آگاهی از اسرار زن جسور

نوع اصطلاح :
عنوان :
آگاهی از اسرار زن جسور
حارث عور که از دوستان باوفای حضرت امیر علیه‏السلام است گوید: روزی با امیرالمؤمنین در جایگاه قضاوت نشسته بودم که زنی آمد و بر علیه شوهرش شکایت کرد، زن شکایت خود را گفت، شوهرش نیز ادعای خود را بیان کرد، و چون حق با مرد بود، حضرت حق را به شوهر داد و به ضرر زن حکم کرد.
زن از قضاوت حضرت بسیار خشمگین شد و صدا زد: یا امیرالمؤمنین به خدا قسم که بر ستم قضاوت کردی، خداوند به تو این‏گونه دستور نداده بود!
حضرت فرمود: ای سلفع و مهیع و قردع، من آنچه حق می‏دانستم در مورد تو قضاوت کردم، زن با شنیدن این سخن ترسید و فرار کرد و جوابی نداد.

عمرو بن حریث (مرد منافق و مخالف حضرت علی علیه‏السلام) دنبال زن رفت و به او گفت: امروز از تو امر عجیبی دیدم، امیرالمؤمنین سخنی به تو گفت و تو بدون هیچ حرفی برخاستی و رفتی، به من بگو به تو چه گفت که نتوانستی جواب دهی؟ زن گفت: ای بنده خدا حضرت مسأله‏ای را بازگو کرد که جز من و خداوند متعال کسی آگاه نبود، و من از ترس اینکه مبادا بیش از این بگوید (و رسوا کند) برخاستم، زیرا تحمل یکی بهتر از تحمل سختیهای پشت سر هم است. عمرو گفت: خدایت ببخشاید، او به تو چه گفت؟ زن گفت: ای بنده خدا او به من چیزی را گفت که زشت دارم و ثانیا زشت است مردان از عیوب زنان آگاه شوند.
عمرو بن حریث گفت: ای زن نه تو مرا می‏شناسی و نه من تو را، شاید نه من تو را و نه تو مرا دیگر ببینیم. عمرو گوید: وقتی دید من بسیار اصرار می‏کنم گفت: اینکه حضرت فرمود: ای سلفع، به خدا قسم مجرای حیض من غیر عادی است اما اینکه فرمود: ای مهیع، به خدا قسم به جای مردان (شوهر) با زنان هستم. اما اینکه فرمود: ای قردع، من آن زن خرابکار هستم که خانه همسرم و دارائی او را ویران و نابود کردم. عمرو گفت: وای بر تو، او این مطالب را از کجا می‏داند؟ آیا ساحر است یا کاهن [1] یا مخدوم [2] که به مسائل تو خبر می‏دهد، این دانش گسترده‏ای است. زن گفت: بد حرفی زدی، او نه جادوگر است و نه کاهن و نه مخدوم، او از خاندان نبوت و وصی پیامبر خدا و وارث (علوم) اوست. آنچه از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم گرفته است به مردم می‏گوید و او بعد از پیامبر ما حجت خداست بر مردم.

عمرو بن حریث بعد از گفتگو نزد حضرت برگشت، حضرت به او فرمود: ای عمرو چرا و به چه حقی آن سخنان را در حق من روا داشتی (ساحر و کاهن و مخدوم) آگاه باش به خدا قسم که سخن آن زن درباره من از تو بهتر بود، و من و تو هر دو مقابل خداوند خواهیم ایستاد بنگر چه گریزی از خداوند داری؟ عمرو گفت: یا امیرالمؤمنین من از خداوند استغفار می‏کنم و از شما معذرت می‏خواهم، مرا ببخش. خدایت ببخشاید.
حضرت فرمود: نه به خدا قسم من هرگز این گناه را بر تو نمی‏بخشم، تا من و تو در مقابل آن (خدائی) که ظلم نمی‏کند بایستیم. [3] .
اینکه حضرت امیر علیه‏السلام عمروبن حریث را نبخشود با آنکه حضرتش دریای رحمت الهی است به جهت نفاق و کینه‏ای بود که در دل عمرو بود و توبه نکرده بلکه تظاهر می‏نمود.
و این عمرو بن حریث همان است که وقتی عبیداللّه از او خواست تا میثم را معرفی کند گفت: میثم تمار دروغگو و طرفدار آن مرد دروغگو علی بن ابیطالب است، میثم گفت: ای امیر او دروغ می‏گوید: بلکه منم راستگو طرفدار آن مرد راستگو علی بن ابیطالب که به حق امیرمؤمنان است، و در ترجمه او وی را به عنوان کافر بی‏دین و دشمن خدا و فرماندار بنی امیه معرفی کرده‏اند. [4] .

پی نوشت ها:
[1] کاهن کسی است که می‏گفتند از حرکت ستاره‏ها پیشگوئی می‏کند.
[2] مخدوم به کسی می گفتند که اجنه خدمتگزار او باشند.
[3] الاختصاص، شواهد التنظیم بالاختصاد و الاختلاف.
[4] الکهف: 103.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir