نجات ابن یقطین

نوع اصطلاح :
عنوان :
نجات ابن یقطین
علی بن یقین در دربار هارون‏الرشید کار می‏کرد، ولی از پیروان و دوستان امام کاظم علیه‏السلام بود. او همواره به صورت محرمانه با حضرت نامه نگاری می‏کرد و به دور از چشم هارون، برای امام در مدینه، مالیات و هدایای نفیس می‏فرستاد. روزی هارون به علی، خلعت‏های فاخری بخشید که از جمله آنها، پارچه‏ای زربافت و گران قیمت بود. آن پارچه، مخصوص پادشاهان بود. ولی به سبب شدت علاقه و احترام، آن را به علی بن یقین هدیه کرد. علی آن هدیه‏ها را به همراه هدایایی دیگر به خدمت امام فرستاد و امام نیز تمام هدایا را پذیرفت، ولی آن پارچه را برگرداند و در نامه‏ای، به حفظ آن سفارش فراوان فرمود.
پس از مدتی، علی یکی از زیردستان خود را تنبیه کرد. او نیز به دربار هارون گزارش داد که علی بن یقین از دوستان و پیروان امام موسی کاظم علیه‏السلام است؛ برای وی مالیات و هدایای گران‏قیمت می‏فرستد و پارچه مخصوص که چندی پیش هارون به او هدیه کرده بود، از آن جمله است. اطرافیان، این مطلب را به هارون گزارش کردند و هارون گفت: اگر پارچه را برای موسی بن جعفر علیه‏السلام فرستاده باشد، بی‏تردید، از دوستان و پیروان اوست. بی‏درنگ، علی بن یقطین را خواست و گفت: آن پارچه خلعتی اکنون کجاست؟ گفت: عطرآگین کرده و داخل صندوق نهاده‏ام. هر بامداد آن را بر چشم و سر می‏مالم و دوباره در همان جا قرار می‏دهم. هارون گفت: آن را حاضر کن! و او کسی را با دادن نشانی مأمور کرد تا صندوق را بیاورد. وقتی آن شخص صندوق را آورد، در صندوق را باز کردند و آن پارچه، با همان ویژگی‏ها داخل صندوق قرار داشت. هارون خوشحال شد و علی را نوازش کرد. سپس دستور داد خبرچین را به قتل رسانند. [1] .

پی نوشت ها:
[1] الفصول المهمه، ص 218؛ وسیلة الخادم الی المخدوم، ص 196؛ کشف الغمه، ج 2، ص 224.

منبع: امام کاظم از دیدگاه اهل سنت؛ علی اصغر قربانی، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما 1385.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir