وارتضاکم لغیبه

نوع اصطلاح :
عنوان :
وارتضاکم لغیبه
«ارتضاکم» شما را پسندید، برگزید و رضایت داد.
«غیب» در مقابل «حضور» قرار دارد و به چهار امر اطلاق می‏گردد:
1 - اموری که با حواس ظاهری درک نمی‏شود. مانند: «فَقَالَ مَا لِی لَآ أَرَی الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَآئِبِینَ».[1] . (سلیمان) گفت: مرا چه شده چرا هدهد را نمی‏بینم، یا اینکه او از غایبان است.
2 - مکان‏هایی که از دید ما پنهان هستند. مانند:
«أَلْقُوهُ فِی غَیابَتِ الْجُبِّ».[2] .
او (یوسف) را در نهانگاهِ چاه بیفکنید.
3 - اموری که به آن علم نداریم و آن علوم نزد خداوند است. مانند:
«رَجْمًا بِالْغَیبِ...».[3] . همه اینها سخنانی پنهانی (بی‏دلیل) است....
4 - معارفی که به آن دسترسی نداریم. مانند: «عَالِمُ الْغَیبِ...».[4] . دانای غیب اوست.... «ارتضاکم لغیبه» یعنی ای امامان معصوم، خداوند شما را برای آگاهی بر غیب خود و مطالبی که حواس ظاهری بدان دسترسی ندارد و علم و معرفتی که دیگران از درک آن عاجز هستند، برگزید و بر دارا بودن غیب برای شما رضایت داد و شما را با رضایت کامل، علم و معرفت غیبی عنایت فرمود و بر تمامی امور غیب آگاه نمود.
فقالَ أبوجعفر علیه السلام:«... وَ أمّا قولُهُ «عالم الغیب» فانّ اللّه عزّ و جلّ عالمٌ بما غابَ عنْ خلقِهِ فیما یقدِرُ منْ شی‏ءٍ وَ یقضیهِ فی عِلمِهِ قبلَ أنْ یخلقَهُ وَ قبلَ أَنْ یفضیهُ إِلَی الملآئکة فذلکَ یا حُمرانُ! عِلْمٌ موقوفٌ عندهُ الیهِ فیهِ المشیئةُ فیقضیهِ إذا أراد و یبدولَهُ فیه فلا یمضیهِ، فأمَّا العلمُ الّذی یقدّرُهُ اللّه عزّ و جلّ فیقضیهِ و یمْضیهِ فهُوَ العِلْمُ الّذی انتهی إلی رسولِ اللّهِ صلی الله علیه وآله ثُمَّ إلینا».[5] . حمران ابن اعین می‏گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: تفسیر «عالم الغیب» این است که خداوند دانا به مقدّراتی است که از مخلوقاتش پنهان است و آنها را در علم خودش، قبل از آفرینش و قبل از آنکه به فرشتگان فرمان دهد، در عالم قضا می‏آفریند و این علمی است که در نزد خداوند است و زمانی که اراده کند بر آن لباس وجود می‏پوشاند و هر گاه بداء یا تغییر در علم خداوند حاصل شود، از آن صرف‏نظر می‏نماید. امّا علمی که خداوند در عالم قضا آفریده و به آن لباس وجود پوشانده، همان علمی است که به حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سپس به ما اهل‏بیت علیهم السلام رسیده است. پس امام علیه السلام به علم غیب الهی آگاه است.
سأل أَبَا الحسنِ علیه السلام رَجُلٌ منْ أَهْلِ فارسٍ فقالَ لَهُ: أَتَعْلَمُونَ الْغیبَ؟ فقالَ: قالَ أبوجعفرٍ علیه السلام: «یبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ فَنَعْلَمُ وَ یقْبَضُ عَنَّا فَلا نَعْلَمُ».[6] .
مردی از اهل فارس از امام کاظم علیه السلام سؤال کرد: آیا شما غیب می‏دانید؟ حضرت پاسخ دادند: جدّم امام باقر علیه السلام فرمودند: خداوند به ما علم را می‏بخشد و ما آن را دریافت می‏کنیم و وقتی می‏گیرد ما نمی‏دانیم.
باید توجّه داشت که عالم به اسرار و علوم غیب، فقط خداوند است و او به پیامبران و رسولان خود، غیب را می‏آموزد[7] و امامان از طریق پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بر علوم غیبی اطّلاع می‏یابند. چون آنان در تبلیغ، شریک پیامبر صلی الله علیه وآله می‏باشند. البتّه رسالت دو بُعد دارد: بُعد «ارتباط با خداوند» که شراکت‏بردار نیست و بُعد «ارتباط با مردم و تبلیغ دین» که شراکت‏بردار است. به دلیل آنکه موسی از خداوند خواست تا هارون را در امرِ تبلیغ دین شریکِ او قرار دهد. «وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی».[8] . و او (هارون) را در کارم شریک ساز. لذا موسی و هارون نزد فرعون رفتند و گفتند: «فَقُولَآ إِنَّا رَسُولَا رَبِّکَ...».[9] . و بگویید: ما فرستادگان پروردگار توایم....
این در حالی است که هارون، رسول نبوده بلکه در امر رسالت، شریک بود. ولی حکم شریک همان حکم فردِ اصلی است و باز موسی علیه السلام از خداوند خواست که هارون را وزیر او گرداند. «وَ اجْعَل لِّی وَزِیرًا مِّنْ أَهْلِی، هَارُونَ أَخِی».[10] . و وزیری از خاندانم برای من قرار ده. برادرم هارون را. پیامبر صلی الله علیه وآله نیز به علی علیه السلام فرمودند: «یا عَلی اَنتَ منّی بِمَنزلَة هارون مِن موسی».[11] . ای علی تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی.
یعنی تو شریک و وزیر من در «ارتباط با مردم، تبلیغ دین و ابلاغ» هستی. امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه قاصعه می‏فرمایند: پیامبر صلی الله علیه وآله رو به من کرد و فرمود: «اِنَّک تَسْمَعُ ما اَسْمَعُ وَ تَری ما اَری اِلاَّ اَنَّکَ لَسْتَ بِنَبی وَ لکِنَّکَ لَوَزیرٌ...».[12] .
آنچه من می‏شنوم تو نیز می‏شنوی و آنچه من می‏بینم تو هم می‏بینی. ولیکن فرق من با تو در آن است که من در مقام نبوّت هستم و تو در مقام وزارت.... پس همان‏گونه که علی علیه السلام وزیر و شریک پیامبر صلی الله علیه وآله و واقف بر علوم غیبی است، ائمّه معصومین علیهم السلام نیز مقام وزارت رسول خدا صلی الله علیه وآله را دارا بوده و عالم به غیب می‏باشند.

پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه نمل، آیه 20.
[2] سوره مبارکه یوسف، آیه 10.
[3] سوره مبارکه کهف، آیه 22.
[4] سوره مبارکه جنّ، آیه 26.
[5] کافی، ج 1، ص 377.
[6] کافی، ج 1، ص 376.
[7] اشاره به سوره مبارکه جنّ، آیه‏های 26 و 27.
[8] سوره مبارکه طه، آیه 32.
[9] سوره مبارکه طه، آیه 47.
[10] سوره مبارکه طه، آیه 29 و 30.
[11] کافی، ج 8، ص 107.
[12] خطبه / 192.

منبع: پرچم‏داران هدایت، تدبری در زیارت جامعه کبیره؛ سید احمد سجادی؛ انتشارات اسوه؛ چاپ اول خرداد 1388.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir