برخلاف انتظار

نوع اصطلاح :
عنوان :
برخلاف انتظار

1- کسی که پس از پیامبر خدا(ص) زمام امور را بر کف گرفت، هر روز که مرا می‏دید زبان به اعتذار می‏گشود و از من عذرخواهی می‏کرد و مسؤولیت غصب حق من و شکستن بیعت را به گردن دیگری می‏انداخت و از منت حلالیت می‏طلبید.من پیش خود می‏گفتم: دوران چند روزه ریاست او که سپری گشت، (خود به خود) حقی که خداوند برای من قرار داده است به سهولت به من باز خواهد گشت، بی آنکه در اسلام نوپا، اسلامی که به عهد جاهلیت نزدیک است (و خطر ارتداد آن را تهدید می‏کند) رخنه و شکاف ایجاد گردد و بی آنکه من بستر نزاع گسترده باشم و این و آن را به منازعه کشانده باشم تا در نتیجه یکی به حمایت از من و دیگری به مخالفت با من پردازد و گفتگوها از دایده سخن به میدان عمل کشیده شود، بویژه آنکه شماری از خاصّان یاران پیامبر که من آنها را به خوبی و دیانت می‏شناختم آشکارا و نهان اظهار پشتیبانی کرده بودند و به من پیشنهاد حمایت داده بودند تا برخیزم و حق خود را باز ستانم. اما هر بار من آنها را به صبر و آرامش فرا می‏خواندم و امید بازگشت حق خویش را بدون جنگ و خونریزی به آنها نوید می‏دادم....
2- ... تا اینکه عمر او به سر آمد. اگر روابط مخصوص او با عمر نبود و از پیش با هم تبانی نکرده بودن گمان نمی‏کنم که ابوبکر آن را از من دریغ می‏داشت؛ چه اینکه او گفتار رسول گرامی (ص) را آنگاه که من و خالد بن ولید را رهسپار یمن کرده بود، خطاب به بریده اسلمی شنیده بود و به یاد داشت. آن روز پیامبر خدا به ما فرمود:
اگر میان شما جدایی افتاد پس هر کس آنچه به نظرش می‏رسد و آن را صحیح می‏داند عمل کند. و اگر با هم مجتمع بودید پس آنچه علی می‏گوید برگزینید و به راءی او عمل کنید... او ولی شما و سرپرست شما پس از من خواهد بود.
این سخن پیامبر خدا(ص) را هم ابوبکر و هم عمر شنیده بودند. این هم بریده که هم اکنون زنده است (می توانید از او بپرسید).
اما او چنین نکرد بلکه همین که نشانه‏های مرگ را در خود مشاهده کرد کس د نزد عمر فرستاد و او را عهده دار ولایت و خلافت کرد.
3- ... جای بسی حیرت و شگفتی است از کسی که در زمان حیات خود، بارها فسخ بیعت را از مردم درخواست نموده و گفته است: (اقیونی فلست بخیرکم و علی فیکم) حال چگونه است که در واپسین دم زندگانی خود، خلافت را به رفیقش می‏سپارد؟!
1- قال علی (ع):... فان القائم بعد النبی کان یلقانی معتذرا فی کل ایامه و یلزم عیره ما ارتکبه من اخذ حقی و نقض بیعتی و یسالنی تحلیله فکنت اقول: تنقضی ایامه ثم یرجع الی حقی الذی جعله الله لی عفوا هنیئا من غیر ان احدث فی الاسلام مع حدوثه و قرب عهده بالجاهلیه حدثا فی طلب حقی بمنازعه لعل فالنا یقول فیها: نعم و فالنا یقول: لا، فیوول ذلک من القول الی الفعل و جماعه من خواص اصحاب محمد اعرفهم بالنصح لله و لرسوله و لکتابه و دینه الاسلام، یاتونی عودا و بدا و علانیه و سرا فیدعوننی الی اخذ حقی و یبذلون انفسهم فی نصرتی لیودوا الی بذلک بیعتی فی اعناقهم فاقول رویدا و صبر قلیلا لعل الله یاتینی بذلک عفوا بلا منازعه و لا اراقه الدماء.... [1] .
2- ... حتی اذا احتضر قلت فی نفسی: لیس یعدل بهذا المر عنی و لولا خاصه بینه و بین‏ عمر امر کانا رضیاه بینهما، لظننت انه لایعدله عنی. و قد سمع قول النبی لبریده الاسلمی حین بعثنی و خالد بن الولید الی الیمن و قال: اذا افترقتما فکل واحد منکما علی حیاله و اذا اجتمعتما فعلی علیکم جمیعا... انه ولیکم بعدی سمعها ابوبکر و عمر و هذا بریده حی لم یمت. [2] .
3- ... فیا عجبا بینا هو یستقیلها فی حیاته! اذ عقدها لاخر بعد وفاته.... [3] .

پی نوشت ها:
[1] خصال، ص 424؛ اختصاص، ص 171.
[2] کشف المحجّه، ص 177.
[3] نهج‏البلاغه، خطبه شقشقیه.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir