روزها، کنایه از امامان است

نوع اصطلاح :
عنوان :
روزها، کنایه از امامان است
صدوق رحمه الله با سند خود از صقر بن ابی دلف کرخی نقل می‏کند که گفت:
متوکل، چون آقای ما امام هادی علیه‏السلام را برد، آمدم که از خبرش جویا شوم، رازقی که دربان متوکل بود مرا دید، دستور داد تا نزدش بروم، نزد او رفتم، گفت: صقر! چکار داری؟ گفتم: جناب استاد! خیر است.
گفت: بنشین، [نشستم،] و فکر این سؤال او، و سؤال‏های آینده‏اش مرا آشفته کرد، با خود گفتم: اشتباه کردم که آمدم. اشاره کرد و مردم را از خود دور کرد، پس به من گفت: چکار داری؟ و برای چه آمده‏ای؟
گفتم: برای کار خیری گفت: شاید می‏خواهی از مولایت خبر بگیری؟
گفتم: کدام مولا؟ مولای من امیر است.
گفت: آرام باش، مولای تو حق است، من نیز مذهب تو را دارم.
گفتم: الحمدلله! گفت: آیا می‏خواهی او را ببینی؟
گفتم آری. گفت: بنشین تا رئیس پیک‏ها از نزدش بیرون آید، نشستم، چون بیرون آمد، رازقی به غلامش گفت: دست صقر را بگیر، و به حجره‏ای که علوی در آن زندانی است ببر، و آن‏ها را تنها بگذار، او مرا به آن حجره درآورد، به اتاقی اشاره کرد، و من داخل شدم، و دیدم که امام هادی علیه‏السلام روی حصیری نشسته، و قبری در برابرش کنده‏اند، سلام کردم، پاسخم را داد، و دستور داد بنشینم، سپس فرمود: صقر! برای چه آمده‏ای؟ عرض کردم: سرورم! آمده‏ام تا از احوال تو آگاه شوم. سپس به قبر نگاه کردم و گریستم، به من نگاه کرد و فرمود: صقر! نگران نباش، فعلا نمی‏توانند به ما بدی برسانند.
عرض کردم: الحمدلله! سپس گفتم: سرورم! حدیثی از رسول خدا علیه‏السلام نقل شده که معنی آن را نمی‏دانم. فرمود: کدام حدیث؟ عرض کردم: حدیث «با روزها دشمنی نکنید که با شما دشمنی می‏کنند» معنای آن چیست؟ فرمود: آری، تا آسمان‏ها و زمین به پاست، روزها ما هستیم، شنبه، نام [و کنایه از] پیامبر خداست، یکشنبه، کنایه از امیرمؤمنان است، دوشنبه، حسن و حسین علیهماالسلام است، سه‏شنبه، علی بن الحسین، محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهم‏السلام است، چهارشنبه، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی علیهم‏السلام و من است، پنجشنبه، فرزندم حسن بن علی علیه‏السلام است، و جمعه، فرزند فرزندم [حجة بن الحسن علیه‏السلام] است، که گروه حق خواه بنی آدم، نزد او گرد آیند، و او زمین را پر از داد و عدل کند، همچنانکه پر از ظلم و جور شده است.
این است معنای روزها، پس در دنیا با ایشان دشمنی نکنید، که در آخرت با شما دشمنی می‏کنند سپس فرمود: [صقر!] خداحافظی کن و برو که من بر تو ایمن نیستم.


قال الصدوق:
حدثنا محمد بن موسی بن المتوکل رضی الله عنه قال: حدثنا علی بن ابراهیم بن هاشم قال: حدثنا عبدالله بن أحمد الموصلی، عن الصقر بن أبی دلف الکرخی، قال:
لما حمل المتوکل سیدنا أباالحسن العسکری علیه‏السلام جئت أسأل عن خبره، قال: فنظر الی الرازقی، و کان حاجبا للمتوکل، فأمر أن أدخل الیه، فأدخلت الیه، فقال: یا صقر! ما شأنک؟
فقلت: خیر، أیها الأستاذ! فقال: اقعد، فأخذنی ما تقدم و ما تأخر، و قلت: أخطأت فی المجی‏ء، قال: فوحی الناس عنه، ثم قال لی: ما شأنک، وفیم جئت؟
قلت: لخیر ما، فقال: لعلک تسأل عن خبر مولاک؟
فقلت له: و من مولای؟ مولای أمیرالمؤمنین.
فقال: اسکت، مولاک هو الحق، فلا تحتشمنی، فانی علی مذهبک.
فقلت: الحمدلله، قال: أتحب أن تراه؟
قلت: نعم، قال: اجلس حتی یخرج صاحب البرید من عنده.
قال: فجلست، فلما خرج قال لغلام له: خذ بید الصقر، و أدخله الی الحجرة التی فیه العلوی المحبوس، وخل بینه و بینه.
قال: فأدخلنی الی الحجرة التی فیها العلوی، فأومأ الی بیت فدخلت، فاذا جالس علیه‏السلام علی صدر حصیر، و بحذاه قبر محفور، قال: فسلمت، فرد ثم أمرنی بالجلوس، ثم قال لی: یا صقر! ما أتی بک؟
قلت: یا سیدی! جئت أتعرف خبرک؟
قال: ثم نظرت الی القبر، فبکیت، فنظر الی فقال: یا صقر! لا علیک، لن یصلوا الینا بسوء الآن.
فقلت: الحمد لله، ثم قلت: یا سیدی! حدیث یروی عن النبی صلی الله علیه و آله لا أعرف معناه، قال: و ما هو؟ فقلت: قوله: لا تعادوا الأیام فتعادیکم ما معناه؟
فقال: نعم، الأیام نحن ما قامت السماوات و الأرض، فالبست اسم رسول الله صلی الله علیه و آله، و الأحد کنایة عن أمیرالمؤمنین، و الاثنین الحسن و الحسین، و الثلاثاء علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد، و الأربعاء موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و أنا، و الخمیس ابنی الحسن بن علی، و الجمعة ابن ابنی علیهم‏السلام، و الیه تجتمع عصابة الحق، و هو الذی یلمؤها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا.
فهذا معنی الأیام، فلا تعادوهم فی الدنیا، فیعادوکم فی الآخرة.
ثم قال علیه‏السلام: ودع و اخرج، فلا آمن علیک [1] .

پی نوشت ها:
[1] الخصال: 394 ح 102، اکمال الدین: 382 ح 9، بحارالأنوار 24: 238 ح 1، و 50: 194 ح 6، و 59: 20 ح 3. قال الصدوق رضی الله عنه: الأیام لیست بأئمة، و لکن کنی بها علیه‏السلام عن الأئمة لئلا یدرک معناه غیر أهل الحق، کما کنی الله عزوجل بالتین و الزیتون، و طور سینین، و هذا البلد الأمین عن النبی صلی الله علیه و آله و علی و الحسن و الحسین علیهم‏السلام، و کما کنی عزوجل بالنعاج عن النساء علی قول من روی ذلک فی قصة داود علیه‏السلام و الخصمین، و کما کنی بالسیر فی الأرض عن النظر فی القرآن.
سئل الصادق علیه‏السلام عن قول الله عزوجل: (أو لم یسیروا فی الأرض) (الروم: 9).
قال: معناه أولم ینظروا فی القرآن، و کما کنی عزوجل بالسر عن النکاح فی قوله عزوجل: (و لکن لا تواعدوهن سرا) (البقرة: 235)، و کما کنی عزوجل بأکل الطعام عن التغوط فقال فی عیسی و أمه: (کانا یأکلان الطعام) (المائدة: 75). و معناه أنهما کانا یتغوطان، و کما کنی بالنحل عن رسول الله صلی الله علیه و آله فی قوله: (و أوحی ربک الی النحل) (النحل: 68) و مثل هذا کثیر.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir