آگاهی امام هادی از شهادت پدر

نوع اصطلاح :
عنوان :
آگاهی امام هادی از شهادت پدر
صفار با سند خود از برادر رضاعی امام جواد علیه‏السلام نقل می‏کند که گفت:
امام هادی علیه‏السلام با مربی خود ابوزکریا نشسته بود، و امام جواد علیه‏السلام در بغداد بود، امام هادی علیه‏السلام از لوح برای مربی خود می‏خواند که ناگهان سخت به گریه افتاد، مربی پرسید! چرا گریه می‏کنی؟ پاسخ نداد، و فرمود: بگذار به اندرونی بروم، اجازه داد، حضرت علیه‏السلام به اندرون رفت و ناگان شیون و گریه از خانه او برخاست، سپس بیرون آمد، ما علت گریه را پرسیدیم، فرمود: هم اکنون پدرم از دنیا رفت. پرسیدم: چگونه دانستی؟ فرمود: از شکوه و کبریایی خدا آنچنان بر جانم نشست که پیش از این سراغ نداشتم، از این رو پی بردم که او در گذشته است. و ما تاریخ شهادت امام جواد علیه‏السلام را پی گرفتیم دیدیم همان لحظه بوده که او فرمود. و نیز با سند خود از هارون بن فضل نقل می‏کند که گفت:
در آن روزی که امام جواد علیه‏السلام از دنیا رفت، امام هادی علیه‏السلام را دیدم که فرمود: انا لله و انا الیه راجعون، امام جواد علیه‏السلام درگذشت. پرسیدند: چگونه دانستی؟ فرمود: آنچنان ذلت [و فنایی] در برابر خدا با جانم آمیخت که سراغ نداشتم. طبری با سند خود از ام‏محمد کنیز امام رضا علیه‏السلام، و همسر حسن بن موسی نقل می‏کند که گفت:
امام هادی علیه‏السلام نزدیک در شد، و آنچنان هراس داشت که بر دامن ام ابیها دخت موسی نشست، او پرسید: فدایت شوم! چرا هراسانی؟ فرمود: سوگند به خدا! هم اکنون پدرم درگذشت.
ما آن روز را یادداشت کردیم تا خبر درگذشت امام جواد علیه‏السلام رسید، دیدیم همان روزی بوده که او فرمود.


قال الصفار:
حدثنا محمد بن عیسی، عن قارن، عن رجل أنه کان رضیع أبی‏جعفر علیه‏السلام قال: بینا أبوالحسن علیه‏السلام جالس مع مؤدب له، یکنی أبازکریا، و أبوجعفر علیه‏السلام عندنا أنه ببغداد و أبوالحسن علیه‏السلام یقرأ من اللوح الی مؤدبه اذ بکی بکاء شدیدا، سأله المؤدب: ما بکاؤک؟ فلم یجبه.
فقال: ائذن لی بالدخول، فأذن له، فارتفع الصیاح و البکاء من منزله، ثم خرج الینا فسألناه عن البکاء، فقال: ان أبی قد توفی الساعة. فقلنا: بما علمت؟ قال: قد دخلنی من اجلال الله ما لم أکن أعرفه قبل ذلک، فعلمت أنه قد مضی، فتعرفنا ذلک الوقت من الیوم و الشهر فاذا هو قد مضی فی ذلک الوقت [1] .
و قال أیضا: حدثنا محمد بن أحمد، عن بعض أصحابنا، عن معاویة بن حکیم، عن أبی‏الفضل الشیبانی، عن هارون بن الفضل قال: رأیت أباالحسن علیه‏السلام فی الیوم الذی توفی فیه أبوجعفر علیه‏السلام فقال: انا لله و انا الیه راجعون، مضی أبوجعفر، فقیل له: و کیف عرفت ذلک؟ قال: تداخلنی ذلة لله لم أکن أعرفها [2] . [150] -150- قال الطبری:
روی محمد بن الحسن، الملقب بسجادة، عن الحسن بن علی الوشاء قال: حدثتنی أم‏محمد مولاة أبی‏الحسن الرضا علیه‏السلام بالخبر، و هی مع الحسن بن موسی قالت: دنا أبوالحسن علی بن محمد علیهماالسلام من الباب و قد ذعر حتی جلس فی حجر أم أبیها بنت موسی، فقالت له: فدیتک، ما لک؟ قال لها: مات أبی والله! الساعة.
فکتبنا ذلک الیوم فجاءت وفاة أبی‏جعفر، و أنه توفی فی ذلک الیوم الذی أخبر [3] .

پی نوشت ها:
[1] بصائر الدرجات: 467 ح 2، دلائل الامامة: 415 ح 12، بحارالأنوار 27: 291 ح 2 و 3، مدینة المعاجز 7: 445 ح 28.
[2] بصائر الدرجات: 467 ح 3، دلائل الامامة: 415 ح 11، مدینة المعاجز 7: 431 ح 14، بحارالأنوار 50: 14 ح 15.
[3] دلائل الامامة: 413 ح 7، عیون المعجزات: 130، کشف الغمة 2: 384، مدینة المعاجز 7: 443 ح 25، بحارالأنوار 50: 15 ح 21، و 175 ذ ح 55.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir