بخشش بي حساب به داوود و قوم

نوع اصطلاح :
عنوان :
بخشش بي حساب به داوود و قوم
داوود يکي از ياران امام صادق (عليه‏السلام) مي باشد، او به علت مشکلات زندگي، قرض زيادي داشت.
روزي به نزد امام رفت و امام بلافاصله پس از مشاهده‏ي ايشان به او فرمود: «اي داوود! چرا رنگت پريده است و اين گونه افسرده شده اي؟
داوود گفت: يابن رسول الله (صلي الله عليه و اله) بنا به دلايلي مقصر هستم، مي خواهم پيش برادرم در سند بروم؛ ولي راه رسيدن به سند، دريايي است و من بايد سوار کشتي شوم در حالي که از سوار شدن بر کشتي مي ترسم.
امام صادق (عليه‏السلام) فرمود: «هرگاه خواستي بروي، برو».
داوود گفت: از موج هاي دريا مي ترسم و وحشت دارم که مبادا غرق شوم.
امام صادق (عليه‏السلام) فرمود: «آن خدايي که حفظ مي‏کند در خشکي تو را، در دريا هم حفظ مي کند؛ اي داوود! اگر ما نبوديم، نهرها جاري نمي شد و ميوه ها نمي رسيد و درخت ها سبز نمي شد».
بالاخره داوود پس از خداحافظي از امام تصميم گرفت، سوار کشتي شده، نزد برادرش برود.
اين سفر دريايي، حدود 120 روز طول کشيد، غروب داوود از کشتي پياده شد، هوا ابري بود و کمي هم سرد. ناگهان نوري از آسمان به طرف داوود آمد و صدايي آهسته به داوود گفت: اي داوود! اين وقت، زمان اداي قرض توست، سربلند کن که سالم ماندي و به پشت آن تپه سرخ برو.
داوود با عجله پشت آن تپه‏ي سرخ رفت و ناگهان انبوهي از شمش هاي طلا را مشاهده کرد که يک طرفش صاف بود و در طرف ديگر، اين آيه‏ي شريفه حک شده بود:
«اين بخشش ماست به تو؛ پس عطا کن از آن بر هر که خواهي يا منع کن، آن را از هر که خواهي که حسابي بر تو نيست».
داوود بلافاصله طلاها را برداشت و به راه افتاد؛ البته قيمت آن طلاها را نتوانست محاسبه کند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir