اسامی شروع شده با «ط»«ظ»«ع»

نوع اصطلاح :
عنوان :
اسامی شروع شده با «ط»«ظ»«ع»
1 - «عبدوس عطار کوفی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می‏برد. [1] .
2 - «عبدالرحمن بن محمد»: عبدالرحمن بن محمد بن طیفور متطبب، شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - معرفی می‏کند. [2] .
3 - «عبدالرحمن بن محمد قمی»: عبدالرحمن بن محمد بن معروف قمی است و شیخ او را از امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد. [3] .
4 - «عبدالصمد قمی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی برمی‏شمارد. [4] .
5 - «عبدالعظیم حسنی»: او سید بزرگوار و حسب و نسب‏دار از مفاخر علمی خاندان نبوت و از نمونه‏های والای تقوا و پرهیزگاری و تقید به اصول و مبانی دیانت بشمار می‏رود و ما در این جا به گوشه‏هایی از شخصیت این بزرگ‏مرد اشاره می‏کنیم:
الف - دودمان درخشان: نسب شریف ایشان به ریحانه‏ی رسول خدا و سرور جوانان بهشت امام مجتبی حسن بن علی بن ابی‏طالب می‏رسد. عبدالعظیم حسنی فرزند عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی‏طالب امیرالمؤمنین - علیه‏السلام - [5] می‏باشد و در دنیای حسب و نسب، دودمان و نژادی از این والاتر و جلیل‏تر که خداوند بدانان عرب و مسلمین را سرافراز ساخت وجود ندارد.
ب - دانش و اعتبار ایشان: عبدالعظیم حسنی مردی ثقه، عادل، متعهد، عالم، فقیه و فاضل بود. ابوتراب رویانی می‏گوید: شنیدم که ابوحماد رازی می‏گفت: خدمت امام هادی - علیه‏السلام - در سامرا رسیدم و سؤالاتی از احکام شرعی کردم و پاسخ گرفتم هنگامی که خواستم با حضرت وداع کنم ایشان گفتند:
ای حماد! اگر در شهر و ناحیه‏ی خودت دچار مشکلی درباره‏ی احکام دین شدی درباره‏ی آن از عبدالعظیم حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان. [6] این روایت فقاهت و دانش ایشان را بیان می‏کند.
ج - عرضه‏ی عقیده‏ی خرد بر امام هادی: سید بزرگوار و جلیل‏القدر عبدالعظیم حسنی خدمت امام هادی - علیه‏السلام - مشرف شد و اعتقادات خود را بر ایشان عرضه کرد. در این جا این گفتگو را نقل می‏کنیم: - یابن رسول‏الله - صلی الله علیه و آله - می‏خواهم عقیده‏ام را بر تو عرضه کنم تا آنچه را درست می‏دانی تأیید و تقویت کنی تا آن را همچنان حفظ کنم. امام با تبسم فرمود: «ای ابوالقاسم بگو...» (عرضه کن). و عبدالعظیم به بیان یکایک معتقدات خود پرداخته چنین گفت: «من می‏گویم: خداوند متعال هیچ مانندی و شبیهی ندارد و فراتر از حد تعطیل (سکوت و توقف درباره‏ی صفات خدا بطور کامل) و تشبیه (تشبیه خداوند به مادیات و دادن صفات موجودات محدود به خداوند) است، نه جسم است و نه صورت می‏باشد، نه عرض است و نه جوهر بلکه او آفریننده و جسم‏دهنده اجسام و صورتگر صورتها است و خالق عرض‏ها و جواهر می‏باشد. او پروردگار، ایجادکننده و پدیدآورنده همه چیز است. و می‏گویم: محمد بنده و فرستاده‏ی خدا و خاتم پیامبران است و تا روز قیامت پس از او پیامبری نخواهد آمد و شریعت او را خاتم شرایع و ادیان سابقه می‏دانم و پس از اسلام تا روز قیامت شریعت جدیدی نخواهد آمد. و معتقدم: امام، جانشین و ولی‏امر پس از پیامبر، امیرالمؤمنین علی بن ابی‏طالب است و پس از او به ترتیب: حسن، حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی امام هستند و پس از آنها امام ما تو هستی ای مولای من. حضرت متوجه او شده و فرمود: «و پس از من فرزندم حسن امام است پس چه جانشینی مردم پس از او خواهند داشت!». و عبدالعظیم از امام پس از امام حسن عسکری پرسش کرد و گفت: مولای من مگر این امام چگونه خواهد بود؟.
امام پاسخ داد: «امام دوازدهم در خفا بسر می‏برد و دیده نمی‏شود نامش را نیز نمی‏توان به تصریح به زبان آورد تا آن که خروج کند و زمین را پس از آن که از ستم و حق‏کشی و ظلم پر شده باشد، از داد و عدالت پر کند...». فورا عبدالعظیم حسنی ایمان و اعتقاد خود را به گفته‏های حضرت چنین بیان کرد،: «اقرار می‏کنم و می‏گویم: دوستدار آنان دوستدار خدا است و دشمن آنان دشمن خدا، اطاعت از آنان اطاعت از خدا و معصیت کردن آنان معصیت خدا بشمار می‏رود... و معتقدم: معراج حق است، سؤال در قبر حق است، بهشت حق است، دوزخ حق است، صراط حق است و میزان حق است و ساعت (جزا) بدون تردید فراخواهد رسید و خداوند همه‏ی مردگان را از گورها برخواهد انگیخت. و معتقدم: پس از ولایت - اهل بیت علیهم‏السلام - واجبات عبارتند از: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر و...».
امام هادی - علیه‏السلام - اعتقادات او را تأکید کرده و بر او آفرین گفت و فرمود: «ای اباالقاسم! به خدا سوگند این همان دین خدا است که آن را برای بندگانش پسندیده و خواسته است پس همین عقیده را حفظ کن خداوند در دنیا و آخرت تو را با قول و عقیده‏ی ثابت استوار بدارد...» [7] . گریز عبدالعظیم به ری: هنگامی که حکومت جنایتکار عباسی عرصه را بر علویان تنگ کرد وبه تعقیب آنان پرداخت سید شریف عبدالعظیم حسنی برای رهایی از چنگال خونین بنی‏عباس به ری رفت و در خانه مردی شریف از شیعیان اهل بیت اقامت گزید. مورخان درباره‏ی ایشان می‏گویند: وی مانند پدران شب زنده‏دار خود، تن را با عبادات شبانه و با روزه گرفتن روزانه رنجه می‏ساخت و تیرگی شب را نیایش‏های عارفانه روشن می‏نمود. در اثنای اقامت در ری به قصد زیارت یکی از فرزندان امام موسی بن جعفر - علیه‏السلام - [8] - تا آنجا که می‏دانیم او سید بزرگوار سید احمد بن موسی کاظم معروف به شاهچراغ است - مخفیانه به راه افتاد شیعیان، ایشان را شناختند و پس از آن با احتیاط و ترس از حکومت در خفا به زیارت و ملاقات عبدالعظیم حسنی می‏رفتند. [9] . وفات ایشان: ایشان مدتی را ترسان و هراسان در ری زیست و شاهد دردمند مصائب و شکنجه‏هایی بود که پسران عموهایش سادات علوی، از دست حکومت ستمگر عباسی می‏کشیدند آنان که تمام کینه‏های فروکوفته خود را با قتل و حبس ابناء صدیقه زهرا آرام می‏کردند و انواع فشارها را درباره‏ی سلاله‏ی پیامبران اعمال می‏نمودند. حضرت عبدالعظیم در غربت و دور از خانواده بیمار گشت و درد و رنج جسمی بر اندوه غربت افزوده شد و ایشان به سختی بستری گشتند لیکن در همه حال به یاد خدا بودند و ذکر حق بر لب داشتند تا آن که دست اجل در غربت ایشان را فراگرفت و حضرت به رفیق اعلی پیوست. با مرگ ایشان یکی از صفحات درخشان پیکار و جهاد اسلامی ورق خورد و چراغ تابناکی که در تیرگی‏ها راه عزت و سربلندی را به مردم نشان می‏داد خاموش گشت. خبر مرگ حضرت، شهر را در ماتم فروبرد و همه‏ی مردم از طبقات مختلف برای تشییع این علوی غریب گرد آمدند و او را در آرامگاهش به خاک سپردند و در حقیقت پاره‏ی جگر پیامبر و میوه‏ای از درخت رسالت را در آنجا به امانت گذاشتند و مقبره‏ای مجلل در آنجا ساختند که روزانه هزاران تن بدان جا رفته و از آن مرقد مقدس تبرک می‏جویند.
6 - «عثمان بن سعید» عثمان بن سعید عمری سمان، کنیه‏اش ابوعمرو و ثقه و بزرگوار است. از سن یازده سالگی به خدمت امام هادی - علیه‏السلام - قیام کرد [10] و نزد حضرت موقعیت ممتازی کسب نمود.
احمد بن اسحاق قمی می‏گوید: یکی از روزها خدمت امام هادی - علیه‏السلام - مشرف شدم و گفتم: آقای من! گاهی هستم و گاهی شرف حضور ندارم و امکان دسترسی به شما همیشه برایم میسر نیست سخن شما را از زبان که بشنوم و دستور چه کسی را اطاعت کنم؟ حضرت فرمود: این ابوعمرو مردی است ثقه و امین هر چه به شما بگوید سخن من است و از طرف من ابلاغ می‏کند. پس از آن که امام هادی - علیه‏السلام - وفات نمود سؤالی را که از ایشان کرده بودم از امام حسن عسکری نیز پرسیدم.
حضرت پاسخ داد: این ابوعمرو است ثقه و امین می‏باشد مورد اعتماد گذشتگان بوده و مورد اعتمادم در زمان حیات و پس از مرگ نیز خواهد بود هر چه به شما بگوید سخن من است و پیام مرا ابلاغ کرده است [11] .
این روایت منزلت والای ابوعمرو و موقعیت برجسته او را نزد ائمه اطهار - علیهم‏السلام - نشان می‏دهد و دلیل علم، فضل و امانت در فتوای او می‏باشد و این که او مرجع فتوا و بیان احکام بوده است.
7 - «عروة بن یحیی الدهقان»: برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد [12] و شیخ نیز او را از اصحاب حضرت نام می‏برد و می‏افزاید: او ملعون و فریبکار است [13] . کشی به سند خود از محمد بن موسی همدانی روایت می‏کند که گفت: عروة بن یحیی بغدادی معروف به دهقان - لعنةالله - بر امام علی هادی و امام حسن عسکری - علیهماالسلام - دروغ می‏بست و اموال ایشان را - که در اختیار داشت - برای خود برمی‏داشت تا آن که امام حسن عسکری او را لعنت کرد و به شیعیان دستور داد او را لعن و نفرین کنند. [14] . علی بن سلیمان رشید بغدادی می‏گوید: امام حسن عسکری - علیه‏السلام - عروه را لعن می‏کرد. حضرت خزانه‏ای داشت که در دست ابوعلی بن راشد بود پس از آن که این خزانه را به عروه سپردند مقداری از آن را برداشت و باقی را آتش زد تا آن که امام را خشمگین سازد حضرت نیز او را لعنت کرد و از او بیزاری جست و بر او نفرین نمود.
عروه شب را بسر نیاورده بود که دعای امام به هدف اجابت رسید و او به درک واصل شد. پس از آن حضرت فرمود: شب را با خدایم خلوت کردم و از او مرگ عروه - لعنةالله - را خواستم هنوز سپیده ندمیده بود و آتش خاموش نشده بود که خداوند عروه را هلاک نمود. [15] .
8 - «علی بن ابراهیم همدانی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد [16] او از عبدالله بن حماد انصاری روایت می‏کرد و فرزندش محمد نیز از پدرش - علی - نقل کرده است [17] .
9 - «علی بن ابراهیم قمی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - نام می‏برد. [18] و استاد ما آیةالله خوئی استظهار نموده است که او همان علی بن ابراهیم بن هاشم قمی صاحب تألیفات بسیار و یکی از شخصیت‏های علمی و بارز زمان خود می‏باشد. [19] .
10 - «علی بن ابی‏قره»: کنیه‏اش ابوالحسن است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد. [20] .
11 - «علی بن بلال بغدادی»: او از بغداد به واسط منتقل شد و در آنجا بزیست. علی از امام هادی - علیه‏السلام - روایت می‏کرد و کتابی دارد. [21] .
کشی می‏گوید: دیدم به خط جبرئیل بن احمد نوشته شده است: محمد بن عیسی یقطینی برایم گفت که: امام هادی - علیه‏السلام - در سال 232 به علی بن بلال چنین نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم ستایش خدا را بخاطر داشتن تو و شکر می‏کنم خدا را به خاطر تفضل و نعمت‏هایش و بر پیامبر و خاندانش درود می‏فرستم، درود و رحمت خداوند بر آنان باد.
اما بعد: آگاه باش که ابوعلی را به جای حسین بن عبدربه منصوب نمودم و با معرفت و شناحتی که از او دارم بدو اعتماد ورزیده و کسی را بر او مقدم نمی‏دارم و می‏دانم که تو بزرگ و رئیس ناحیه‏ی خود هستی، افرادت را دوست داری و آنان را با مکاتبات خود گرامی داشته‏ای لذا بر تو باد اطاعت از ابوعلی و پرداخت هر چه از حقوق شرعیه نزد تو موجود است به او. همچنین افراد خود و اطرافیانت را به پرداخت و تسلیم حقوق خود به او تشویق کن و او را به آنان چنان معرفی کن که به کمک او بشتابند و او را کفایت کنند که این کار محبوب ما است و خداوند به تو جزای خیر عطا می‏کند. خداوند به هر که بخواهد عطا می‏کند زیرا اوست صاحب عطا و جزا، تو در پناه خدا هستی این نامه را به دست و خط خود نوشتم و حمد بسیار خدا را» [22] . امام او را از آن جهت مخاطب خود ساخت و به نامه نگاشتن مخصوص داشت که او را فردی ثقه و عادل و از متمسکین به اهل بیت می‏دانست.
علی بن بلال از محمد بن اسماعیل بن بزیع روایت می‏کرد و محمد بن احمد بن یحیی فضیلت و کیفیت زیارت مؤمنین را از علی بن بلال روایت کرده است. [23] .
12 - «علی بن جعفر همانی» [24] : شیخ او را از اصحاب ثقه و مورد اعتماد امام و وکیل آن حضرت برمی‏شمارد و او را از سفیران ستوده شده دانسته و می‏گوید: او وکیلی دانشمند و مورد رضایت از وکلای امام هادی و امام حسن عسکری - علیهماالسلام - بشمار می‏رفت. [25] . نجاشی می‏گوید: او مسائلی از امام هادی - علیه‏السلام - روایت کرده است. [26] احمد بن علی رازی از علی بن مخلد ایادی نقل می‏کند که گفت: او ابوجعفر عمری برایم نقل کرد که ابوطاهر بن بلال به سفر حج رفت و در آنجا علی بن جعفر را دید که انفاق‏های کلان می‏کند، در بازگشت ماجرا را طی نامه‏ای به امام گزارش داد و حضرت در پاسخ به ابوطاهر فرمود که: مبلغ دویست هزار دینار به علی بپردازد لیکن وی برای حفظ اموال و حقوق مردم نزد خود و این که این دستور تقریبا بی‏سابقه به نظر می‏رسید از انجام آن طفره رفت پس از آن که علی خدمت امام شرفیاب شد حضرت دستور دادند مبلغ سی هزار دینار به او پرداخت کنند. [27] . علی بن جعفر از موقعیت ممتازی نزد امام برخوردار بود زمانی میان او و «فارس» کشاکشی رخ داده بود ابراهیم بن محمد نامه‏ای به امام نوشت و در آن خواستار حکمت و داوری گشته و پرسید: وظیفه ما اطاعت از کدام یک است؟
حضرت در پاسخ فرمود: «علی بن جعفر - که خداوند ما را همچنان از او بهره‏مند سازد - نه درباره‏اش شکی روا است و نه پرسشی سزا و بالاتر از آن است که با «فارس» سنجیده شود. علی را نزد ما منزلتی است والا پس خواسته‏های خود را از او طلب کنید و از «فارس» بترسید و مانع از دخالت وی در کارهایتان شوید. این دستور را تو و همه‏ی پیروان و مطیعان اهل ناحیه و شهرت بکار بندید. اخبار فریبکاری و شبهه‏انگیزی فارس به دستم رسیده است به او کمترین اهمیتی ندهید ان‏شاءالله» [28] . گفتگو و نزاعی نیز میان علی و ابن‏القزوینی روی داد؛ ابراهیم بن محمد همدانی در نامه‏ای امام را از واقعه مطلع ساخت و پرسید در این میان از چه کسی باید اطاعت کرد. امام - علیه‏السلام - پاسخ داد: «مسأله واضح و بدیهی است و جای شک نیست خداوند متعال احترام علیل - علی بن جعفر - را بالاتر از آن قرار داده است که با ابن‏القزوینی برابر گردد و با او مقایسه شود لذا تو و تمامی همشهریانت به علی رجوع کنید و حاجات خود را از او بخواهید و از ابن‏القزوینی پرهیز کرده و اجازه‏ی دخالت در کارها را به او مدهید. گزارش‏های مربوط به عوام‏فریبی و شبهه‏انگیزی ابن‏القزوینی به دستم رسیده است پس به او توجه و التفاتی نکنید - ان‏شاءالله» [29] . این همان علی بن جعفر است که در زندان متوکل بسر می‏برد و از امام تقاضای نجات خود کرد و حضرت دعا کرده و او را آزاد ساخت و ما در مباحث سابق به آن اشاره کردیم.
13 - «علی بن الحسن»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - یاد می‏کند. [30] .
14 - «علی بن الحسن بن فضال»: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می‏برد [31] و نجاشی درباره‏اش می‏گوید: او فقیه اصحاب ما در کوفه بود و ثقه، محترم، موجه و حدیث‏شناس بشمار می‏رفت و سخنانش درباره‏ی حدیث، مقبول همگان واقع می‏شد. علی احادیث بسیاری شنید و لغزشی یا خطایی که بتوان به او نسبت داد وجود ندارد. خیلی کم از افراد ضعیف حدیث نقل کرده است. او در آغاز فطحی مذهب بود و از پدرش که فطحی است روایت نکرده است خود می‏گوید: «در سن هیجده سالگی به مقابله کتب پدرم مشغول بودم و در آن زمان معنای روایات را درک نمی‏کردم و اینک روا نمی‏دارم از پدرم روایت کنم».
علی مستقیما از پدرش نقل نمی‏کند بلکه از دو برادرش روایت می‏کند که آنان از پدرشان نقل کرده‏اند. علی کتب زیادی تصنیف کرد که از آن‏ها کتب زیر به دست ما رسیده است:
کتاب الوضوء، کتاب الحیض و النفاس، کتاب الصلاة، کتاب الزکاة و الخمس، کتاب الصیام، کتاب مناسک الحج، کتاب الطلاق، کتاب النکاح و چند کتاب دیگر. [32] . کشی می‏گوید: «ابوعمرو نقل می‏کند که از ابونصر محمد بن مسعود درباره‏ی تمام روات سؤال کردم او پاسخ داد: اما درباره‏ی علی بن الحسن بن علی بن فضال باید بگویم در عراق و ناحیه خراسان فقیه‏تر و فاضل‏تر از او - که در کوفه می‏زیست - کسی را ندیدم و کتابی از ائمه اطهار در زمینه‏ای نوشته نشده بود مگر آن که علی آن را نزد خود نگهداری می‏کرد و از همه مردم حدیث بیشتری در حافظه داشت جز آن که وی فطحی بود و به امامت عبدالله بن جعفر صادق و پس از آن به امامت موسی بن جعفر قائل بود. علی از ثقات بشمار می‏رود» [33] .
15 - «علی بن الحسین»: علی بن الحسین بن عبدربه، شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی برمی‏شمارند. [34] .
16 - «علی بن الحسین همدانی»: ثقه است و شیخ و برقی او را با همین عنوان «ثقه» از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - یاد می‏کنند. [35] .
17 - «علی بن رمیس بغدادی»: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می‏برد و می‏افزاید که او ضعیف است. [36] .
18 - «علی بن ریان»: علی بن ریان بن الصلت اشعری قمی ثقه است و نسخه‏ای از امام هادی - علیه‏السلام - در اختیار داشت. او کتاب منثورالاحادیث را نوشت. [37] شیخ طوسی و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - یاد می‏کنند. [38] .
19 - «علی بن زیاد صیمری»: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می‏برد [39] و محمد بن یعقوب از علی بن محمد از ابوعقیل عیسی بن منصور نقل می‏کند که گفت: علی بن زیاد صیمری نامه‏ای به حضرت نوشت و کفنی درخواست نمود. [40] .
حضرت هادی - علیه‏السلام - در پاسخ به او نوشت: «تو در سال هشتاد (از زندگی خود) به کفن نیاز داری» و چند روز قبل از مرگش امام کفن را برای او فرستاد. [41] .
20 - «علی بن شیره»: شیخ او را از اصحاب امام هادی و ثقه و مورد اعتماد می‏داند. [42] .
21 - «علی بن عبدالغفار»: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی نام می‏برند. [43] .
22 - «علی بن عبدالله»: شیخ او را از اصحاب امام هادی برمی‏شمارد. [44] .
23 - «علی بن عبدالله»: علی بن عبدالله بن جعفر حمیری است و شیخ او را از اصحاب امام هادی برمی‏شمارد. [45] .
24 - «علی بن عبدالله زبیری»: شیخ او را از اصحاب امام هادی برمی‏شمارد. [46] .
25 - «علی بن عبیدالله»: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی نام می‏برند. [47] .
26 - «علی بن عمرو»: علی بن عمرو قزوینی العطار، شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - یاد می‏کنند و او کسی است که نص بر امامت امام حسن عسکری را روایت کرده است. [48] .
27 - «علی بن محمد»: علی بن محمد بن زیاد صیمری، شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - معرفی می‏کند [49] و استاد ما آیةالله خوئی بر آن است که علی بن زیاد صیمری که نامش گذشت و علی بن محمد صیمری هر دو یک تن هستند نه دو تن. [50] .
28 - «علی بن محمد»: علی بن محمد بن شجاع نیشابوری است و از امام هادی روایت می‏کرد. [51] .
29 - «علی بن محمد قاشانی»: علی بن محمد بن شیره کاشانی است و شیخ می‏گوید: او ضعیف است و اصفهانی. علی از فرزندان زیاد مولای عبدالله بن عباس از خاندان خالد بن الازهر بشمار می‏رود. [52] برقی نیز او را از اصحاب امام برمی‏شمارد [53] و نجاشی درباره‏اش می‏گوید: علی فقیهی فاضل و پرحدیث بشمار می‏رفت و احمد بن محمد بن عیسی از او بدگوئی کرد و گفت از او آراء و نظرات منحرف و مطرود شنیده است ولی در کتب او چنین مطالبی یافت نمی‏شود. از او کتاب التأدیب که همان کتاب صلاة است بجا مانده است و این کتاب موافق کتاب ابن‏خابنه می‏باشد به اضافه‏ی مسائلی در باب حج. همچنین او کتاب بزرگ دیگری به نام «الجامع فی الفقه» تألیف کرده است. [54] .
30 - «علی بن محمد المنقری»: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارد. [55] و نجاشی درباره‏ی او می‏گوید: ثقه است و اهل کوفه می‏باشد و کتاب نوادر از او است [56] .
31 - «علی بن محمد نوفلی»: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه‏السلام - برمی‏شمارند [57] علی از امام هادی - علیه‏السلام - روایت می‏کرد و احمد بن محمد از او نقل روایت کرده است. [58] .
32 - «علی بن مهزیار»: علی بن مهزیار اهوازی دورقی از مفاخر علما و مشهورترین شاگردان امام هادی بشمار می‏رفت و ما در این جا به اختصار به جنبه‏های مختلف شخصیت این بزرگوار اشاره‏ای می‏کنیم:
الف - عبادت:
علی از بزرگان پرهیزگار و پاکدامن بود و راویان درباره‏ی او گفته‏اند: «هنگام طلوع خورشید در پیشگاه عظمت الهی سر به زمین می‏سایید و سجده می‏کرد و تنها پس از دعا برای هزار تن از برادران دینی به همان گونه که برای خود دعا کرده بود سر از خاک برمی‏داشت و بر پیشانی او همچون زانوی شتران پینه بسته بود و این نبود مگر به خاطر عبادت بسیار و سجده در پیشگاه حق» [59] .
ب - ستایش امام جواد (ع):
امام جواد - علیه‏السلام - علی را با پیام‏ها و نامه‏های عطرآگینی ستود از جمله حضرت در نامه‏ی ذیل او را چنین تحسین می‏کند: » ای علی! در پیروی کردن، انجام دستورات، خیرخواهی و پندگویی تو را آزمودم (و تو سرافراز از بوته آزمایش بیرون آمدی) پس اگر بگویم کسی را مانند تو ندیده‏ام چه بسا راست گفته باشم، خداوند به تو بهشت برین و آن مقامات والایی که نمی‏دانی پاداش دهد، من مقام تو و خدمات شبانه‏روزی تو را در سرما و گرما از نظر دور نداشته‏ام از خداوند می‏خواهم در روز قیامت که همه را گرد می‏آورد آنچنان مخلوقات خود را شیفته و دوستدار تو کند که مایه رشک باشد، بدرستی که خداوند شنونده دعاها است...» [60] . این نامه تجلیل، تقدیر و بزرگداشت امام را نسبت به علی به خوبی نشان می‏دهد و می‏بینیم که حضرت می‏فرماید در میان اصحاب خود کسی را مانند ابن‏مهزیار در دانش، پرهیزگاری و ورع ندیده است.
ج - تألیفات:
علی بن مهزیار مجموعه‏ای مشتمل بر بیش از سی عنوان کتاب که عمدتا در فقه می‏باشند تألیف کرد از جمله کتب زیر را می‏توان از او یاد کرد: کتاب الوضوء، کتاب الصلاة، کتاب الزکاة، کتاب الصوم، کتاب الحج، کتاب الطلاق، کتاب الحدود، کتاب الدیات، کتاب التفسیر، کتاب الفضائل، کتاب العتق و التدبیر، کتاب التجارات و الاجارات، کتاب المکاسب، کتاب المثالب، کتاب الدعاء، کتاب التجمل و المروة و کتاب المزار. [61] .
د - طبقه او در حدیث:
علی بن مهزیار در اسناد حدود 437 روایت واقع شده است و از امام رضا، امام جواد و امام هادی - علیهم‏السلام - و دیگران حدیث نقل کرده است. [62] علی یکی از ارکان تفکر شیعی و اندیشمندان بزرگ زمان خود و شخصیت‏های بارز علمی بشمار می‏رفت.
33 - «علی بن یحیی دهقان»: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می‏برد و می‏افزاید که او متهم به غلو بوده است. [63] .
34 - «عیسی بن احمد»: شیخ او را از اصحاب امام هادی برمی‏شمارد. [64] او مجموعه‏ای از اخبار از جمله این حدیث شریف را روایت کرده است:
«حضرت امام علی هادی از پدرش از پدرانش از امیرالمؤمنین - علیهم‏السلام - برایم گفت که پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: (ای علی!) هر کس می‏خواهد خداوند را پاک و باایمنی دیدار کند و بیمی از هراس روز بزرگ و دهشت عظیم نداشته باشد، باید تو و فرزندانت: حسن، حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد، علی، حسن و مهدی را که خاتم آنان است دوست بدارد و به ولایت شما معتصم گردد» [65] .

پی نوشت ها:
[1] رجال طوسی.
[2] رجال طوسی.
[3] رجال طوسی.
[4] رجال طوسی.
[5] رجال نجاشی.
[6] معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 52.
[7] امالی صدوق و خلاصه آن در وسائل الشیعه، ج 1، ص 13.
[8] رجال نجاشی.
[9] رجال نجاشی.
[10] رجال طوسی.
[11] الغیبه.
[12] رجال برقی.
[13] رجال طوسی.
[14] رجال کشی.
[15] رجال کشی.
[16] رجال طوسی.
[17] معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 222.
[18] رجال طوسی.
[19] معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 203.
[20] رجال طوسی.
[21] رجال نجاشی.
[22] رجال کشی.
[23] معجم الرجال الحدیث، ج 11، ص 301.
[24] منسوب به همانیه یا همینیا روستایی از توابع بغداد است (تنقیح المقال).
[25] رجال و الغیبه شیخ طوسی.
[26] رجال نجاشی.
[27] رجال کشی.
[28] رجال کشی.
[29] رجال کشی.
[30] رجال طوسی.
[31] رجال طوسی.
[32] رجال نجاشی.
[33] رجال کشی.
[34] رجال طوسی و برقی.
[35] رجال طوسی.
[36] رجال طوسی.
[37] رجال طوسی.
[38] رجال طوسی و برقی.
[39] رجال طوسی و برقی.
[40] اصول کافی.
[41] رجال طوسی.
[42] رجال طوسی.
[43] رجال طوسی و برقی.
[44] رجال طوسی.
[45] رجال طوسی.
[46] رجال طوسی.
[47] رجال طوسی و برقی.
[48] معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 114.
[49] رجال طوسی.
[50] معجم رجال الحدیث، ج 12، ص 154.
[51] معجم رجال الحدیث، ج 12، ص 60.
[52] رجال طوسی.
[53] رجال طوسی.
[54] رجال برقی.
[55] رجال نجاشی.
[56] رجال طوسی و برقی.
[57] رجال طوسی و برقی.
[58] معجم رجال الحدیث، ج 12، ص 193.
[59] الکنی و القاب، ج 1، ص 432 به نقل از کشی.
[60] رجال کشی.
[61] رجال نجاشی.
[62] معجم رجال الحدیث، ج 12، ص 149.
[63] رجال طوسی.
[64] رجال طوسی.
[65] الغیبه.

منبع: زندگانی امام علی الهادی؛ باقر شریف قریشی؛ مترجم: سید حسن اسلامی؛ دفتر انتشارات اسلامی.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir