ابوعلی بن راشد

نوع اصطلاح :
عنوان :
ابوعلی بن راشد
طوسی از محمد بن فرج نقل می‏کند که گفت:
به امام هادی علیه‏السلام نامه نوشتم، و از او درباره ابوعلی بن راشد، و عیسی بن جعفر بن عاصم، و ابن‏بند پرسیدم، در پاسخم نوشت: از ابن‏راشد - که رحمت خدا بر او باد - یاد کردی، او سعادتمند زیست، و شهید از دنیا رفت. و برای ابن‏بند [1] دعا فرمود. ابن‏بند را با گرز کشتند، و ابن‏عاصم را بر روی پل، سیصد تازیانه زدند، و در دجله انداختند.
طوسی رحمه الله با مدرک نقل می‏کند که:
امام هادی علیه‏السلام در سال 232 به علی بن بلال نوشت: به نام خداوند بخشنده مهربان، نزد شما خدا را ستایش می‏کنم، و او را بر بخشندگی و منت دیرینش سپاس می‏گویم، و بر پیامبرش محمد و آل او - که صلوات و رحمت خدا بر ایشان باد - درود می‏فرستم، من ابوعلی [راشد] را به جای حسین عبدربه نصب کردم، و او را - که فضل و ایمان بی‏نظیرش را می‏شناسم - امین خود قرار دادم، و می‏دانم که تو بزرگ دیار خود هستی، دوست داشتم به تو احترام گذارم، و در این باره نامه به تو بنویسم، پس از او پیروی کن، و همه حقوق پیش از خود را به او بسپار، و اصحاب مرا نیز بر آن ترغیب کن، و ایشان را در این باره چنان آگاه کن که به یاری و کفایتش برخیزند، که این رعایت احترام کامل ما، و محبوب پیش ما خواهد بود، و در برابر آن، از جانب خدا اجر و پاداش خواهی داشت، که خدا به رحمت خود بهترین بخشش و پاداش خود را به هر که خواهد می‏دهد، در پناه خدا باشی این نامه را با خط خود نوشتم، و بسیار خدا را سپاسگزارم.
و نیز با سند خود از احمد بن محمد بن عیسی نقل می‏کند که گفت:
نسخه نامه امام هادی علیه‏السلام که همراه ابن‏راشد برای گروهی از اصحاب خود در بغداد و مدائن و اطراف فرستاد این است: نزد شما خدا را بر این عافیت و منت دیرینش سپاس می‏گویم، و بر پیامبر و آلش بهترین صلوات، و کاملترین رحمت و رافت او را می‏فرستم، من ابوعلی بن راشد را به جای حسین بن عبدربه، و وکلای پیشینم نصب کردم، او نزد من منزلت او را دارد، او را بر همه آنچه وکلای پیشینم مأمور بودند گماشتم، تا حق مرا دریافت کند، من او را برای شما پسندیدم، و بر دیگران مقدمش داشتم، زیرا شایستگی آن را دارد.
رحمت خدا بر شما باد! در پرداخت حقوق، [و ارجاع امور،] به او و به من رو آورید، و در پیروی او برای خود بهانه نتراشید، از این حالت درآیید، و به اطاعت خدا شتاب گیرید، و اموال خود را حلال کنید، و خونتان را حفظ کنید، «و در راه نیکی و تقوا به هم یاری رسانید»، «و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید»، «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید»، و «جز به آیین اسلام [ مساوی تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید». طاعت او طاعت من، و معصیت او معصیت من است، ملازم راه خدا باشید تا پاداشتان دهد، و از فضل خود بر شما بیفزاید، که خدا گشایشگر، کریم، بخشنده، و بر بندگان خود مهربان است، ما و شما در پناه خدا. این نامه را با خط خود و در نامه دیگری آمده است: ایوب بن نوح! من به تو دستور می‏دهم که [به خاطر مسائل امنیتی] از ارتباط بسیار میان خود و ابوعلی دست برداری، هر کدام، وظیفه و مأموریت ویژه ناحیه خود را انجام دهید، که در این صورت از مراجعه به من بی‏نیاز می‏شوید. اباعلی! به تو فرمان می‏دهم همین را که به تو ای ایوب! دستور می‏دهم، [ایوب! به تو دستور می‏دهم] که از هیچ یک از اهالی بغداد و مدائن چیزی را که می‏آورند، نپذیری و به عهده نگیری که برای ایشان از من اجازه بگیری، و به کسی که خارج از بخش مأموریت تو چیزی نزد تو می‏آورد بگو که آن را نزد مسئول ناحیه مربوطه خود ببرد، و نیز به تو ای ابوعلی! همین دستور را می‏دهم، باید هر یک از شما دستوری را که داده‏ام بپذیرد.


قال الطوسی:
روی محمد بن یعقوب رفعه الی محمد بن فرج قال: کتبت الیه [الهادی علیه‏السلام] أسأله عن أبی‏علی بن راشد، و عن عیسی بن جعفر بن عاصم، و عن ابن بند، و کتب الی: ذکرت ابن‏راشد رحمه الله فانه عاش سعیدا، و مات شهیدا.
و دعا لابن بند و العاصمی [2] ، و ابن بند ضرب بعمود و قتل، و ابن‏عاصم ضرب بالسیاط علی الجسر ثلاثمائة سوط ورمی به فی الدجلة [3] .
قال الطوسی: وجدت بخط جبریل بن أحمد، حدثنی محمد بن عیسی الیقطینی، قال: کتب علیه‏السلام الی علی بن بلال فی سنة اثنتین و ثلاثین و مائتین: بسم الله الرحمن الرحیم، أحمد الله الیک، و أشکر طوله وعوده، و أصلی علی النبی محمد و آله، صلوات الله و رحمته علیهم، ثم انی أقمت أباعلی [ابن‏راشد] مقام الحسین بن عبد ربه و ائتمنته علی ذلک بالمعرفة بما عنده، الذی لا یتقدمه أحد، و قد أعلم أنک شیخ ناحیتک، فأحببت افرادک و اکرامک بالکتاب بذلک، فعلیک بالطاعة له، و التسلیم الیه جمیع الحق قبلک، و أن تحض موالی علی ذلک، و تعرفهم من ذلک ما یصیر سببا الی عونه و کفایته، فذلک توفیر علینا، و محبوب لدینا، و لک به جزاء من الله و أجر، فان الله یعطی من یشاء، أفضل الاعطاء و الجزاء برحمته، و أنت فی ودیعة الله، و کتبت بخطی، و أحمد الله کثیرا [4] .
و روی أیضا: عن محمد بن مسعود، قال: حدثنی محمد بن نصیر، قال: حدثنی أحمد بن محمد بن عیسی، قال: نسخة الکتاب مع ابن‏راشد الی جماعة الموالی الذین هم ببغداد، المقیمین بها، و المدائن، و السواد، و ما یلیها: أحمد الله الیکم ما أنا علیه من عافیته و حسن عادته، و أصلی علی نبیه و آله أفضل صلواته، و أکمل رحمته و رأفته، و انی أقمت أباعلی بن راشد مقام علی بن الحسین [5] بن عبد ربه و من کان قبله من وکلائی، و صار فی منزلته عندی، و ولیته ما کان یتولاه غیره من وکلائی قبلکم، لیقبض حقی، و ارتضیته لکم، و قدمته علی غیره فی ذلک، و هو أهله و موضعه. فصیروا رحمکم الله، الی الدفع الیه ذلک و الی، و أن لا تجعلوا له علی أنفسکم علة، فعلیکم بالخروج عن ذلک، و التسرع الی طاعة الله و تحلیل أموالکم، و الحقن لدمائکم، (و تعاونوا علی البر و التقوی) [6] (و اتقوا الله لعلکم ترحمون) [7] (و اعتصموا بحبل الله جمیعا) [8] و (لا تموتن الا و أنتم مسلمون) [9] ، فقد أوجبت فی طاعته طاعتی، و الخروج الی عصیانه الخروج الی عصیانی، فألزموا الطریق یأجرکم الله، و یزیدکم من فضله، فان الله بما عنده واسع کریم، متطول علی عباده رحیم، نحن و أنتم فی ودیعة الله و حفظه، و کتبته بخطی، والحمد لله کثیرا. وفی کتاب آخر: و أنا آمرک یا أیوب بن نوح! أن تقطع الاکثار بینک و بین أبی علی، و أن یلزم کل واحد منکما ما وکل به، و أمر بالقیام فیه بأمر ناحیته، فانکم اذا انتهیتم الی کل ما أمرتم به استغنیتم بذلک عن معاودتی.
و آمرک یا أباعلی! بمثل ما آمرک به یا أیوب أن لا تقبل من أحد من أهل بغداد و المدائن شیئا یحملونه، و لا تلی لهم استیذانا علی، و مر من أتاک بشی‏ء من غیر أهل ناحیتک أن یصیره الی الموکل بناحیته، و آمرک یا أباعلی! فی ذلک بمثل ما أمرت به أیوب، و لیقبل کل واحد منکما ما أمرته به [10] .

پی نوشت ها:
[1] ابن‏بند، و ابن‏عاصم هر دو از اصحاب امام هادی علیه‏السلام بودند.
[2] العاصمی و ابن‏عاصم هو عیسی بن جعفر بن عاصم، و هو و ابن بند من اصحاب الامام الهادی علیه‏السلام.
[3] الغیبة: 351 ح 310؛ اختیار معرفة الرجال 2: 863 ح 1122؛ بحارالأنوار 50: 221 ذ ح 7.
[4] اختیار معرفة الرجال 2: 799 ح 991، بحارالأنوار 50: 221 ح 8.
[5] هو الحسین بن عبد ربه سمی باسم جده.
[6] المائدة: 2.
[7] الحجرات: 10.
[8] آل عمران: 103.
[9] البقرة: 132.
[10] اختیار معرفة الرجال 2: 800 ح 992، عنه بحارالأنوار 50: 223 ح 11، الغیبة: 350 ح 309 مختصرا، عنه بحارالأنوار 50: 220 ح 7، الامام الهادی علیه‏السلام من المهد الی اللحد: 217.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir