حتی لا یبقی ملک مقَرب

نوع اصطلاح :
عنوان :
حتی لا یبقی ملک مقَرب
وَلا نَبِی مُرْسَلٌ وَلا صِدّیقٌ وَلا شَهیدٌ وَلا عالِمٌ وَلا جاهِلٌ وَلا دَنِی وَلا فاضِلٌ وَلا مُؤْمِنٌ صالِحٌ وَلا فِاجِرٌ طالِحٌ وَلا جَبّارٌ عَنیدٌ وَلا شَیطانٌ مَریدٌ وَلا خَلْقٌ فیما بَینَ ذلِکَ شَهیدٌ اِلّا عَرَّفَهُمْ جَلالَةَ اَمْرِکُمْ وَعِظَمَ خَطَرِکُمْ وَکِبَرَ شَاْنِکُمْ وَتَمامَ نُورِکُمْ وَصِدْقَ مَقاعِدِکُمْ وَثَباتَ مَقامِکُمْ وَشَرَفَ مَحَلِّکُمْ وَمَنْزِلَتِکُمْ عِنْدَهُ وَکَرامَتَکُمْ عَلَیهِ وَخاصَّتَکُمْ لَدَیهِ وَقُرْبَ مَنْزِلَتِکُمْ مِنْهُ
این فراز اشاره به آن دارد که همه افراد به منزلت و قدر امامان معصوم علیهم السلام معرفت و شناخت دارند. در این فراز می‏گوییم: آن‏چنان مقام و منزلت شما رفیع و بلند است که هیچ فرشته مقرّبی نماند و هیچ پیامبرِ فرستاده‏شده‏ای نیست و هیچ راست‏کردار و شهید و عالم و جاهلی وجود ندارد و هیچ انسان پست و بیهوده‏ای و انسان فاضل و مؤمنِ نیک‏کردار نیست و هیچ انسان تبهکارِ بدکردار و هیچ انسان گردنکش ستیزه‏جویی وجود ندارد و نه هیچ شیطان رانده شده و نه هیچ آفریده‏شده‏ای که گواه گرفته شده باشد: مگر آنکه به جلالتِ عظمتِ شما و عظمتِ قدر شما و بزرگی منزلت شما و تمام بودن نور شما و راستی و درستی منصب شما و پایداری مقام شما و شرافت محل و منزلت شما در پیشگاه خدا و مقام گرامی شما و خصوصیتی که در نزد خداوند داشته و جایگاه نزدیکی که نسبت به خداوند دارید، معرفت دارد. در نظر داشته باشیم که ضمیر در «عنده»، «علیه»، «لدیه» و «منه»، به خداوند برمی‏گردد. «ملک» مخفّف «مَلئک» و در اصل «مألک» از ماده «الک» به معنی پیام و رسالت است و جمع آن «ملائکه» می‏باشد و چه مفرد و چه جمع، بر فرشتگان الهی اطلاق می‏گردد. «نبی» در اصل از «نَبْوَهْ» به معنی «رفعت و بلندی مقام» می‏باشد و یا از «نَبَأْ» به معنی «خبر» و جمع آن «انبیاء» است. بنابر تفسیر اوّل، نبی شخص عالی‏مقام و دارای رفعت است و بنابر تفسیر دوّم، کسی است که از وحی و اخبار الهی آگاه بوده، به مردم وحی خداوند را ابلاغ کرده و خبرهای غیبی را می‏رساند.
«صدیق» صیغه مبالغه از «صدق» است. بعضی گفته‏اند «صدیق» به معنی کسی است که هرگز دروغ نمی‏گوید و یا اصلاً توانایی بر دروغ گفتن ندارد و برخی آن را به معنی کسی دانسته‏اند که عملش تصدیق‏کننده گفتار و اعتقادش می‏باشد. در قرآن کریم جمعی از پیامبران همچون ابراهیم[1] . و ادریس[2] با عنوان صدیق یاد شده و مریم، صدیقه ملقّب گردیده است[3] و در برخی از آیات الهی، صدیقین هم‏ردیف پیامبران ذکر شده‏اند.[4] .
«شهید» در اصل به معنی گواه است. منتها گاهی انسان به وسیله سخن گفتن گواهی بر حق می‏دهد و گاهی به وسیله عمل. کشته‏شده در راه خدا، بالاترین گواهی را با اهدای جان خود بر حق بودن اهداف الهی‏اش داده است و از طرفی شهید کسی است که شاهد باشد، یعنی در صحنه حضور داشته و مسائل را مشاهده کرده باشد. و کشته‏شده در راه خداوند، شهید است. چرا که او در صحنه کارزار و مجاهدات حضور داشته است.
البتّه «شهید» در فرهنگ اسلامی منحصر به کسانی که در میدان جهاد کشته شوند نیست، بلکه شهادت دو معنا دارد: معنی خاص که همان کشته‏شدگان در راه خداوند در میدان جنگ و مبارزه می‏باشد و معنی عام که تمامی انسان‏هایی که در مسیر انجام وظیفه الهی کشته شوند یا بمیرند را دربر می‏گیرد. «جاهل» از ماده «جهل» است و جاهل به کسی گفته می‏شود که شناخت و معرفت به چیزی نداشته باشد و کاری بر خلاف آنچه باید انجام شود، انجام دهد و یا اینکه اعتقاد بر ماهیت چیزی داشته باشد که این اعتقاد خلاف ماهیت آن باشد.
یعنی جاهل یا «جهل بسیط» دارد و حقیقتِ شی‏ء را به طور مطلق نمی‏داند و یا «جهل مرکب» دارد و اعتقاد جازمِ غیرِ مطابق با واقع دارد.
«دَنی» به معنی پست و بیهوده بوده و جمع آن «دناءت» است. «فاجر» از ریشه «فجر» به معنی شکافتن وسیع است و فاجر به شخص فاسقی گفته می‏شود که پرده حیا و پاکی را دریده از مسیر حق خارج گشته است و جمع آن «فَجَرَه» و «فُجّار» است.
«جَبّار» از ماده «جبر» به معنی اصلاح کردن چیزی است که توأم با فشار و قهر باشد، ولی بعداً از یک سو به هر نوع جبران و از سوی دیگر به هر نوع قهر و غلبه اطلاق شده است و اگر به خداوند، نام جبّار اطلاق می‏شود یا به خاطر تسلّط او بر همه عالم است و یا به خاطر اصلاح کردن همه موجودات که نیازمندِ اصلاح هستند، می‏باشد. «جبار عنید» به کسی می‏گویند که از روی خشم و غضب می‏زند، می‏کُشد و نابود می‏کند و پیرو فرمان عقل نیست و دیگران را مجبور به پیروی از خود می‏کند. چرا که می‏خواهد نقص خود را با ادعای عظمت و تکبّر، برطرف سازد. «عنید» کسی است که با حقّ و حقیقت، فوق‏العاده مخالف است و هیچ‏گاه زیربار حق نمی‏رود و این دو صفت، صفت بارز طاغوت‏ها و مستکبران هر عصر و زمان است.
«شیطان» از ماده «شطن» و «شاطن» به معنی خبیث و پست گرفته شده است و شیطان به موجود سرکش و متمرّد اطلاق می‏شود. اعم از انسان و یا جنّ و یا جنبندگان دیگر و به معنی روح شریر و دور از حق نیز آمده است. بنابراین شیطان مصداق‏های فراوانی دارد که روشن‏ترین مصداق آن ابلیس و لشکریان و اعوان او می‏باشد.
«وَلا خَلْقٌ فیما بَینَ ذلِکَ شَهیدٌ» و نه هیچ آفریده دیگری که در این میان گواه باشد یا گواه گرفته شده باشد. مراد از آفریدگان، موجوداتی هستند که در عالم شهود، شهادت بر ولایت ائمّه معصومین علیهم السلام داده و جزءِ انسان‏ها، فرشتگان و جنّ‏ها نیستند و شاید منظور جمادات، نباتات و حیوانات باشند.
«شهید» صفت است برای خلق، به معنی شهود و یا شاهد.
«جَلالَةَ اَمْرِکُمْ» یعنی جلالت، عظمت و شوکت شما که همان ولایت کلیه الهیه تشریعی و تکوینی شما در عالم است که به هیچ وجه قابل توصیف نیست.
«عِظَمَ خَطَرِکُمْ» یعنی عظمتِ قدر و منزلت شما.
کلمه «خطر» استعمال نمی‏شود مگر در مواردی که دارای قدر و منزلت و مَزّیت فراوان باشد.
«کِبَرَ شَاْنِکُمْ» به معنی بزرگی حالت و منزلت شما، می‏باشد.
«تَمامَ نُورِکُمْ» یعنی تمامیتِ بدون عیب و نقصِ نوری که خداوند به شما عنایت
فرموده که ولایت تشریعی و تکوینی شما، به واسطه آن ظهور می‏یابد. چرا که شما نور خداوند بوده و نور و برهان خداوند نزد شماست. «صِدْقَ مَقاعِدِکُمْ» به معنی درستی منصب‏های شما است. یعنی ائمّه اطهار علیهم السلام در منصب‏هایی قرار گرفته‏اند که منصب‏های الهی است و دارای مسؤولیتی بسیار خطیر و گران هستند که عمل به آن مسؤولیت‏ها، بسیار مشکل است.
و چون آنان از عهده مسؤولیتِ آن منصب‏ها برمی‏آیند، در آن مقام‏ها و منصب‏ها صادق می‏باشند و در «مقعد صدق» قرار گرفته‏اند. همان‏گونه که پرهیزکاران در این مقام نزد خداوند قرار گرفته‏اند.
«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ، فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ».[5] .
پرهیزکاران در باغ‏ها و نهرهای بهشتی جای دارند. در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر.
«ثَباتَ مَقامِکُمْ» این جمله اشاره به ثابت بودن مقام و منزلت امامان معصوم علیهم السلام نزد خداوند دارد و ثبات و ثابت بودن مقام به دلیل «صدق مقاعد» است. یعنی اگر مقامی بدون لیاقتِ فرد اعطا شد، ثبات ندارد. ولی اگر آن فرد با لیاقت و شایستگی آن مقام را احراز کرد، برای همیشه آن مقام برای او پایدار است. «قُرْبَ مَنْزِلَتِکُمْ مِنْهُ» اشاره به نزدیکی مقام امامان معصوم علیهم السلام با خداوند دارد که آنچنان این مقامِ قُرب نزدیک است که خواست امام همان خواست خداست. چرا که آنها حجّت خداوند هستند و هیچ فرقی میان امام و خداوند نیست، جز آنکه امام، عبد و مخلوق خداوند است. «لا فرق بَینک و بَینها إلّا انّهم عِبادک و خَلقک».[6] .
هیچ فرقی بین تو و بین آنها نیست، مگر آنکه آنها بنده تو و مخلوق تو هستند.
لذا بین خداوند و حجّت‏های او که همان ائمّه اطهار علیهم السلام هستند، هیچ حجاب و مانعی وجود ندارد. قال علی بن الحسین علیه السلام: «لَیسَ بینَ اللّهِ و بینَ حجَّتِهِ حجابٌ. فلا للّه دونَ حجَّتُهُ سترٌ».[7] . حجابی بین خداوند و بین حجّت او نیست و برای خداوند جز حجّتش هیچ ستری وجود ندارد. چرا که آنها همیشه همراه حق و حق همراه آنان است.
قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: «عَلی مَعْ الحَقّ و الحَقّ مع عَلی».[8] . پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود: علی همیشه همراه حق است و حق همراه علی. پس هر کس طالب دیار حق است، باید به دیدار آنها بشتابد. قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله «مَن رآنی فَقَد رای الحقّ».[9] . پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: هر کس مرا ببیند، همانا حق را دیده است.

پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه مریم، آیه 41.
[2] سوره مبارکه مریم، آیه 56.
[3] سوره مبارکه مائده، آیه 75.
[4] سوره مبارکه نساء، آیه 69.
[5] سوره مبارکه قمر، آیه‏های 54 و 55.
[6] دعای ماه رجب) بحارالانوار، ج 98، ص 393.
[7] بحارالانوار، ج 24، ص 12.
[8] بحارالانوار، ج 28، ص 190.
[9] بحارالانوار، ج 61، ص 235.

منبع: پرچم‏داران هدایت، تدبری در زیارت جامعه کبیره؛ سید احمد سجادی؛ انتشارات اسوه؛ چاپ اول خرداد 1388.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir