آزادی مردم مدینه در بیعت

نوع اصطلاح :
عنوان :
آزادی مردم مدینه در بیعت
پس از قتل خلیفه سوم، طلحه گفت:
ای ابوالحسن، تو بدین کار سزاوارتری و خلافت امّت، حق تو است به حکم سوابق زیبا و فضائل بسیاری که تو داری و شرافت خویشاوندی که با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم داری.
امیرالمؤمنین علی‏ علیه السلام فرمود:
به آن می‏اندیشم که اگر این کار را قبول کنم و حکومتم آغاز شود، از جانب تو مخالفت ظاهر می‏شود.
طلحه گفت:هرگز! ای ابوالحسن.
امیرالمؤمنین علی‏ علیه السلام فرمود:
آیا بر عهدی که کردی و خدای را بر خویش گواه گرفتی، ثابت می‏مانی؟
طلحه گفت:
عهدی که با خدا کردم، هرگز از آن عدول نخواهم کرد.
امیرالمؤمنین‏ علیه السلام فرمود:
برخیز و با ما بیا تا به نزد زبیر برویم.
طلحه گفت: فرمانبردارم.
با هم نزد زبیر آمدند.
امیرالمؤمنین‏ علیه السلام همان کلمات که با طلحه گفته بود با زبیر گفت.
زبیر نیز جواب بر این منوال داد که طلحه داده بود و با امیرالمؤمنین عهد و پیمان بست که هرگز برخلاف آن عمل نکند.
آنگاه طلحه و زبیر بر این موضوع با امیرالمؤمنین عهد کردند و مهاجر و انصار و تمامی مردم مدینه در کار خلافت به امیرالمؤمنین علی‏ علیه السلام رضایت دادند.
سپس به مسجد مدینه آمدند،
پس جماعتی از مهاجر و انصار، مثل: ابوالهیثم بن التیهان، رفاعة بن رافع، مالک بن عجلان، أبو أیوب خالد بن زید، خزیمة بن ثابت، و سایرین با اشتیاق گفتند:
ای مردمان، می‏دانید که عثمان با شما چگونه زندگانی می‏کرد و اکنون آن گذشت. فضیلت و کرامت و قربت و قرابت علی بن ابیطالب‏ علیه السلام از آفتاب ظاهرتر است و انواع علوم و محاسن اخلاق که ذات شریف او حاوی آن است، از شرح و بیان مستغنی است و اگر به صلاح کار خلافت کسی را فاضل تر، و پرهیزگارتر و خداترس تر از علی‏ علیه السلام می‏دانستیم، شما را به او راهنمائی می‏کردیم و لیکن امروز در همه روی زمین این خصال خیر را هیچ کس جامع تر از او نمی‏بینم. حال چه می‏گوئید؟و چه می‏اندیشید؟
تمام مردم مدینه گفتند:
ما به خلافت علی‏ علیه السلام راضی هستیم و او را مطیع و فرمان برداریم.
امیرالمؤمنین علی‏ علیه السلام فرمود:
مردم! آیا بدون اجبارو اکراه با خشنودی کامل این سخنان را مطرح می‏کنید؟
همه گفتند: حقّ تو را بر خویشتن به امر خدای تعالی واجب می‏دانیم.
علی‏ علیه السلام فرمود:
امروز باز گردید و در این کار اندیشه کنید و فردا باز آیید تا بر آن جمله که رأی شما قرار گرفته باشد تحقّق پذیرد.
فردای آن روز دوباره مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پُر از جمعیت شد، و همه از هرگوشه و کنار فریاد می‏زدند که:
ما تنها با علی‏ علیه السلام بیعت می‏کنیم،
طلحه از یک سو، و زبیر از سوی دیگر بپاخاستند، سخنرانی کردند و مردم را برای بیعت با حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام شوراندند، و در پیشاپیش مردم به سوی امام علی‏ علیه السلام هجوم می‏آوردند.
حضرت امیرالمؤمنین علی‏ علیه السلام تا سه روز برای اتمام حجّت صبر کرد و آنگاه پاسخ مثبت به مردم مدینه داد که شور و نشاط همه شهر را فرا گرفت و مردم آزادانه با عشق و شور بیعت کردند. [1] .

پی نوشت ها:
[1] نهج‏البلاغه المعجم المفهرس، خطبه 2: 229.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir