اسامی شروع شده با «ح»

نوع اصطلاح :
عنوان :
اسامی شروع شده با «ح»
1 - «حاتم بن الفرج»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - معرفی می‏کند [1] .
2 - «حسن بن جعفر»: حسن بن جعفر معروف به ابوطالب الفانانی
بغدادی، شیخ او را از اصحاب امام علی هادی و امام حسن عسکری - علیهماالسلام - نام می‏برد. [2] .
3 - «حسن بن الحسن علوی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - معرفی می‏کند. [3] .
4 - «حسن بن الحسین علوی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - نام می‏برد. [4] .
5 - «حسن بن خرزاد»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد. [5] و نجاشی می‏گوید: احادیث بسیاری نقل می‏کرد و کتابی نوشت به نام: «اسماء رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم» و کتاب دیگری به نام: «المتعه» نگاشت. می‏گویند در اواخر عمر خود به غلو (گزافه‏گویی درباره‏ی ائمه) پرداخت. [6] .
6 - «حسن بن راشد»: کنیه‏اش ابوعلی مولای آل‏المهلب، بغدادی و ثقه است. شیخ او را از اصحاب امام هادی می‏شمارد [7] و شیخ مفید او را از فقیهان بزرگ و مراجعی می‏داند که حرام و حلال دیانت از آنان اخذ شده است و کمترین خدشه‏ای بدانان وارد نمی‏شود و سرزنشی متوجه آنان نمی‏باشد. [8] امام هادی او را وکیل خود ساخت و نامه‏هایی به او نوشت از جمله:
1 - کشی به سند خود از محمد بن عیسی یقطینی روایت می‏کند که گفت: امام هادی در سال 232 ه نامه‏ای به ابوعلی بن بلال نوشت که در آن آمده بود:
«خدای را به داشتن تو سپاسگزارم و شکر نعمات و بخشش او را بر خود لازم می‏دانم و بر محمد پیامبر و آل او درود می‏فرستم - درود و رحمت خداوند بر آنان باد - پس من ابوعلی را به جای حسین بن عبدر به نصب نمودم و او را بر این جایگاه، امین می‏دانم و معرفت کافی از او دارم و کسی سزاوارتر از او نیست. همچنین می‏دانم که تو رئیس و شیخ ناحیه‏ی خود هستی به افرادت مهر می‏ورزی و نامه‏هایت گواه مدعا است، پس از ابوعلی اطاعت کن و همه‏ی حقوق شرعیه‏ی موجود نزد خودت را به او بسپار و افرادت و موالی را نیز بدین کار تشویق کن و موقعیت و مقام ابوعلی را به آنان یادآور شو تا آنان به نیکی او را یاری کنند و بدان که ابوعلی نزد ما محبوب و مورد احترام است اجر و پاداشت با خدا باد. خداوند به هر که بخواهد عطا می‏کند که اوست با رحمت خویش و عطابخش و پاداش‏دهنده، و تو تحت حمایت خداوند هستی. این نامه را به دست و خط خود نوشته‏ام و حمد می‏کنم خدا را بسیار...» [9] . این نامه به خوبی فضل، وثاقت و امانت ابن راشد را بیان می‏کند زیرا حضرت، شیعیان را به او ارجاع داده از آنان خواست از او اطاعت کنند و حقوق شرعیه‏ی خود را به او بپردازند.
2 - کشی به سند خود از احمد بن محمد بن عیسی روایت می‏کند که گفت: من و ابن‏راشد نامه‏ی حضرت امام هادی به موالی ساکن در بغداد، مدائن و سواد (کوفه و توابع آن) را استنساخ کردیم که متن آن چنین است: «خداوند را بخاطر داشتن شما و سلامتی خود ستایش و حمد می‏کنم و بر پیامبر اکرم و خاندانش برترین و کاملترین درود را می‏فرستم و از خدا خواستار بهترین توجه، رأفت و رحمت به این خاندان می‏باشم. من ابوعلی بن راشد را بجای علی بن الحسین عبدربه و هر کس دیگر از وکلایم نصب کردم و اختیاراتی به او تفویض نمودم که در دست دیگر وکلایم بود تا حقم را استیفا کند از او خشنودم و دیگری را بر او مقدم نمی‏دارم و شایستگی آن را هم دارد و منزلت او مانند علی بن حسین است پس - خداوند شما را رحمت کند - حقوق شرعیه را به او بپردازید و از او سرپیچی نکنید و شتابان به پیروی از خداوند و اوامرش روی آورید، اموال خود را حلال و خون خود را حفظ کنید. و بر نیکی و تقوا همکاری کنید و از خدا بترسید باشد که مورد رحمت حق قرار گیرید و به ایمان الهی چنگ بزنید و در حال مسلمانی بمیرید. اطاعت از ابن‏راشد را مانند اطاعت خود بر شما واجب کردم و سرپیچی و عصیان او مانند سرپیچی از دستورات من می‏باشد. پس جاده‏ی حق را همچنان ملازم باشید خداوند به شما پاداش دهد و از فضل خود شما را بی‏نیاز سازد که خداوند داشته‏های خود را با کرامت عطا می‏کند و به بندگان بخشش می‏کند و به آنان مهربان است. ما و شما در پناه خداوند هستیم. این نامه را به خط خود نگاشتم و حمد و سپاس بسیار خدای را سزا است...» [10] . این نامه جلالت و مکانت والای ابن‏راشد را نزد امام بیان می‏کند تا آن جا که اطاعت از او مانند پیروی از امام و سرکشی از اوامرش مساوی مخالفت با حضرت گشته است.
3 - امام هادی - علیه‏السلام - نامه زیر را درباره‏ی او به ایوب بن نوح و او فرستاد:
«بسم الله الرحمن الرحیم ای ایوب بن نوح! به تو دستور می‏دهم از اختلاف و منازعه با ابوعلی دست برداری و بیش از این از او گله نکنی، تو و او هر یک مسؤولیت خود را انجام دهید و به امور ناحیه تحت وکالت خویش برسید، اگر شما هر یک در محدوده‏ی اختیارات خود عمل کنید وظایف خود را خوب انجام داده‏اید و دیگر نیازی به مراجعه به من ندارید. به تو ای ابوعلی! نیز همان دستور را می‏دهم که به ایوب گفته‏ام تو حقوق شرعیه‏ی اهالی بغداد و مدائن را وصول مکن و بر آنان از طرف من سرپرستی کن و هر کسی از ناحیه‏ی دیگری نزدت آمد او را نزد وکیل همان ناحیه بفرست تا حقوق را به او بسپارد. ای ایوب بن نوح و ای ابوعلی دستور من به شما یکسان است هر کدام در محدوده‏ی وظایف خویش عمل کنید...» [11] .
ابن‏راشد از موقعیت ممتازی نزد امام - علیه‏السلام - برخوردار بود و طبیعتا این منزلت را تنها با تقوای زیاد، ورع و پایبندی به دین و مبانی آن به دست آورده بود و هنگامی که او درگذشت، حضرت امام هادی - علیه‏السلام - اظهار تألم فرمود و برای او طلب مغفرت و آمرزش نمود.
7 - «حسن بن ظریف»: شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - می‏شمارد [12] و نجاشی می‏گوید:
«حسن بن ظریف بن ناصح کوفی، کنیه‏اش ابومحمد و ثقه است. او و پدرش در بغداد می‏زیستند. می‏گویند: احادیثی نادر روایت کرده است و راویان بسیاری از او روایت کرده‏اند» [13] .
8 - «حسن بن علی»: حسن بن علی بن عمر بن علی بن الحسین بن علی بن ابی‏طالب، معروف به «الناصر للحق» از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - بشمار می‏رود [14] وی پدر جد مادری سید مرتضی است، سید درباره‏ی او در آغاز کتابش به نام «شرح المسائل الناصریات» می‏گوید: «و اما ابومحمد ناصر بزرگ، حسن بن علی، فضیلت علمی، زهد و فقاهتش از خورشید تابان آشکارتر است، هموست که اسلام را در میان دیلمان گسترش داد و آنان را به جاده‏ی حقیقت رهنمون شد و از ضلالت به هدایتشان بازآورد، سیره‏ی زیبای این بزرگوار بیش از آن است که بشمار آید و عیان‏تر از آن است که پنهان ماند» [15] .
9 - «حسن بن علی الوشاء»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد [16] و نجاشی می‏گوید: او نوه‏ی دختری الیاس صیرفی خزاز است. حسن از جدش الیاس روایت می‏کند که هنگام مرگ گفت: گواه سخنانم باشید الآن ساعتی نیست که دروغ بگویم (زیرا در حال احتضارم) شنیدم امام صادق - علیه‏السلام - می‏فرمود:
«به خدا سوگند بنده‏ای که خدا و رسولش و ائمه اطهار را دوست می‏دارد پس از مرگ آتش دوزخ را نخواهد دید و تنش بر آن حرام خواهد بود». احمد بن محمد بن عیسی می‏گوید: در جستجوی حدیث به کوفه رفتم و در آنجا حسن به علی الوشاء را دیدم از او خواستم کتاب علاء بن رزین القلا و ابان بن عثمان احمر را برایم نقل کند و او برایم نقل کرد سپس از او خواستم اجازه‏ی روایت کردن آن دو را به من بدهد حسن گفت: خدا خیرت دهد چرا این قدر عجله می‏کنی فعلا برو تا من این دو حدیث را برایت بنویسم و بعدا به تو بدهم. لیکن من گفتم: از حوادث روزگار ایمن نیستم. پس گفت: اگر می‏دانستم این حدیث چنین مورد توجه و طلب قرار می‏گیرد بیش از آن فرامی‏گرفتم. من در همین مسجد - مسجد کوفه - نهصد تن از روات و مشایخ حدیث را دیدم که همگی می‏گفتند: «جعفر بن محمد» برایم حدیث گفت...
این حسن بن علی از بزرگان شیعه بشمار می‏رفت و کتاب‏هایی از جمله، ثواب الحج، المناسک و النوادر به یادگار گذاشت. [17] .
10 - «حسن بن علی»: حسن بن علی بن ابوعثمان السجادة غلوکننده است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد [18] از نمونه‏های غلو این شخص ماجرای زیر قابل ذکر است: نصر بن الصباح می‏گوید: «السجادة، حسن بن علی بن ابوعثمان روزی به من گفت: نظرت درباره‏ی محمد بن ابوزینب و محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب - صلی الله علیه و آله - چیست؟ و کدام یک را افضل می‏دانی؟
گفتم: خودت بگو. گفت: من محمد بن ابوزینب را افضل می‏دانم! نمی‏بینی که خداوند متعال در مواضع متعددی از قرآن محمد بن عبدالله - صلی الله علیه و آله - را سرزنش کرده است ولی چیزی درباره‏ی محمد بن ابی‏زینب نگفته است. خداوند به محمد بن عبدالله می‏گوید:
«اگر نه آن بود که تو را تثبیت کردیم و استوار نمودیم هر آینه نزدیک بود به آنان کمی تمایل پیدا کنی». و باز می‏گوید: «اگر شرک بورزی عملت حبط (تباه) خواهد شد» و موارد دیگر، لیکن محمد بن ابی‏زینب را بدین گونه هرگز سرزنش نکرده است.
ابوعمرو می‏گوید: لعنت خدا و لعنت لعنت‏کنندگان و ملائکه و همه مردم بر سجاده باد زیرا از «علیائیه» که بر پیامبر عیب وارد می‏کردند و کمترین بهره‏ای از اسلام نبرده‏اند [19] بشمار می‏رفت. ماجرای فوق به خوبی بیانگر فساد عقیده و الحاد او است.
11 - «حسن بن محمد قمی»: حسن بن محمد بن بابای قمی، شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - نام می‏برد [20] و کشی می‏گوید: ابومحمد فضل بن شاذان در برخی نوشته‏های خود ابن‏بابای قمی را از دروغ‏پردازان مشهور معرفی می‏کند. سعد می‏گوید: عبیدی برایم نقل کرد که: «حضرت عسکری نامه‏ای برایم نگاشت که در آن آمده بود: من از فهری و حسن بن محمد بن بابای قمی به خداوند پناه می‏برم و از آنان بیزاری می‏جویم و تو و جمیع موالیان خود را از آنان برحذر می‏دارم و آنان را لعنت می‏کنم، لعنت خدا بر آنان باد (که نام ما را دکان گدائی خود ساخته‏اند) که به فتنه‏انگیزی مشغول بوده و مردم را نسبت به ما بدبین می‏کنند و ما را آزار می‏دهند. خدا آنان را بیازارد و آنان را اسیر فتنه خود کند. ابن بابا می‏پندارد من او را به پیامبری برانگیخته‏ام و او باب (علم است) لعنت خدا بر او باد. شیطان او را فریفته و گمراه کرده است خداوند هر کسی را که سخنان او را می‏پذیرد لعنت کند. ای محمد! اگر بتوانی سرش را به سنگ بکوبی دریغ مکن که او مرا آزار داده است. خداوند او را در دنیا و آخرت بیازارد» [21] . ابن بابا از راه حق منحرف گشت و از دین خارج شد و به امام جسارت کرد و با بدعت‏های خود حضرت را آزرده ساخت.
12 - «حسن بن محمد»: حسن بن محمد بن حی ظاهرا امام مجهول‏الحالی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی برمی‏شمارد [22] .
13 - «حسن بن محمد مدائنی»: از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - بشمار می‏رود. [23] .
14 - «حسین بن اسد نهدی»: شیخ طوسی و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - نام می‏برند. [24] .
15 - «حسین بن اسد بصری»: شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - نام می‏برد. [25] و برقی او را از اصحاب امام جواد برمی‏شمارد و می‏افزاید: او ثقه و صحیح‏الروایه است [26] .
16 - «حسین بن اشکیب»: نجاشی می‏گوید: حسین بن اشکیب شیخ ما، خراسانی، ثقه و محترم است. ابوعمرو در کتاب رجال خویش او را از اصحاب حضرت ابوالحسن صاحب العسکر - علیه‏السلام - می‏داند. عیاشی از او روایات زیادی نقل می‏کند و او را ثقه و مورد اعتماد معرفی می‏کند. [27] و کشی او را عالمی متکلم و مصنف کتاب برمی‏شمارد [28] .
17 - «حسین بن عبیدالله قمی»: شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد و اضافه می‏کند که او متهم به غلو است [29] و کشی می‏گوید: او هنگامی که متهمین به غلو را از شهر قم می‏راندند و اخراج می‏کردند از آن شهر خارج شد [30] .
18 - «حسین بن مالک قمی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - و ثقه معرفی می‏کند. [31] .
19 - «حسین بن محمد مدائنی»: شیخ طوسی و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - نام می‏برند. [32] .
20 - «حفص مروزی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد. [33] .
21 - «حمدان بن سلیمان»: حمدان بن سلیمان بن عیمره‏ی نیسابوری معروف به تاجر است و شیخ او را با همین عنوان از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - یاد می‏کند [34] و نجاشی می‏گوید: «حمدان بن سلیمان، ابوسعید نیشابوری باشین ثقه است و از بزرگان بشمار می‏رود» [35] .
22 - «حمزه مولی علی»: حمزة بن سلیمان بن رشید بغدادی، شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد. [36] .

پی نوشت ها:
[1] رجال شیخ طوسی.
[2] رجال طوسی.
[3] رجال طوسی.
[4] رجال طوسی.
[5] رجال طوسی.
[6] رجال نجاشی.
[7] رجال طوسی.
[8] الرسالة العددیة.
[9] رجال کشی.
[10] رجال کشی.
[11] رجال کشی.
[12] رجال طوسی.
[13] رجال نجاشی.
[14] رجال طوسی.
[15] معجم رجال الحدیث، ج 5، ص 31 - 30.
[16] رجال طوسی.
[17] رجال نجاشی.
[18] رجال طوسی.
[19] رجال کشی.
[20] رجال طوسی.
[21] رجال کشی.
[22] رجال طوسی.
[23] رجال طوسی.
[24] رجال طوسی.
[25] رجال طوسی.
[26] رجال برقی.
[27] رجال نجاشی.
[28] رجال کشی.
[29] رجال طوسی.
[30] رجال کشی.
[31] رجال طوسی.
[32] رجال طوسی.
[33] رجال طوسی.
[34] رجال طوسی.
[35] رجال نجاشی.
[36] رجال طوسی.

منبع: زندگانی امام علی الهادی؛ باقر شریف قریشی؛ مترجم: سید حسن اسلامی؛ دفتر انتشارات اسلامی.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir