علل پيروزي پيامبر اکرم

نوع اصطلاح :
عنوان :
علل پيروزي پيامبر اکرم
براي کسي که بهتر از ديگران مي‏آموزد، تاريخ بهترين معلم است.
تاريخ ملتهاي پيروزمند و شکست خورده، چراغي فرا راه امت است، زيرا اين تاريخ عوامل پيروزي و شکست را به گونه‏اي، روشن و گويا اشکار مي سازد و ملتهاي خوشبخت آنهايي هستند که از تجارب ديگران بهره‏مند شوند. تاريخ انقلاب پيامبر اسلام (ص) و پيروزي او نيز به همين ترتيب است.
عوامل پيروزي انقلاب آن حضرت عبارت بود از:
يک- ايدئولوژي صحيح.
دو- رهبري خردمندانه.
سه- صميميت رهبر.
چهار- آمادگي امت براي فداکاري.
بنابراين موفقيت پيامبر اين معادله بود:
ايدئولوژي به‏اضافه رهبري خردمندانه به‏اضافه فداکاري مسلمانان: پيروزي امت.
يکي از مفاهيم اين معادله آن است که عوامل شکست نيز با نبودن اين مقدمات برابر است. با توجه به اين که زمينه‏ي شکست در آغاز کار در نهاد هر يک از افراد به وجود مي‏آيد و از آن پس در بدنه‏ي امت انعکاس مي‏يابد. از اين رو شناخت انگيزه‏هاي شکست فرد شايان توجه و از اين قرار است:
يک- تزلزل و ضعف شخصيت.
دو- زبوني در تصميم‏گيري و تحمل مسئوليت.
سه- خيانت افراد.
چهار- خمودگي.
امام علي (ع) در سخنراني پر مايه‏اي عوامل عام پيروزي پيامبر و عوامل خاص شکست فردي را بازگو مي‏فرمايد:
اما بعد فان الله سبحانه بعث محمدا (صلي الله عليه و آله) و ليس احد من العرب يقر اکتابا، و لا يدعي نبوه و لا وحيا، فقاتل بمن اطاعه من عصاه، يسوقهم الي منجاتهم، و يباد ربهم الساعه ان تنزل بهم، يحسر الحسير، و يقف الکسير، فيقم عليه حتي يلحقه عايته، الا هالکا لا خير فيه،...
«اما بعد...
همانا که خداي تعالي محمد (ص) را زماني برانگيخت که هيچکس در عرب نبود که خواندن بداند يا دعوي پيغمبر و وحي داشته باشد (ايدئولوژي در ميان نبود). به همدستي پيروان خود با کساني که از فرمانش سر پيچيدند جنگ نمود تا آنان را به سوي رستگاري رهنمون شد و بر سر اين کار پايداري نمود تا پيش از قيام قيامت (و فرارسيدن مرگ)، واماندگان و عقب افتادگان را هدايت فرمود، و چندان تاب آورد تا به مقصود رسيد (و مردم از او پيروي کردند) مگر هلاک شونده‏اي که خيري در او نبود.
(بدين سان به کمک وحي آسماني، رهبري پيامبر و صداقت يارانش) راه رستگاري را بديشان بنمود و مقامشان را (که در خور پايگاه انساني آنان بود) به ايشان نشان داد. پس آسيابشان به گردش در آمد (زندگي اقتصادي آنان رونق گرفت) و تيرشان استوار شد (قدرتشان فزوني يافت).
به خدا سوگند، که من از پيشتازان (لشکر اسلام) بودم تا آنکه (نيروهاي الحادي) تسليم گرديده و تحت فرمان در آمد.
اما من، نه ناتوان شدم و نه ترسيدم.
نه خيانت ورزيدم!
و نه سستي کردم!
به خدا سوگند که باطل را بر خواهم شکافت، تا از نهانگاهش حق را بيرون کشم. » [1] .

پی نوشت ها:
[1] نهج‏البلاغه، خطبه‏ي 103.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir