ابوعمرو عثمان بن سعید عمری

نوع اصطلاح :
عنوان :
ابوعمرو عثمان بن سعید عمری
و نیز با سند از احمد بن اسحاق قمی نقل می‏کند که گفت:
روزی خدمت امام هادی علیه‏السلام رسیدم، و عرض کردم: سرورم! من می‏روم و می‏آیم، و چون می‏آیم، همیشه نمی‏توانم خدمت شما برسم، سخن چه کسی را بپذیریم، و فرمان چه کسی را ببریم؟ فرمود: این ابوعمرو، که ثقه امین است، آنچه به شما می‏گوید، از من می‏گوید، و آنچه به شما می‏رساند از من می‏رساند.
و چون امام هادی علیه‏السلام از دنیا رفت، روزی خدمت فرزندش امام حسن عسگری علیه‏السلام رسیدم، و همان سؤال را کردم، در پاسخ فرمود: این ابوعمرو، که ثقه امین است، هم مورد وثوق امام هادی علیه‏السلام، هم مورد وثوق من، در زندگی و مرگ ما است، پس آنچه به شما می‏گوید از من می‏گوید، و آنچه به شما می‏رساند از من می‏رساند.
ابومحمد هارون از ابوعلی نقل می‏کند که: ابوعباس حمیری گفت: ما از این سخن امام علیه‏السلام بسیار یاد می‏کردیم، و آن را نشانه بزرگی مقام ابوعمرو می‏شمردیم.
کلینی رحمه الله با سند خود از عبدالله بن جعفر حمیری نقل می‏کند که گفت:
من و شیخ ابوعمرو، نزد احمد بن اسحاق بودیم، احمد بن اسحاق به من اشاره کرد که از ابوعمرو [نایب اول امام عصر علیه‏السلام]، درباره جانشین امام حسن عسکری علیه‏السلام بپرسم. به او گفتم: ای اباعمرو! من می‏خواهم از شما چیزی بپرسم که در آن شکی ندارم، زیرا اعتقاد و دین من این است که زمین از حجت خدا خالی نمی‏ماند مگر چهل روز پیش از قیامت، و چون آن روز فرارسد، حجت از زمین برداشته، و راه توبه بسته می‏شود، دیگر «کسی که قبلا ایمان نیاورده، یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سود نمی‏بخشد»، و ایشان بدترین خلق خدای سبحان‏اند، و ایشانند که قیامت علیه آنان بر پا می‏شود، ولی من دوست دارم که یقینم افزوده گردد، ابراهیم علیه‏السلام از پروردگار خود خواست که به او نشان دهد چگونه مردگان را زنده می‏کند، «گفت: چگونه مردگان را زنده می‏کنی؟ فرمود: مگر ایمان نداری؟ گفت: چرا، ولی تا دلم آرامش یابد».
ابوعلی احمد بن اسحاق به من خبر داد که از امام هادی علیه‏السلام سؤال کردم: با که معامله کنم؟ یا [احکام دینم را] از که به دست آورم؟ و سخن که را بپذیرم؟ فرمود: عمری مورد اعتماد من است، آنچه از جانب من به تو می‏رساند، به راستی از من می‏رساند، و آنچه از جانب من می‏گوید، به راستی از من می‏گوید، از او بشنو، و اطاعت کن که او مورد وثوق و امین من است.
و نیز ابوعلی به من خبر داد که از امام حسن عسکری علیه‏السلام نیز همین سؤال را کردم، فرمود: عمری، و پسرش [محمد بن عثمان، نایب دوم] مورد اعتماد هستند، هر چه از من به تو می‏رسانند، به راستی از من می‏رسانند، و آنچه به تو می‏گویند، به راستی از من می‏گویند، از ایشان بشنو، و اطاعت کن، که ایشان مورد وثوق، و امین‏اند. این سخن دو امام علیه‏السلام درباره شما است. ابوعمرو به سجده افتاد و گریه کرد، سپس گفت: حاجتت را بخواه، گفتم: شما جانشین پس از امام عسکری علیه‏السلام را دیده‏ای،؟ گفت: آری به خدا! و با دست اشاره کرد و گفت: گردن [و شانه] او این چنین [زیبا و قوی] بود گفتم: یک سؤال دیگر مانده است، گفت: بگو، گفتم: نامش چیست؟ گفت: شما حرام است که نام او را بپرسید، و من این را از پیش خود نمی‏گویم، زیرا بر من روا نیست که چیزی را حلال یا حرام کنم، بلکه این سخن خود آن حضرت علیه‏السلام است، زیرا مطلب نزد سلطان [معتمد عباسی] چنین وانمود شده که امام حسن عسکری علیه‏السلام وفات نموده، و فرزندی از خود به جا نگذاشته، و میراثش را تقسیم کرده است، و کسی که حق نداشته [جعفر کذاب]، آن را برده و خورده است و عیالش در به در شده‏اند، و کسی جرات ندارد با ایشان آشنا شود، و یا چیزی به آنان برساند، [آری] اگر نامش در زبان‏ها بیفتد تعقیبش می‏کنند، از خدا بترسید، و از این موضوع دست بردارید.
کلینی رحمه الله می‏گوید: شیخی از اصحاب ما [شیعیان] که نامش را از یاد برده‏ام، به من گفت: اباعمرو از احمد بن اسحاق همین سئوال را کرد، و او هم همین جواب را داد.

و قال أیضا:
أخبرنی جماعة، عن أبی‏محمد هارون بن موسی، عن أبی‏علی محمد بن همام الأسکافی، قال: حدثنا عبدالله بن جعفر الحمیری، قال: حدثنا أحمد بن اسحاق بن سعد القمی، قال:
دخلت علی أبی الحسن علی بن محمد علیهم‏السلام فی یوم من الأیام فقلت: یا سیدی! أنا أغیب و أشهد، و لا یتهیأ لی الوصول الیک، اذا شهدت فی کل وقت، فقول من نقبل، و أمر من نمتثل؟ فقال علیه‏السلام لی: هذا أبوعمرو، الثقة الأمین، ما قاله لکم فعنی یقوله، و ما أداه الیکم فعنی یؤدیه، فلما مضی أبوالحسن علیه‏السلام وصلت الی أبی‏محمد ابنه الحسن العسکری علیه‏السلام ذات یوم، فقلت له علیه‏السلام: مثل قولی لأبیه، فقال لی: هذا أبوعمرو، الثقة الأمین، ثقة الماضی، وثقتی فی المحیا و الممات، فما قاله لکم فعنی یقوله، و ما أدی الیکم فعنی یؤدیه. قال أبومحمد هارون: قال أبوعلی: قال أبوالعباس الحمیری: فکنا کثیرا ما نتذاکر هذا القول، و نتواصف جلالة محل أبی‏عمرو [1] .
روی الکلینی: عن محمد بن عبدالله و محمد بن یحیی جمیعا، عن عبدالله بن جعفر الحمیری قال: اجتمعت أنا و الشیخ أبوعمرو رحمه الله عند أحمد بن اسحاق، فغمزنی أحمد بن اسحاق أن أسأله عن الخلف، فقلت له: یا أباعمرو! انی أرید أن أسألک عن شی‏ء، و ما أنا بشاک فیما أرید أن أسألک عنه، فان اعتقادی و دینی أن الأرض لا تخلو من حجة الا اذا کان قبل یوم القیامة بأربعین یوما، فاذا کان ذلک رفعت الحجة، و أغلق باب التوبة، فلم یک (ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا) [2] فأولئک أشرار من خلق الله عزوجل، و هم الذین تقوم علیهم القیامة، و لکنی أحببت أن أزداد یقینا، و ان ابراهیم علیه‏السلام سأل ربه عزوجل أن یریه کیف یحیی الموتی، قال: (کیف تحی الموتی قال أولم تؤمن قال بلی و لکن لیطمئن قلبی) [3] . و قد أخبرنی أبوعلی أحمد بن اسحاق، عن أبی‏الحسن علیه‏السلام قال: سألته و قلت: من أعامل، أو عمن آخذ، و قول من أقبل؟
فقال له: العمری ثقتی، فما أدی الیک عنی فعنی یؤدی، و ما قال لک عنی فعنی یقول، فاسمع له و أطع، فانه الثقة المأمون. و أخبرنی أبوعلی أنه سأل أبامحمد علیه‏السلام عن مثل ذلک، فقال له: العمری و ابنه ثقتان فما أدیا الیک عنی فعنی یؤدیان و ما قالا لک فعنی یقولان، فاسمع لهما و أطعمها فانهما الثقتان المأمونان، فهذا قول امامین قد مضیا فیک. قال: فخر أبوعمرو ساجدا و بکی ثم قال: سل حاجتک فقلت له: أنت رأیت الخلف من بعد أبی‏محمد علیه‏السلام؟ فقال: ای والله و رقبته مثل ذا - و أو مأبیده - فقلت له: فبقیت واحدة فقال لی: هات، قلت: فالاسم؟ قال: محرم علیکم أن تسألوا عن ذلک، و لا أقول هذا من عندی، فلیس لی أن أحلل و لا أحرم، و لکن عنه علیه‏السلام، فان الأمر عند السلطان، أن أبامحمد مضی و لم یخلف ولدا و قسم میراثه و أخذه من لا حق له فیه و هو ذا، عیاله یجولون لیس أحد یجسر أن یتعرف الیهم أو ینیلهم شیئا، و اذا وقع الاسم وقع الطلب، فاتقوا الله و أمسکوا عن ذلک. ثم قال الکلینی رحمه الله: و حدثنی شیخ من أصحابنا - ذهب عنی اسمه - أن أباعمرو سأل عن أحمد بن اسحاق عن مثل هذا فأجاب بمثل هذا [4] .

پی نوشت ها:
[1] الغیبة: 354 ح 315، اعلام الوری 2: 219 بتفاوت، بحارالأنوار 51: 344.
[2] الانعام: 158.
[3] البقرة: 260.
[4] الکافی 1: 329 ح 1، بحارالأنوار 51: 346 ح 1.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir