اشهد ان هذا سابق لکم فیما مضی وجار لکم فیما بقی

نوع اصطلاح :
عنوان :
اشهد ان هذا سابق لکم فیما مضی وجار لکم فیما بقی
برای این فراز تفاسیر و ترجمه‏های متعدّدی ارائه شده است. بعضی گفته‏اند منظور از آن، این است که من شهادت و گواهی می‏دهم که تمامی صفات پسندیده که تاکنون درباره شما ذکر کردم و وجوب اطاعت و پیروی از شما، درباره امامان گذشته شما جاری است و هم درباره امامانی که باقی مانده‏اند، جریان دارد و هیچ فرقی بین هیچ یک از شما نیست و همه شما نور واحد هستید. عن ابی جعفر عن ابیه عن جدّه الحسین علیه السلام قال: «دَخلت أنا و أخی عَلی جَدّی رسول اللّه صلی الله علیه وآله فأجلسَنی عَلی فَخذه و أجْلس أَخی الحَسَن عَلی فخذه الاخَر ثمَّ قَبَّلَنا و قال: بِأبی اَنْتما مِن أمامین سبطین أختارکما اللّه مِنی و مِن أَبیکُما و مِن أُمَّکما و اختار مِن صُلْبک یا حُسین تِسعة ائمَّة، تاسِعهم قائمهم و کلّهُم فی الفضل و المَنْزِلة سواء عِنْداللّه تعالی».[1] .
امام باقر از پدرشان و از جدّشان حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند، که ایشان فرمودند: من و برادرم امام حسن بر جدّمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وارد شدیم. پیامبر مرا بر یک زانو و برادرم حسن را بر زانوی دیگر نشاند و هر دوی ما را بوسید و فرمود: پدرم به فدای شما که امامان برگزیده‏ای هستید که خداوند شما را از من و پدر و مادرتان اختیار کرد و از تو ای حسین، نُه امام اختیار نمود که نهمین آنها قیام‏کننده آنها است و تمامی آنها در فضل و منزلت نزد خداوند مساوی هستند. برخی دیگر نیز این فراز را به‏گونه‏ای دیگر ترجمه و برداشت کرده‏اند و گفته‏اند منظور آن است که، شهادت و گواهی می‏دهم آنچه درباره شما ذکر کردم و صفات پسندیده‏ای که درباره شما گفتم و وجوب اطاعت و پیروی از شما، همچنان که در زمان‏ها و کتاب‏های آسمانی پیشین جریان داشته است، در آینده نیز جریان خواهد داشت.
و در نهایت عدّه‏ای نیز این فراز را این‏گونه تعبیر نموده‏اند که: شهادت و گواهی می دهم تمامی صفات پسندیده که تاکنون درباره شما گفتم، از اوّل خلقت نور همراه شما بوده و این صفات پسندیده تا ابد همراه شما خواهد بود و اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد، بلکه لازمه ذات شماست که با خلقت نور شما این صفات پسندیده به وجود آمده و جزء ذات شما گردیده است و تا ابد ادامه خواهد داشت.
عن ابی‏ذر قال: «سمعت رسول اللّه صلی الله علیه وآله و هو یقول: خَلَقت أنا و عَلی بن أبی‏طالب علیه السلام مِن نُور واحد نسبح اللّه یمنة العَرْش قَبْل أن خلق آدم علیه السلام بألفی عام، فلمّا أن خلق اللّه آدم جَعَلَ ذلک النُور فی صُلْبه، وَ لَقَدْ سکن الجنَّة و نَحْن فی صُلْبه، و لقد هُم بالخَطیئة و نَحْن فی صلبه، و لقد رَکَبَ نوح علیه السلام السفینة و نحن فی صلبه، و لَقَدْ قذف ابراهیم علیه السلام فی النَّار و نَحْن فی صلبه، فَلَمْ یزل ینقلنا اللّه عزّ و جلّ مِن اَصْلاب طاهرة الی اَرْحام طاهرة حتَّی إنتهی بِنا إلی عَبْدالمطلب، فَقَسمنا بِنِصْفین، فَجَعَلَنی فی صلب عبداللّه، و جَعَلَ عَلیا فی صلب أبی‏طالب، و جعل فی النَبوة و البَرْکة، وَ جعل فی علی الفَصاحة و الفروسیة، و شق لَنا إسْمین مِنْ أسمائه، فَذو العَرْش مَحْمود و أنا مُحمّد و اللّه الأعلی و هذا علی».[2] .
ابوذر می‏گوید: از پیامبر صلی الله علیه وآله شنیدم که می‏فرمود: خداوند من و علی را از یک نور آفرید و سمت راست عرش قرار داد که تسبیح خداوند گوییم، دو هزار سال قبل از آنکه خداوند آدم علیه السلام را بیافریند. وقتی خداوند آدم را آفرید، این نور را در صلب او قرار داد. او در بهشت بود و ما در صلب او. او مرتکب خطیئه شد و ما در صلب او بودیم و زمانی که نوح علیه السلام سوار بر کشتی شد، ما در صلب او بودیم، و آن زمان که ابراهیم علیه السلام در آتش انداخته شد، ما در صلب او بودیم. خداوند ما را از صلب‏های پاک به سوی رحم‏های پاکیزه منتقل می‏کرد تا آنکه در صلب عبدالمطلب دو نیم شدیم. من در صلب عبداللّه و علی در صلب ابیطالب قرار گرفت. همراه صلب من، نبوّت و برکت بود و همراه صلب علی، فصاحت و کیاست و خداوند دو اسم از اسماء خود برای ما گذارد. صاحب عرش محمود است و من محمّد و خداوند اعلی است و ایشان (اشاره به حضرت علی) علی.

پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 25، ص 356.
[2] بحارالانوار، ج 15، ص 11.

منبع: پرچم‏داران هدایت، تدبری در زیارت جامعه کبیره؛ سید احمد سجادی؛ انتشارات اسوه؛ چاپ اول خرداد 1388.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir