اشک بی پایان‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
اشک بی پایان‏
من رسول خدا(ص) را در همان جامه‏ای که بر تن داشت، غسل دادم و فاطمه همیشه از من می‏خواست تا آن پیراهن را در اختیار او بگذارم.
او هم پیراهن پدر را (در بغل می‏گرفت و بر چهره می مالید) می‏بویید و اشک می‏ریخت.
تا اینکه (یک روز) متوجه شدم که او به حال غش و بیهوشی افتاده و از مشاهده آن پیراهن سخت بی قرار گشته است. من هم با دیدن این وضع آن پیراهن را برای همیشه از او پنهان کردم.
عن علی قال: غسلت النبی فی قمیصه، فکانت فاطمه تقول: ارنی القمیص، فاذا شمته غشی علیها فلما رایت ذلک غیبته. [1] .

پی نوشت ها:
[1] بحار، ج 43، ص 157.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir