عزل و دلجویی از فرماندهان معزول

نوع اصطلاح :
عنوان :
عزل و دلجویی از فرماندهان معزول
توجّه به روش عزل و نصب فرماندهان، از دیدگاه امام علی‏ علیه السلام بسیار ارزشمند است، زیرا آن اَبَرمَرد تاریخ دقیقاً به روانشناسی افراد، و روانشناسی اجتماعی در عزل و نصب‏ها توجّه داشت که:
نصب افراد مسئله ساز نباشد.
و عزل فرمانده یا فرماندهان، باعث تحوّلات ناخواسته نگردد، و شخصیت یک فرمانده معزول حفظ شود.
و جامعه و افراد تحت امر بدانند که:
«هر کسی را بهر کاری ساختند،
نه فرمانده منصوب باید دچار غرور گردد، و نه فرمانده معزول باید درهم شکسته شود، و به آبرو و حیثیت او لطمه وارد شود.»
حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام در گذشته، عمر بن أبی سلمه مخزومی را فرمانده نیروهای بحرین قرار داد.
پس از مدّتی او را عزل و نُعمان بن عجلان زرقی را به جای او فرستاد.
امّا توسّط نامه‏ای با دلجوئی حساب شده، وجود او را پر از مهر و محبّت فرمود، و از کار و گذشته‏اش تعریف کرد که سرخورده نگردد.
در نامه عمر بن أبی سلمه نوشت:
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّی قَدْ وَلَّیتُ نُعْمَانَ بْنَ عَجْلَانَ الزُّرَقِی عَلَی الْبَحْرَینِ، وَنَزَعْتُ یدَکَ بِلَا ذَمٍّ لَکَ، وَلَا تَثْرِیبٍ عَلَیکَ؛
فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَایةَ، وَأَدَّیتَ الْأَمَانَةَ، فَأَقْبِلْ غَیرَ ظَنِینٍ، وَلَا مَلُومٍ، وَلَا مُتَّهَمٍ، وَلَا مَأْثُومٍ، فَلَقَدْ أَرَدْتُ الْمَسِیرَ إِلَی ظَلَمَةِ أَهْلِ الشَّامِ، وَأَحْبَبْتُ أَنْ تَشْهَدَ مَعِی، فَإِنَّکَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَی جِهَادِ الْعَدُوِّ، وَإِقَامَةِ عَمُودِ الدِّینِ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
(امّا بعد! من «نعمان ابن عجلان زرقی» را فرماندار «بحرین» قرار دادم؛ و اختیار تو را از فرمانداری آنجا برگرفتم؛
بدون اینکه این کار برای تو مذمّت و یا ملامت در برداشته باشد، چرا که تو زمامداری را به نیکی انجام دادی و حق امانت را اداء نمودی، بنابراین به سوی ما حرکت کن بی‏آنکه مورد سوء ظنّ یا ملامت؛
یا متّهم و یا گناهکار باشی! زیرا من تصمیم گرفته‏ام به سوی ستمگران اهل شام حرکت کنم، و دوست دارم تو با من باشی، چرا که تو از کسانی هستی که من در جهاد با دشمن و برپا داشتن ستونهای دین از آنها استعانت می‏جویم انشاءاللَّه). [1] .
امام نسبت به کشور پهناور مصر صلاح دیدند که محمد بن ابی بکر را عزل و مالک اشتر را به جای او نصب فرمایند،
این انتخاب در آن شرائط حسّاس بر محمد بن ابی بکر گران آمد، و ناراحت شد،
امام علی‏ علیه السلام طی نامه‏ای از او دلجوئی کرد و نوشت:
أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِی مَوْجِدَتُکَ مِنْ تَسْرِیحِ الْأَشْتَرِ إِلَی عَمَلِکَ، وَإِنِّی لَمْ أَفْعَلْ ذلِکَ اسْتِنْبَاءً لَکَ فِی الْجَهْدِ، وَلَا ازْدِیاداً لَکَ فِی الْجِدِّ؛ وَلَوْ نَزَعْتُ مَا تَحْتَ یدِکَ مِنْ سُلْطَانِکَ، لَوَلَّیتُکَ مَا هُوَ أَیسَرُ عَلَیکَ مَؤُونَةً، وَأَعْجَبُ إِلَیکَ وِلَایةً.
إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِی کُنْتُ وَلَّیتُهُ أَمْرَ مِصْرَ کَانَ رَجُلاً لَنَا نَاصِحاً، وَعَلَی عَدُوِّنَا شَدِیداً نَاقِماً، فَرَحِمَهُ اللَّهُ! فَلَقَدِ اسْتَکْمَلَ أَیامَهُ
(امّا بعد از ستایش خداوند! به من خبر رسیده که از فرستادن «اشتر» به سوی فرمانداریت‏ناراحت شده‏ای، ولی این کار را من نه به این جهت انجام دادم که تودر تلاش و کوششت کندی ورزیده‏ای، و یا برای این باشد که جدّیت‏بیشتری بخرج دهی، اگر آنچه در اختیارت قرار دارد از تو گرفتم تو راوالی جائی قرار دادم که هزینه آن بر تو آسانتر و حکومت آن برایت؛ جالب‏تر است.
آن مردی که من او را فرماندار «مصر» کرده بودم، مردی بود که نسبت‏بما ناصح و خیرخواه، و نسبت به دشمنانمان سختگیر و درهم کوبنده‏بود خدای او را رحمت کند که ایام زندگی خود را کامل کرد، عمر را به پایان برد) [2] .

پی نوشت ها:
[1] نامه 42 نهج‏البلاغه معجم‏المفهرس محمد دشتی.
[2] نامه 34 نهج‏البلاغه معجم‏المفهرس محمد دشتی.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir