علی بن مهزیار

نوع اصطلاح :
عنوان :
علی بن مهزیار
طوسی رحمه الله با سند خود از علی بن مهزیار نقل می‏کند که گفت:
در سال دویست و بیست، در بازگشتم از کوفه به قرعاء رسیدم، آخر شب برای وضو و مسواک بیرون آمدم، تنها بودم، ناگاه دیدم آتشی در ته مسواکم روشن است، و همچون آفتاب و امثال آن می‏تابد، نترسیدم ولی متعجب بودم، آن را لمس کردم حرارت نداشت، گفتم: (این از) «خدایی (است) که برای شما از درخت سبز فام، آتش آفرید، و شما به وسیله آن آتش می‏افروزید».
داشتم به این امر شگفت فکر می‏کردم، و آتش زمان درازی روشن بود تا به سوی اهل خود بازگشتم، باران کمی آمده بود، و غلامانم در پی آتشی بودند، یک مرد بصری در کاروان همراه ما بود، چون به آنان رو آوردم، غلامان [که در تاریکی مرا نمی‏دیدند] گفتند: امام هادی علیه‏السلام با خود آتش آورد، آن مرد بصری نیز چنین گفت: تا چون نزدیک شدم، آن مرد بصری و غلامان آتش را لمس کردند، و در آن حرارتی ندیدند، سپس خاموش شد، سپس زمان کمی روشن شد، باز خاموش شد، سپس روشن شد، و برای بار سوم خاموش شد و دیگر برنگشت.
ما به مسواک نگریستیم، و در آن هیچ اثری از آتش، حرارت، به هم ریختگی، سیاهی و هیچ چیز دیگر که بر سوختگی دلالت کند ندیدیم، مسواک را برداشتم و پنهان کردم، و آن را پس از شهادت امام جواد علیه‏السلام در سال بیست و شش نزد امام هادی علیه‏السلام بردم، و ته آن را که در پارچه‏ای پوشیده بود به حضرت علیه‏السلام نشان دادم، و جریان را گفتم: حضرت علیه‏السلام آن را از دست من گرفت، و همه آن را باز کرد، و با اندیشه در آن نگریست، سپس فرمود: این نور است، عرض کردم: فدایت شوم، نور؟ فرمود: چون محب خاندان پیامبری، و از من و پدر و اجدادم، پیروی می‏کنی، خدا آن را به تو نشان داد.
و نیز طوسی می‏گوید: امام هادی علیه‏السلام در نامه‏ای به علی بن مهزیار نوشت:
و از خدا می‏خواهم که خدا تو را در پیش رو، و پشت سر، و همه احوال، حفظ کند، خوشحال باش! که من امیدوارم خدا بلایا را از تو برطرف کند، و از خدا می‏خواهم سفری را که روز یکشنبه قصد داری، برایت خیر قرار دهد، آن را - به خواست خدا - تا روز دوشنبه تاخیر بیانداز، خدا در سفر به همراهت، و در میان خانواده جانشینت، و در غیاب تو انجام دهنده کارهایت، در پناه قدرت او به سلامت باشی.


روی الطوسی:
عن محمد بن مسعود، قال: حدثنی علی بن محمد، قال: حدثنی أحمد بن محمد، عن علی بن مهزیار [1] ، قال: بینا أنا بالقرعاء [2] ، فی سنة ست و عشرین و مائتین منصرفی عن الکوفة، و قد خرجت فی آخر اللیل أتوضأ أنا و أستاک، و قد انفردت من رحلی و من الناس، فاذا أنا بنار فی أسفل مسواکی، یلتهب لها شعاع مثل شعاع الشمس، أو غیر ذلک، فلم أفزع منها و بقیت أتعجب، و مسستها فلم أجد لها حرارة، فقلت: (الذی جعل لکم من الشجر الأخضر نارا فاذا أنتم منه توقدون) [3] .
فبقیت أتفکر فی مثل هذا، و أطالت النار المکث طویلا، حتی رجعت الی أهلی، و قد کانت السماء رشت، و کان غلمانی یطلبون نارا، و معی رجل بصری فی الرحل، فلما أقبلت قال الغلمان: قد جاء أبوالحسن علیه‏السلام و معه نار، و قال البصری مثل ذلک، حتی دنوت، فلمس البصری النار، فلم یجد لها حرارة و لا غلمانی، ثم طفئت بعد طول، ثم التهبت فلبثت قلیلا، ثم طفئت، ثم التهبت ثم طفئت الثالثة فلم تعد، فنظرنا الی السواک فاذا لیس فیه أثر نار، و لا حر، و لا شعث، و لا سواد، و لا شی‏ء یدل علی أنه حرق، فأخذت السواک فخبأته، وعدت به الی الهادی علیه‏السلام، و ذلک فی سنة ست و عشرین بعد موت الجواد علیه‏السلام [4] قابلا، و کشفت له أسفله و باقیه مغطی، و حدثته بالحدیث، فأخذ السواک من یدی و کشفه کله و تأمله و نظر الیه، ثم قال: هذا نور، فقلت له: نور جعلت فداک؟
فقال: بمیلک الی أهل هذا البیت، و بطاعتک لی و لأبی و لآبائی، أو بطاعتک لی و لآبائی أراکه الله [5] .
و قال أیضا:
کتب الهادی علیه‏السلام الی علی بن مهزیار] فی کتاب آخر: و أسأل الله أن یحفظک من بین یدیک و من خلفک، و فی کل حالاتک، فأبشر! فانی أرجو أن یدفع الله عنک، و أسأل الله أن یجعل لک الخیرة فیما عزم لک به علیه من الشخوص فی یوم الأحد، فأخر ذلک الی یوم الاثنین ان شاء الله، صحبک الله فی سفرک، و خلفک فی أهلک، و أدی غیبتک، و سلمت بقدرته [6] .

پی نوشت ها:
[1] محمد بن مسعود قال: حدثنی ابویعقوب یوسف بن السخت البصری، قال: کان علی بن مهزیار نصرانیا، فهداه الله، و کان من أهل هندکان [و تسمی حالیا هندیجان]، قریة من قری فارس، ثم سکن الأهواز فأقام بها، قال: کان اذا طلعت الشمس سجد، و کان لا یرفع رأسه حتی یدعو لألف من اخوانه بمثل ما دعا لنفسه، و کان علی جبهته سجادة مثل رکب البعیر.
قال حمدویه بن نصیر: لما مات عبدالله بن جندب قام علی بن مهزیار مقامه، و له مصنفات کثیرة، زیادة علی ثلاثین کتابا، «هامش المصدر».
[2] القرعاء: منزل فی طریق مکة من الکوفة عن هامش البحار.
[3] یس: 80.
[4] فی المصدر: وعدت به الی الهادی علیه‏السلام و درست و عشرین و مأتین بعد موت الجواد علیه‏السلام، و ما اثبتناه من البحار، و فی هامشه توضیح فلیراجع.
[5] اختیار معرفة الرجال 2: 825 ح 1039، بحارالأنوار 69: 283 ح 19.
[6] اختیار معرفة الرجال 2: 826 ح 1040، بحارالأنوار 59: 41 ح 17.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir