قایقی غمگین میان ابرها

نوع اصطلاح :
عنوان :
قایقی غمگین میان ابرها
رخدادها و رویدادها، سراسر سرزمین‏های اسلامی را می‏لرزانند و آتش آزها در جای جای ممالک شعله‏ور است. در چنین روزگار پر آشوبی، استبداد فرقه‏ای حنبلی سر بر آورده است. هرج و مرج، بغداد را فرا گرفته است. خلیفه ناگزیر می‏شود تا حالت اضطراری اعلام کند و هر گونه اجتماع حنبلی‏ها یا مشاجرات مذهبی را ممنوع اعلام نماید؛ اما حنبلی‏ها نمی‏پذیرند. نابینایان مسجد نشین را تشویق می‏کنند تا هر گاه مردی شافعی از کنارشان می‏گذرد، با چوب به جان او بیفتند و تا سر حد مرگ کتکش بزنند. این بار خلیفه فرمانی شدید صادر و طی آن، باورهای حنبلی‏ها را در «همانند کردن خداوند به انسان» توبیخ می‏کند: شما بر این گمان هستید که چهره‏های زشت و سمج شما، بسان سیمای خداوند جهانیان است! و ریخت بدترکیبتان مانند اوست! شما برای خدا کف و انگشتان و پاها و نعلین طلایی و موی فرفری و صعود به آسمان و فرود به زمین قائل هستید. ... آنگاه از بزرگان ائمه بدگویی می‏کنید و پیروان خاندان محمد (ص) را نسبت کفر و گمراهی می‏دهید. سپس مسلمانان را به پیروی از کیشی که با بدعت‏های آشکار و شیوه‏های آلوده، که قرآن به [درستی] آن گواهی نمی‏دهد و بافته‏ی ذهن خودتان است، فرا می‏خوانید. زیارت آرامگاه‏های امامان را روا نمی‏دارید و زوارشان را به بدعت نسبت می‏دهید، اما خود گور مرد عوامی [1] از خودتان را محور قرار می‏دهید؛ فرمان به زیارت قبر مردی می‏دهید که نه شرفی دارد و نه نسبی و نه از تبار رسول خداست. برایش معجزه‏های پیامبران و کرامت‏های اولیای الهی می‏بافید. پس نفرین آفریدگار بر شیطانی باد که شما را چنین کارهای زشت آموخت و برایتان آراست. به حقیقت چه گمراه‏گری است او!» بهوش! که این فرمان، دربردارنده‏ی تهدیدی سخت برای کسانی است که حد و مرز خود را نشناسند و آن را مراعات نکنند. [2] . بخشنامه‏ی الراضی، تأثیر مثبت بر عموم بغدادیان، خاصه شافعی‏ها و شیعیان داشته است. در سال جاری، دولت تازه‏ای نیز در مصر قد علم کرده است؛ دولت «اخشیدیه» آمده است تا بار دیگر دولت منقرض ادریسیان را که در سال سیصد و یازده فرو پاشیده است، استوار سازد.
... سال سیصد و بیست و چهار هجری قمری است. دسیسه‏ها و فتنه‏ها، محمد بن یاقوت، فرمانده سپاه را به خاک و خون کشانده و افسر و منصبش را به ابن‏رائق بخشیده است. مسلمانان از همدوشی نام او با خلیفه در خطبه‏ها غافلگیر می‏شوند. این کار به خوبی ضعف خلافت را نشان می‏دهد. با ورود ابن‏رائق به بغداد، نقش وزیران پایان می‏یابد و اختیاراتشان به فرمانده نظامی و امیرالامرا واگذار می‏گردد. از این رو، ابن‏مقله از وزارت خلع، و منصبش به وزیری بی اختیار واگذار می‏شود. سال، سال ایجاد حکومت‏های ملوک الطوایفی است. فرمانروای هر سرزمین بر طبل خودمختاری می‏کوبد. شعاع دامنه‏ی نفوذ خلیفه، از بغداد فراتر نمی‏رود. بغداد نیز در چنگ ابن‏رائق است؛ بصره نیز در چنگال اوست. خوزستان در دست بریدی؛ فارس در اختیار عماد الدین آل بویه؛ کرمان در سلطه محمد بن الیاس؛ ری، اصفهان و مناطق شمالی تحت فرمانروایی رکن الدین آل بویه؛ موصل، سرزمین بکر و ربیعه از برای حمدانیان؛ مصر و شام در چنگ ابن‏طغج؛ شمال آفریقا در فرمان القائم بامرالله بن مهدی علوی، که دومین خلیفه‏ی ملقب به امیرمؤمنان است؛ اندلس در حکمرانی الناصر؛ خراسان و ماوراءالنهر در اختیار سامانیان؛ گرگان و طبرستان در دست دیلمیان و بحرین و یمامه در چنگ قرامطیان است؛ قرامطیانی که همدستی خود را با دولت مهدی اعلام کرده‏اند. در چنین حوادثی طوفان آسا، حسین بن روح در دو جبهه می‏رزمد؛ باغالیانی که با شلمغانی به اوج خود رسیده و آدمی را خدا می‏شمارند. [3] دیگر با اندیشه‏ی حنبلی‏ها که از همانند کردن خداوند به انسان پروایی ندارند. [4] .
رهبر فکری حنبلی‏ها «بربهاری» است؛ او نه تنها پیروانش را به ترویج اندیشه‏هایش وا می‏دارد، بلکه به آشوب‏های فرقه‏ای، با نام امر به معروف و نهی از منکر، دامن می‏زند. نتیجه آن که بهای مواد غذایی سرسام‏آور شده است. امسال وبا در بغداد جان بسیاری از مردمان را درو کرده است. [5] . ... سال سیصد و بیست و پنج هجری قمری است. خلافت عباسیان، به استخفاف کشیده شده و بسیار سست بنیان شده است. نبردهای داخلی کشورهای اسلامی، حکومت را ناتوان کرده است. بریدی (فرمانروای خوزستان) حکومتش را خودمختار اعلام کرده است. ابن‏رائق، فرمانده ترکستان به نام بجکم را - که تا چند ماه پیش، فرمانبر ساده‏ای در دربار مرداویج، حاکم شمال ایران بوده است - به نبرد بریدی می‏فرستد. بریدی شکست می‏خورد؛ اما ابن‏رائق با او کنار می‏آید. این کار فرمانده کل ارتش، خشم بجکم را بر می‏انگیزاند؛ پس به سوی بغداد لشکر می‏کشد؛ البته نامه‏ی ابن‏مقله - وزیری که اختیارات و اموالش مصادره شده و از وزارت، تنها نامی برایش به جا ماند - مزید بر علت است. ابن‏مقله موفق می‏شود که به الراضی تفهیم کند تا نامه‏ای - به بجکم بنگارد و در آن، ابن‏رائق را عزل و منصب فرماندهی کل ارتش را به وی پیشنهاد کند. اما خلیفه‏ی هراسان، ابن‏رائق را از دسیسه وزیر آگاه می‏کند. وزیر دستگیر و دست راستش قطع و به زندان افکنده می‏شود! بجکم هنوز در پیشروی به سوی بغداد مصمم است. امسال، عراقیان از بیم و هراس آن که به دست قرامطیان غارت و چپاول نشوند، به حج نمی‏روند. سال سیصد و بیست و شش فرا رسیده و ماه محرم، غمگنانه بسان قایقی در میانه‏ی ابرها طلوع می‏کند. خشکسالی بر همه جا سایه افکنده و ابرهایی که در آسمان دیده می‏شوند، بشارتگر نزول باران به سرزمین‏های تشنه‏اند.
جای جای ممالک اسلامی، جولانگاه نبردهای خونین شده است. کرامت انسانی، کالای بی‏بهایی است که در بازار آشفته‏ی امروز خریداری ندارد. ماه شعبان است. تندرستی از جسم و جان حسین بن روح رخت بربسته است. نزدیکانش می‏دانند. امام مهدی (عج) در فرمانی از وی خواسته است تا نمایندگی‏اش را به اباحسن، علی بن محمد سمری واگذارد؛ مردی خوشنام و پارسا که رهبری شیعیان را بر عهده دارد. سپاهیان بجکم به بغداد نزدیک شده‏اند. هراس بر دل و جان بغدادیان رخنه کرده است. زیرا هزاران سارق آشوبگر، چشم انتظار و مترصد غارت و چپاول خانه‏ها هستند. ابن‏رائق با فشار بر خلیفه از او می‏خواهد تا مانع پیشروی بجکم شود. خود، نامه‏ای به بجکم می‏نویسد و از او می‏خواهد که به واسط باز گردد. بجکم اعتنایی نمی‏کند و نامه را زیر سم اسبان می‏افکند. پیشروی ادامه دارد و او به ساحل شرقی رودخانه‏ی دیالی می‏رسد.
نیروهای ابن‏رائق در سواحل غربی سنگر گرفته‏اند. ابن‏رائق در می‏یابد که اگر وارد نبرد شود، بیهوده است. با ورود نیروهای بجکم به رودخانه، ابن‏رائق به سربازانش اشاره می‏کند که بگریزند! و به «عکبرا» عقب نشینی کنند تا در فرصتی دیگر به بغداد حمله‏ور شوند.

پی نوشت ها:
[1] ظاهرا منظور خلیفه، ابابکر مروزی متوفای سال 275 هجری است که از مریدان احمد بن حنبل بوده است.
[2] الکامل، ج 8، ص 308.
[3] همان، ص 292 و 294.
[4] همان، ص 307 و 308.
[5] احداث التاریخ الاسلامی، ج 2، ص 532.

منبع: سوار سبزپوش آرزوها (روایتی نو از زندگی و زمانه امامان هادی، عسکری و مهدی)؛ کمال السید؛ مترجم حسین سیدی؛ نسیم اندیشه؛ چاپ دوم 1385.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir