سخیترین مردم‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
سخیترین مردم‏

1- با سخاوت تر از همه بود. جراءت و راستگویی و وفای او از همه بیشتر بود.اخلاقش نرمترین و رفتارش گرامیترین بود.
کسی که در اولین نگاه او را می‏دید مرعوب هیبتش می‏گشت و چون با وی آمیزش می‏نمود شیفته اش می‏شد....
2- هرگز نشد با کسی مصافحه کند و زودتر از طرف مقابل دست از دست او برگیرد بلکه صبر می‏کرد تا وی دست خود را رها سازد.
هرگز نشد با کسی در مورد کاری به گفتگو و تبادل نظر نشیند و پیش از طرف مقابل دست از سخن بردارد و او را تنها گذارد. بلکه با او گرم می‏گرفت و هم صحبت می‏شد. دیده نشد پیش روی کسی پای خود را دراز کند. اگر میان دو کار مخیر می‏شد، دشوارترین آن دو را بر می‏گزید. در صدد انتقام و تلافی از ستمی که به او می‏شد برنمی آمد مگر گاهی که حرمتهای الهی هتک می‏گشت که در این صورت خشم او برای خدا برافروخته می‏شد.
چیزی از آن حضرت درخواست نشد که جواب، منفی بدهد.
هرگز خواهش سائلی را رد نکرد؛ چنانچه برایش مقدور بود حاجت او را بر می‏آورد و گرنه با گفتار خوش او را خرسند می‏ساخت.
نمازش در عین تمام و کمال از همه نمازها سبکتر، و خطبه اش از همه خطبه‏ها کوتاهتر و از بیهوده گویی برکنار بود.
با بوی خوشی که از او به مشام می‏رسید حضورش احساس می‏شد.
3- نگین انگشتر خود را به سمت باطن دست قرار می‏داد و اکثر اوقات به آن نگاه می‏کرد.
4- عصایی همراه خود داشت که ته آن آهن به کار رفته بود، و بر آن تکیه می‏کرد و روزهای عید و در سفرها و موقع نماز خواندن آن را جلوی خود می‏نهاد.5. با زنان مصافحه نمی‏کرد و چون می‏خواست از آنها بیعت بگیرد ظرف آبی برایش می‏آوردند و دست مبارک میان آب می‏کرد. سپس می‏فرمود زنها دستهای خود را در همان آب فرو برند. آنگاه می‏فرمود: با شما بیعت کردم.
6- پیامبر خدا(ص) موی خود را شانه می‏زد و اغلب با آب صاف می‏کرد و می‏فرمود:آب بای خوش بو کردن مومن کافی است.
7- لگر کسی نزد وی دروغی می‏گفت، تبسم می‏کرد و می‏فرمود: حرفی است که او می‏گوید و قصد جدی ندارد.
8- اگر سائلی دست نیاز به سوی او دراز می‏کرد (برای حفظ آبروی او) می‏گفت: مانعی ندارد، باکی نیست.
9- او طبیب سیاری بود که مرهمهای شفابخش و لوازم مداوا را آماده می‏کرد تا هر جا دلهای بیمار و گوشهای ناشنوا ببیند به معالجه آنها پردازد مردم مبتلا را از مرگ معنوی و سقوط روحانی خلاص نماید.
10- (اما با همه اینها) از خوبیهای وی قدردانی نشد. در صورتی که نیکیهای آن حضرت بر قرشی و عرب و عجم جاری بود. چه کسی است که نیکیهایش بر مردم برتر از نیکیهای رسول خدا(ص) به آنان باشد.
ما اهل بیت نیز از خوبیهایمان قدردانی نشد. همچنین از خوبیهای مومنان نیک،قدردانی نمی‏شود.
11- همه مردم مأمور بودند که بگویند: لا له الا الله (تا با اقرار بر کلمه توحید به حریم اسلام راه یابند).
اما رسول خدا تنها به گفتن این کلمه مأمور نبود. جلالت شأن و رفعت مقام او خطاب دیگری می‏طلبید، به او گفتند:
بدان که خدایی جز خدای یکتا نیست بدین ترتیب او مأمور به دانستن شد نه به گفتن.
قال علی (ع): کان اجود الناس کفا واجرا الناس صدرا و اصدق الناس د لهجه و اوفاهم ذمه و الینهم عریکه و اکرمهم عشره، من راه بدیهه هابه و من خالطه معرفه احبه.... [1] .
2- ما صافح رسول الله (ص) احدا قط فنزع یده من یده حتی یکون هو الذی ینزع یده و ما فاوبضه احد قط فی حاجه او حدیث فانصرف حتی یکون الرجل ینصرف، و ما نازعه احد الحدیث فیسکت حتی یکون هو الذی یسکت و ما رئی مقدما رجله بین یدی‏ جلیس له قط، و لا عرض له قط امران الا اخذ باشدهما و ما انتصر لنفسه ن مظلمه حتی ینتهک محارم الله فیکون حینئذ غضبه لله تبارک و تعالی... و ما سئل شیئا قط فقال: لا، و ما رد سائل حاجه قط لا بها او بمیسور من القول، و کان اخف الناس صلاه فی تمام، و کان اقصر الناس خطبه و اقلهم هذرا و کان یعرف بالریح الطیب اذا اقبل. [2] .
3- ان رسول الله (ص) کان یجعل فص خاتمه فی بطن کفه و کان کثیرا ما ینظر الیه. [3] .
4- کانت له عنزه فی اسفلها عکاز، یتوکا علیها، و یخرجها فی العیدین یصلی الیها، و کان یجعلها فی السفر قبله، یصلی الیها. [4] .
5- کان رسول الله (ص) لا یصافح النسا فکان اذا اراد ان یبایع النسا اتی بانا فیه ما، فغمس یده ثم یخرجها ثم یقول: اغمسن ایدیکن فیه فقد بایعتکن. [5] .
6- کان رسول الله (ص) یرجل شعره و اکثر ما کان، یرجل شعره بالما و یقول: کقی بالما طیبا للمومن. [6] .
7- کان رسول الله (ص) اذا کذب عنده الرجل، تبسم و قال: انه لیقول قولا. [7] .
8- و کان اذا اتاه السائل، قال: لاعله، لا عله. [8] .
9- طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی مواسمع یضع ذلک حیث الحاجه الیه من قلوب عمی و آذان صم و السنه بکم متتبع بدوائه مواضع الغفله و مواطن الحیره. [9] .
10- کان رسول الله (ص) مکفرا لایشکر معروفه و لقد کان معروفه علی القرشی و العربی و العجمی و من کان اعظم معروفا من رسول الله (ص) علی هذا الخلق؟ و کذلک نحن‏ اهل البیت مکفرون لایشکر معروفنا و خیار المومنین مکفرون لایشکر معروفهم. [10] .
11- کل الناس امروا بان یقولوا: لا اله الا الله الا رسول الله (ص) فانه رفع قدره عن ذلک و قیل له: فاعلم انه لا اله الا الله، فامر بالعلم لا بالقول. [11] .

پی نوشت ها:
[1] مکارم الاخلاق، ص 14.
[2] مکارم الاخلاق، ص 20؛ بحار، ج 16، ص 237؛ سنن النبی، ص 45.
[3] سنن النبی، ص 82.
[4] مستدرک الوسائل، ج 3، ص 335 و ج 6، ص 127.
[5] سنن النبی، ص 87.
[6] سنن النبی، ص 91.
[7] سنن النبی، ص 78.
[8] سنن النبی، ص 84.
[9] شرح نهج‏البلاغه، خطبه 107.
[10] بحار، ج 6، ص 223 و ج 67، ص 260.
[11] شرح نهج‏البلاغه، ج 20، ص 342.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir