ام البراء

نوع اصطلاح :
عنوان :
ام البراء
«امّ البراء» دختر «صفوان بن هلال» از زنان شاعره و از محبّان امیرمؤمنان علیه‏السلام بوده است. [1] .
روزی وی از معاویه اجازه گرفت و در حالی که سه زره - که خود بافته بود - بر تن داشت و عمامه‏ای بر سر،بر معاویه وارد شد و سلام کرد و نشست. معاویه گفت: «ای دختر صفوان! چطوری؟» ام البراء گفت: «ای امیرالمؤمنین! خوبم.» باز پرسید: «حالت چطور است؟» پاسخ داد: «بعد از قدرت، ضعف است و بعد از نشاط، کسالت و خستگی است.» معاویه به او گفت: «بین امروز و روزی که در صفّین در حمایت از علی علیه‏السلام شعر می‏خواندی، [2] چه قدر فاصله است؟» وی پاسخ داد: «آن روز چنین بود اما شخصی مانند تو گذشت دارد؛ زیرا خداوند می‏فرماید: «عفی اللَّه عما سلف» بنابراین از آن روز بگذر.» معاویه گفت: «هیهات! تو همان کسی هستی که اگر آن روز بازگردد، تو هم بازخواهی گشت.»
سپس معاویه پرسید: «در مرگ علی چه سروده‏ای؟» او گفت: «فراموش کرده‏ام.» اما بعضی از اطرافیان معاویه از حاضران در مجلس، گفتند که این اشعار را سروده و یک بیت آن چنین است:

الشمس کاسفة لفقد إمامنا
خیرالخلائق والإمام العادل

- در فقدان امام ما خورشید گرفت [همان کس] که از بهترین انسان‏ها و امام عادل و دادگر است.
معاویه پس از شنیدن اشعار، گفت: «خدا تو را بکشد، ای دختر صفوان! تو چیزی برای گفتن باقی نگذاشتی، حال حاجتت چیست که نزد من آمده‏ای؟» این زن بافضیلت و امام شناس گفت: «بعد از این سخنان، هیهات که حاجتم را بگویم، به خدا سوگند که از تو خواهشی نخواهم کرد!» این را گفت، از جا برخاست و از نزد معاویه رفت. [3] .

پی نوشت ها:
[1] تراجم اعلام النساء، ج 1، ص 240.
[2] دو بیت از اشعار او این است:
یا عمرو دونک صارماً ذارونق
غصب المهزة لیس بالخوّار

أسرج جوادک مسرعاً و مشمراً
للحرب غیر معرد لفرار

[3] اعیان الشیعه، ج 3، ص 475.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir