صافی خادم امام هادی

نوع اصطلاح :
عنوان :
صافی خادم امام هادی
مرحوم قزوینی وی را از اصحاب حضرت به شمار آورده و جریان زیر را از وی نقل نموده است: صافی خادم امام علی النقی علیه‏السلام می‏گوید: برای رفتن به طوس جهت زیارت امام رضا علیه‏السلام از امام هادی علیه‏السلام اذن طلبیدم. حضرت فرمود: انگشتری که نگین آن یاقوت زرد و یک طرف آن «ما شاء الله، لا قوة الا بالله، استغفر الله» و طرف دیگرش «محمد و علی» نقش شده باشد با خود بردار که این موجب امنیت از دزدان و باعث سلامتی و حافظ دین توست.
صافی گوید: از خدمت حضرت بیرون شدم و انگشتری که حضرت وصف نموده بود تهیه کردم. خدمت حضرت برگشتم تا با او وداع کنم خداحافظی کردم و به راه افتادم وقتی که از حضرت دور شدم دستور داد برگردم برگشتم به من فرمود: ای صافی! عرض کردم: لبیک ای سیدم! فرمود: انگشتری از فیروزه نیز با تو باشد زیرا در بین راه میان طوس و نیشابور شیری با تو برخورد می‏نماید و راه را بر قافله می‏بندد تو جلو برو و انگشتری فیروزه را به او نشان بده و به او بگو: مولایم به تو می‏گوید: از راه کنار رو. سپس حضرت فرمود: نقش انگشتری فیروزه یک طرف «الله الملک» و طرف دیگر «الملک لله الواحد القهار» باشد که این نقش انگشتری امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام است پیش از دستیابی به خلافت ظاهری بر انگشتری فیروزه‏ی وی «الله الملک» بود وقتی که به خلافت ظاهری دست یافت روی انگشتری نوشت «الملک لله الواحد القهار».
و این در خصوص درنده‏ها موجب امان و باعث پیروزی در جنگ‏ها است. صافی خادم می‏گوید: به سفر رفتم. به خدا سوگند با شیر برخورد کردم و فرمان حضرت را انجام دادم وقتی که از سفر برگشتم جریان را خدمت حضرت عرض کردم. حضرت فرمود: یک چیز باقی ماند که برای من بیان نکردی می‏خواهی برایت بیان نمایم؟ عرض کردم: آری. فرمود: شبی در طوس کنار قبر امام رضا علیه‏السلام بیتوته کردی گروهی از جنیان به زیارت حضرت شرفیاب شدند، انگشتری را در دست تو دیدند و نوشته روی آن را خواندند. آن را از دست تو بیرون آوردند و برای رفع بیماری از مریضی که داشتند بردند و آب بر روی نگین آن ریختند و به بیمارشان دادند شفا یافت پس انگشتری را برگرداندند. پیش از این جریان انگشتری در دست راستت بود ایشان آن را در دست چپ تو نمودند از این جهت تعجب کردی و سبب آن را نمی‏دانستی و بالای سرت سنگی از یاقوت یافتی و آن را برداشتی و اکنون آن سنگ نزد توست! آن را به بازار ببر که به هشتاد دینار خواهی فروخت و این هدیه‏ای است از گروه جنیان برای تو. صافی گوید: آن سنگ را به بازار بردم و همان گونه که حضرت فرموده بود به هشتاد دینار فروختم. [1] .

پی نوشت ها:
[1] الامام الهادی من المهد الی اللحد، ص 283 و 284.

منبع: زندگانی عسکریین: امام علی النقی؛ عباس حاجیانی دشتی؛ موعود اسلام؛ چاپ اول 1386.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir