن مجموعه اندام و متصل به اعصاب و داراي روح باشد دين خدا نيز چنين است. زماني مي‏توان از دين نهايت بهره را برد که همه آن به عنوان يک مجموعه‏ي کامل (کل مرکب) مورد استفاده قرار گيرد.
حضرت امير عليه‏السلام با اينکه خليفه رسول خدا است در عين حال تابع محض پيامبر اسلام است. در تاريخ آمده است موقعي که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم رياست عامه مسلمانان را داشت و علي عليه‏السلام خليفه او بود چادر فاطمه زهرا عليهاالسلام سيزده وصله داشت. اميرمؤمنان با بيت‏المال مسلمانان همان گونه رفتار کرد، که رسول خدا رفتار مي‏کرد، ولي عمر اموال مردم را از سالي به سال ديگر نگه مي‏داشت. در تاريخ نوشته‏اند خمس آفريقا را که آوردند عثمان همه را يک جا به مروان داد. از اين مبلغ که شايد ميليون‏ها درهم و دينار بوده چيزي به دست مسلمانان ديگر نرسيد. و اين کار مورد اعتراض ابوذر و عمار واقع شد که در پي آن ابوذر را به ربذه تبعيد کردند و عمار را آن قدر شکنجه دادند تا مريض شد. فرق غدير و غير غدير اين جا معلوم مي‏شود.
غدير چشمه جوشان مهر و عدالت است. علي عليه‏السلام که خود ملاک حق است، در خصوص شخصي که به او ناسزا گفته است به اين آيه عمل نمي‏کند: «فمن اعتدي عليکم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليکم [13] ؛ هر کس به شما تجاوز کرد بر او همان گونه تعدي کنيد». علي نمي‏گويد به من توهين شده و در نتيجه به اسلام و پيامبر توهين شده است، چون من اولي الامر هستم، بلکه بنا به سفارش قرآن او را عفو مي‏کند. «و أن تعفوا أقرب للتقوي [14] ؛ اگر عفو کنيد به تقوا نزديک‏تر است». اگر اميرمؤمنان بعد از پيامبر سي سال حاکم مي‏شد و راهنمايي مسلمانان را به دست مي‏گرفت، اين اخلاق به عنوان اخلاق حاکمان رواج پيدا مي‏کرد و ما امروز گرفتار اين حاکمان نبوديم.
نوشته‏اند مساحت خانه هارون عباسي شانزده کيلومتر مربع بود، در حالي که دختران امام موسي بن جعفر عليهماالسلام، دختران پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، يک چادر نماز بيشتر نداشتند و بايد صبر مي‏کردند و يکي يکي نماز مي‏خواندند.
شخصي به کوفه آمد و به يکي از مسلمان‏ها گفت: رئيس شما چه کسي است؟ خانه‏ي اميرمؤمنان را نشان دادند. خانه امام علي عليه‏السلام را که از نزديک ديد گفت: اثاث و خانه شما همين است؟ امام فرمودند: اثاث‏هاي ديگر را به آن خانه فرستادم [15] آن شخص بيرون آمد و از مردم پرسيد: خانه ديگر اميرمؤمنان کجا است؟ گفتند: خانه‏ي ديگري ندارد. خانه‏اش همين است که ديدي. گفت: خودش فرمود: وسائل و اثاثيه را به خانه ديگر فرستادم. گفتند: مقصودش خانه‏ي آخرت است. ولي در تاريخ مدينه [16] ، که قبل از طبري نوشته شده، آمده است که ابوبکر وقتي که مرد سه باب خانه داشت.

پی نوشت ها:
[1] متن نامه امام صادق(ع).
[2] آل عمران، آيه 31.
[3] به غير از صحيح بخاري، در بقيه صحاح سته اهل سنت مسئله غدير آمده است.
[4] بحارالانوار، ج 94، ص 118.
[5] تحريم، آيه 6.
[6] نهج‏البلاغه، خطبه 233.
[7] وسائل الشيعه، ج 20، ص 397.
[8] بقره، آيه 29.
[9] مائده، آيه 66.
[10] مائده، آيه 67.
[11] بحارالأنوار، ج 42، ص 195.
[12] نساء، آيه 150.
[13] بقره، آيه 194.
[14] بقره، آيه 237.
[15] مقصود حضرت خانه آخرت بود.
[17] مؤلف تاريخ مدينه، «ابن‏شبه» مي‏باشد و استاد طبري است.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir