سلام کردن کوه ‏ها و سنگ‏ها

نوع اصطلاح :
عنوان :
سلام کردن کوه ‏ها و سنگ‏ها
امام عسکری علیه‏السلام از امام هادی علیه‏السلام نقل می‏کند که فرمود:
امام قصه سلام کردن کوه‏ها، و صخره‏ها، و سنگ‏ها بر پیامبر صلی الله علیه و آله این است که: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله سفر تجارتی به شام را رها کرد، و همه آنچه را که خداوند از این سفرها نصیبش کرده بود، صدقه داد. هر بامدادان به جانب کوه حرا می‏آمد، و از آن بالا می‏رفت، و از بلندی‏های آن به آثار رحمت خدا، و انواع عجائب و اسرار رحمت و حکمت او چشم می‏دوخت، به اطراف آسمان، و کرانه‏های زمین، و دریاها، و بیابانهای خشک، و دشت‏ها با دیده عبرت می‏نگریست، و از این آیات الهی یاد خدا می‏کرد، و او را آنچنان که حق پرستش اوست، عبادت می‏کرد.
چون چهل سالش کامل شد، و خدای سبحان به دل او نگریست، و آن را بهترین، و عالی‏ترین، و مطیع‏ترین، و خاشع و خاضع‏ترین دل‏ها یافت، به درهای آسمان [ملکوت و غیب خود]، اذن داد تا باز شوند، و محمد صلی الله علیه و آله ببیند، و به فرشتگان اذن داد تا فرود آیند، و محمد صلی الله علیه و آله بنگرد، و رحمت [ویژه خود] را فرمان داد که از ساق عرش تا [فرق] سرش فرود آید، و محمد صلی الله علیه و آله را فرا گیرد، و محمد صلی الله علیه و آله، جبریل روح الامین را - که طوقی از نور دارد، و طاووس فرشتگان است - دید که بر او فرود آمد، و بازویش را گرفت، و تکان داد، و گفت: ای محمد! بخوان.
گفت: چه بخوانم؟! گفت: ای محمد! «بخوان به نام پروردگارت که آفرید، انسان را از علق آفرید، بخوان و پروردگار تو کریمترین [کریمان] است، همان کس که به وسیله قلم آموخت، به انسان آنچه را که نمی‏دانست آموخت»، آری وحی پروردگارش را آورد، و به آسمان بالا رفت.
محمد صلی الله علیه و آله از کوه پائین آمد، در حالی که آنچنان عظمت و کبریایی خداوند او را فراگرفته بود که دچار تب و لرز شد.
امام علیه‏السلام می‏گوید: بر پیامبر صلی الله علیه و آله - که عاقل‏ترین، و گرامی‏ترین مخلوق خداست، و شیطان، و کردار و گفتار دیوانگان، از هر چیز منفورترش بود - بسیار سخت می‏نمود که قریش تکذیبش کنند، و به جنون و شیطان زدگی نسبتش دهند، خدای سبحان خواست تا شرح صدرش دهد، و شجاعت و دلگرمی‏اش بخشد، از اینرو کوه‏ها و صخره‏ها و کلوخ‏ها را به سخن آورد، و چون به هر یک از آن‏ها می‏گذشت ندا می‏کردند: سلام بر تو ای محمد! سلام بر تو ای ولی خدا! سلام بر تو ای رسول خدا! سلام بر تو ای حبیب خدا! مژده بادت که خدای سبحان، تو را بر همه مخلوقات، از پیشینیان و پسینیان، برتری و زیبایی و آراستگی داده، و کرامت بخشیده است. تو از گفتار قریش که بگویند: تو دیوانه، و از دین برگشته‏ای غمین مباش، زیرا خوب و بزرگوار کسی است که پروردگار عالم، خوب و بزرگوارش کرده باشد، از تکذیب قریش، و سرکشان عرب، دلتنگ مشو، پروردگارت به زودی تو را در اوج قله کرامت، و بالاترین درجات کمال قرار خواهد داد.
[پیامبر صلی الله علیه و آله از سال‏ها پیش، این مژده غیبی را می‏شنید که:] خداوند در آینده دوستدارانت را از وصیت - علی - متنعم و شادمان می‏سازد، و علوم [و معارف الهی] تو را توسط او در میان بندگان خدا و سرزمین‏ها نشر می‏دهد، و با دخترت فاطمه علیهاالسلام چشمت را روشن می‏کند، که از او و علی علیه‏السلام، دو سرور جوانان بهشت - حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام - زاده می‏شوند، و دینت در سرزمین‏ها گسترش میابد، و پاداش دوستداران تو و برادرت علی، بزرگ خواهد بود، و خداوند پرچم حمد خود را در دست تو می‏نهد، و تو آن را در دست برادرت علی می‏نهی، تا هر پیامبر و صدیق و شهیدی در سایه آن، به رهبری او به سوی نعمت‏های بهشتی راه یابد.
من در ملکوت خود می‏گفتم: پروردگارا! این علی که تو مرا به [یاری] او وعده می‏دهی کیست؟ آیا او پسر عموی من است؟ - [امام علیه‏السلام می‏فرماید:] این در زمانی بود که علی [هنوز] کودک بود، و چون کمی راه افتاد، و با پیامبر همراه شد [پیامبر صلی الله علیه و آله] می‏فرمود: - آیا او این علی است؟ پس در هر بار از این [مشاهدات، و پرسش‏های ملکوتی]، ترازوی جلال الهی برایش جلوه می‏کرد، محمد صلی الله علیه و آله را در یک کفه، و علی و دیگر امتش را تا قیامت، در کفه دیگر می‏نهادند، و می‏سنجیدند، و او رجحان میافت، سپس به جای محمد صلی الله علیه و آله در کفه او علی را می‏نهادند، و بقیه امت را در کفه دیگر، و می‏سنجیدند، و علی رجحان میافت، و بدینگونه رسول خدا صلی الله علیه و آله، علی را با همه اوصافش شناخت، و در ملکوتش ندا دادند: ای محمد! این علی فرزند ابی‏طالب، برگزیده من است، که با او دینم را یاری می‏کنم، و پس از تو بر همه امت تو رجحان دارد.
[پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:] و بدینسان خداوند برای انجام رسالتش شرح صدرم داد، و از دفاع [و درگیری با] امت، سبکبارم کرد، و درگیری با ستمگران سرکش قریش را برایم آسان فرمود.

قال الامام العسکری علیه‏السلام:
قال علی بن محمد علیهماالسلام: و أما تسلیم الجبال و الصخور و الأحجار علیه، فان رسول الله صلی الله علیه و آله لما ترک التجارة الی الشام، و تصدق بکل ما رزقه الله تعالی من تلک التجارات، کان یغدو کل یوم الی حراء، یصعده ینظر من قلله الی آثار رحمة الله و أنواع عجائب رحمته و بدائع حکمته، و ینظر الی أکناف السماء، و أقطار الأرض و البحار، و المفاوز، و الفیافی، فیعتبر بتلک الآثار، و یتذکر بتلک الآیات، و یعبد الله حق عبادته.
فلما استکمل أربعین سنة [و] نظر الله عزوجل الی قلبه، فوجده أفضل القلوب و أجلها، و أطوعها و أخشعها و أخضعها، أذن لأبواب السماء ففتحت، و محمد صلی الله علیه و آله ینظر الیها، و أذن للملائکة فنزلوا، و محمد صلی الله علیه و آله ینظر الیهم، و أمر بالرحمة فأنزلت علیه من لدن ساق العرش الی رأس محمد و غمرته، و نظر الی جبرئیل، الروح الأمین، المطوق بالنور، طاوس الملائکة هبط الیه، و أخذ بضبعه [1] وهزه، و قال: یا محمد! اقرأ. قال: و ما أقرأ؟
قال: یا محمد (اقرأ باسم ربک الذی خلق - خلق الانسان من علق - الی قوله - ما لم یعلم) [2] ثم أوحی [الیه] ما أوحی الیه ربه عزوجل، ثم صعد الی العلو، و نزل محمد صلی الله علیه و آله من الجبل، و قد غشیه من تعظیم جلال الله، و ورد علیه من کبیر شأنه ما رکبه به الحمی و النافض. یقول: و قد اشتد علیه ما یخافه من تکذیب قریش فی خبره، و نسبتهم ایاه الی الجنون، [و أنه] یعتریه شیطان، و کان من أول أمره أعقل خلیقة الله، و أکرم برایاه، و أبغض الأشیاء الیه الشیطان و أفعال المجانین و أقوالهم.
فأراد الله عزوجل أن یشرح صدره، و یشجع قلبه، فأنطق الجبال و الصخور و المدر، و کلما وصل الی شی‏ء منها ناداه: [السلام علیک یا محمد!] السلام علیک یا ولی الله! السلام علیک یا رسول الله! السلام علیک یا حبیب الله! أبشر، فان الله عزوجل قد فضلک، و جملک، و زینک، و أکرمک فوق الخلائق أجمعین من الأولین و الآخرین، لا یحزنک قول قریش: انک مجنون، و عن الدین مفتون، فان الفاضل من فضله [الله] رب العالمین، و الکریم من کرمه خالق الخلق أجمعین، فلا یضیقن صدرک من تکذیب قریش و عتاة العرب لک، فسوف یبلغک ربک أقصی منتهی الکرامات، و یرفعک الی أرفع الدرجات. و سوف ینعم و یفرح أولیاءک بوصیک علی بن أبی‏طالب علیه‏السلام، و سوف یبث علومک فی العباد و البلاد، بمفتاحک و باب مدینة علمک علی بن أبی‏طالب علیه‏السلام، و سوف یقر عینک ببنتک فاطمة علیهاالسلام، و سوف یخرج منها و من علی، الحسن و الحسین، سیدی شباب أهل الجنة، و سوف ینشر فی البلاد دینک، و سوف یعظم أجور المحبین لک و لأخیک، وسوف یضع فی یدک لواء الحمد، فتضعه فی ید أخیک علی، فیکون تحته کل نبی و صدیق و شهید، یکون قائدهم أجمعین الی جنات النعیم. فقلت فی سری: یا رب! من علی بن أبی‏طالب الذی وعدتنی به؟ - و ذلک بعد ما ولد علی علیه‏السلام و هو طفل - أو هو ولد عمی؟ و قال بعد ذلک لما تحرک علی قلیلا، و هو معه: أهو هذا؟ ففی کل مرة من ذلک أنزل علیه میزان الجلال، فجعل محمد صلی الله علیه و آله فی کفة منه، و مثل له علی علیه‏السلام و سائر الخلق من أمته الی یوم القیامة [فی کفة]، فوزن بهم فرجح. ثم أخرج محمد صلی الله علیه و آله من الکفة، و ترک علی فی کفة محمد صلی الله علیه و آله التی کان فیها، فوزن بسائر أمته، فرجح بهم، فعرفه رسول الله صلی الله علیه و آله بعینه وصفته.
و نودی فی سره: یا محمد! هذا علی بن أبی‏طالب صفیی الذی أؤید به هذا الدین، یرجح علی جمیع أمتک بعدک. فذلک حین شرح الله صدری بأداء الرسالة، و خفف عنی مکافحة الأمة، و سهل علی مبارزة العتاة الجبابرة من قریش [3] .

پی نوشت ها:
[1] الضبع: العضد. مجمع البحرین 2: 5، (ضبع).
[2] العلق: 1 - 5.
[3] التفسیر المنسوب الی الامام العسکری علیه‏السلام: 156 ح 78، بحارالأنوار 18: 205 ح 36.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir