محتمل لعلمکم

نوع اصطلاح :
عنوان :
محتمل لعلمکم
«محتمل» از مصدر «احتمال» و در اینجا به معنی کسی که تسلیم و تصدیق می‏نماید، می‏باشد.
مراد از این فراز آن است که زائر اقرار می‏نماید: هر چند عقل من و فهم من، علوم شما را درک نمی‏کند، ولی آن علوم و مراتب آن علم را تصدیق می‏نمایم و من می‏دانم و اعتقاد دارم که آن علوم حق است و اگر چه حقیقت و کُنْه آن را درک نمی‏کنم، ولی هیچ‏گاه انکار علم و مراتب علم شما را نمی‏کنم.
عن ابی الصامت قال: سمعت اباعبدالله علیه السلام یقول: «ان مِن حَدیثنا ما لا یحْتمله مَلِک مُقرّب و لا نبی مُرْسل و لا عَبْد مُؤْمن. قلت: فَمَن یحْتملهُ؟ قال: نَحْن نَحْتَمِلْه».[1] . ابی صامت می‏گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: همانا گفتار ما آنچنان سنگین است که تحمّل آن را هیچ فرد مقرّب الهی و هیچ پیامبر فرستاده شده و هیچ فرد باایمانی ندارد. گفتم: پس چه کسی تاب و توان تحمّل آن را دارد؟ فرمودند: ما (اهل بیت) تحمّل داریم.
در حدیثی دیگر امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه وآله کلام و سخنان خود را بسیار مشکل دانسته‏اند قال ابوجعفر علیه السلام: قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: «ان حَدیث آل مُحمَّد صَعْب مستصعب لا یؤْمن بِهِ إلّا مَلِک مُقَرَّب اَوْ نَبی مرسل اَوْ عَبْد امتَحَنَ اللّه قَلْبه لِلایمان».[2] . امام باقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: حدیث آل محمّد صعب (دشوار و چیزی که خودش دشوار است) و مستصعب (بسیار دشوار و چیزی که مردم دشوار می‏شمارند) است و جز فرشته مقرّب الهی یا پیامبر فرستاده‏شده یا بنده‏ای که خدا دلش را به ایمان آزموده، به آن ایمان نیاورَد. منظور از اینکه فرشتگان و انبیا و مؤمنان، تحمّل حدیث و گفتار امامان را ندارند، آن است که به کُنْه و حقیقت علوم و گفتار امام پی نخواهند برد. چرا که گفتارِ آنها دارای بطون است و فهم آن برای همگان مقدور نیست. ولی از ظاهر کلام آنان، مطالبی را استنباط می‏نمایند. پس علم ائمّه معصومین علیهم السلام سه نوع است. دسته‏ای آنچنان سنگین است که فقط وجود امام آن علوم را درک می‏نماید و جز امام، کس دیگر درک و تحمّل نمی‏نماید. و بعضی از علوم را کسانی که ائمّه طاهرین علیهم السلام اراده نمایند و ایمان خود را به درجه کمال رسانده باشند، می‏توانند تحمّل نمایند و دسته سوّم علومی است که همگانی است و درک آن برای همه ممکن است. لذا امام بعضی از علوم را (که جزء دسته دوّم بود) اگر به افرادی که ایمان قلبی داشتند فرامی‏دادند، به او سفارش و نصیحت می‏نمودند که آن را به هیچ کس نگوید. سلمان آن چنان علوم الهی را از معصومین علیهم السلام فراگرفته بود، که خود «باب الهی» و دارای اسرار فراوان گردیده که همگان را به تعجّب واداشته است.
عن جابر عن ابی جعفر علیه السلام قال: «دَخَلَ اَبوذر عَلی سَلْمان و هو یطْبخ قدرا له، فبیناهما یتحادِثان اذ انکبت القِدر علی وَجْهها عَلی الأَرض فلم یسْقط مِن مرقها و لا مِن ودکها شَی‏ء فَعَجَبَ من ذلک اَبوذر عجباً شدیداً و اخذ سَلْمان القِدر فَوَضَعَها عَلی حالها الاوّل علی النَّار ثانیه و اقبلا یتحَدَّثان فبینماهما یتحدّثان اذا انکبت القدر علی وجهها فلم یسْقط مِنْها شَی‏ء مِن مرقها و لا ودکها. قال: فخَرَجَ ابوذر و هو مذعور مِن عِنْد سَلْمان فبَینما هُو متفکّر إذ لقی أمیرالمؤمنین عَلَی البابِ فلَمّا ان بَصَرَ به اَمیرالمؤمنین علیه السلام قال له: یا اَباذر ما الذی اَخْرجک و ما الّذی ذعرک؟ فقال له ابوذر: یا امیرالمؤمنین رَأیت سلمان صَنع کَذا و کَذا فعجبتُ من ذلک. فقال امیرالمؤمنین علیه السلام: یا اَباذر إن سَلْمان لو حدثک بما یعلم لقلت: رحم اللّه قاتل سَلْمان، ان سَلْمان باب اللّه فی الأرض مَن عرفه کان مُؤْمناً و مَن انْکَره کان کافراً و ان سلمان مِنّا اهلَ البیتِ».[3] .
جابر از امام باقر علیه السلام نقل می‏کند که حضرت فرمودند: ابوذر بر سلمان وارد شد و او مشغول طبخ غذا بود. آن دو سرگرم صحبت کردن شدند که ناگهان ظرف غذا برگشت و واژگون شد. ولی هیچ چیز از محتویات ظرف روی زمین نریخت. سلمان جلو رفته، ظرف را گرفت و به صورت اوّل روی آتش گذارد و سپس شروع کرد با ابوذر به صحبت کردن که دوباره ظرف غذا واژگون شد و سلمان نیز دوباره ظرف را گرفته به حالت اوّل برگرداند. ابوذر بسیار تعجّب کرد و با همان حالت تعجّب، از نزد سلمان خارج شد که امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در کنار درب خانه ملاقات کرد، حضرت از ابوذر سؤال کردند: چرا این‏گونه آشفته و نگران هستی؟ ابوذر قضایا را برای حضرت بازگو کرد. حضرت علی علیه السلام فرمودند: ای ابوذر، اگر سلمان آنچه را می‏دانست برای تو بازگو می‏کرد (تو آنچنان نگران می‏شدی و او را کافر می‏شمردی که به کشنده او دعا کرده) می‏گفتی خداوند رحمت کند کشنده سلمان را (چرا که می‏پنداشتی او از دین خارج شده و برای سلامتی قاتل او دعا می‏کردی. ولی ای ابوذر) همانا سلمان باب الهی در زمین است و هر کس مقام او را بشناسد، مؤمن است و هر کس او را انکار نماید، کافر است و همانا سلمان از ما خاندان پیامبر و اهل بیت است.
معنای دیگری که برای «مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِکُم» می‏توان کرد آن است که زائر که دارای درجه پایین ایمان است، اقرار می‏نماید که من درصدد آن هستم که ایمانی برای خود تحصیل نمایم که بتوانم علوم شما را حمل نمایم و بتوانم به درجه‏ای برسم که علوم شما که همان علم خداوند است و شما گنجینه‏های علم الهی هستید را حمل کنم. (یعنی جزء افرادی شوم که شما علوم خود را به آنها فرامی‏دهید). و زائرانی که از مؤمنان مقرّب هستند می‏گویند، ما علم شما را حمل می‏نماییم و تحمّلِ حمل آن را داریم.

پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 2، ص 193.
[2] کافی، ج 1، ص 401.
[3] بحارالانوار، ج 22، ص 373 و 374.

منبع: پرچم‏داران هدایت، تدبری در زیارت جامعه کبیره؛ سید احمد سجادی؛ انتشارات اسوه؛ چاپ اول خرداد 1388.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir