فدک نمادی از معنایی عظیم

نوع اصطلاح :
عنوان :
فدک نمادی از معنایی عظیم
روزی هارون‏الرشید از روی سیاست از امام کاظم علیه‏السلام خواست تا حدود فدک را معین نماید تا آن را به آن حضرت باز پس دهد. امام علیه‏السلام فرمود: « در صورتی حاضرم فدک را تحویل بگیرم که آن را با تمام حدود و مرزهایش پس بدهی »؟ هارون گفت: « حدود و مرزهای آن کدام است؟ » امام علیه‏السلام فرمود: « اگر آن را مشخص کنم، در اختیارم نخواهی گذاشت ». هارون گفت: « به حق جدت قطعا آن را در اختیار شما می‏گذارم ».
پس هارون اصرار کرد و سوگند فراوان یاد نمود که فدک را حتما به امام علیه‏السلام باز پس خواهد داد. امام علیه‏السلام حدود فدک را این چنین تعیین نمود: « حد اول آن « عدن » (قسمتی از یمن) است. » چهره هارون متغیر شد و گفت « اوه!! » سپس امام علیه‏السلام فرمود: « حد دوم آن « سمرقند » است ». رنگ هارون بیشتر تغییر کرد. امام علیه‏السلام افزود: « حد سوم آن « آفریقا » است ». هارون از این سخن به قدری ناراحت شد که رنگش سیاه گشت و فریاد زد: « اوه!! »امام علیه‏السلام فرمود: « حد چهارم آن « سیف البحر » (نزدیک شهر حلب و سرزمین وسیع شمال حجاز) است ».
هارون با خشم و ناراحتی گفت:
« فلم یبق لنا شی‏ء! »
« بنابراین چیزی برای ما باقی نمی‏ماند ».
امام علیه‏السلام فرمود: « من که تو را آگاه کردم که اگر حدود فدک را مشخص کنم، آن را در اختیار من قرار نخواهی داد ».
هارون در همین هنگام تصمیم به کشتن امام کاظم علیه‏السلام گرفت. [1] .
آری امام علیه‏السلام با این پاسخ به هارون فهماند که فدک رمزی از مجموع قلمرو حکومت اسلامی است و حق حاکمیت بر سرزمین اسلام از زمان سقیفه تا پایان عمر جهان فقط از آن امامان معصوم علیهم‏السلام است. این گفتگو هدف‏های بزرگ امام علیه‏السلام را به خوبی نشان می‏دهد. چگونه سادات فرزندان پیامبرند؟ هارون‏الرشید چون خود از فیض انتساب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم محروم بود، همواره تلاش می‏کرد تا پیامبر زادگی معصوم علیهم‏السلام را نیز انکار کند. او روزی به پیشوای هفتم چنین گفت: « شما چگونه ادعا می‏کنید که فرزند پیامبر هستید، در حالی که در حقیقت فرزندان علی هستید، زیرا هر کس به جد پدری خود منسوب می‏شود نه جد مادری »! امام علیه‏السلام در پاسخ هارون این آیه را تلاوت فرمود: « و وهبنا له اسحاق و یعقوب کلا هدینا من قبل و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس کل من الصالحین » [2] . « .. و از نژاد ابراهیم، داود و سلیمان و ایوب... و نیز زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را که همگی از نیکان و شایستگانند، هدایت نمودیم ».
آنگاه فرمود: « در این آیه، حضرت عیسی از فرزندان پیامبران بزرگ پیشین شمرده شده است در صورتی که او پدر نداشت و تنها از طریق مادرش نسبت به پیامبران می‏رساند. بنابراین و به حکم آیه قرآن، فرزندان دختری نیز فرزند محسوب می‏شوند. ما نیز به واسطه مادرمان « فاطمه زهرا » فرزند پیامبر محسوب می‏شویم ». [3] . هارون در برابر این استدلال محکم جز سکوت چاره نیافت!

پی نوشت ها:
[1] سبط ابن‏جوزی، تذکرة الخواص، ص 350 - ابن‏شهر آشوب، مناقب آل ابی‏طالب، ج4، ص 320 - ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص 350.
[2] سوره انعام، 85 و 86.
[3] شبلنجی، نور الأبصار، ص 149 - ابن‏صباغ مالکی، الفصول المهمه، ص 220 - ابن‏حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص 203.
نکته: امام (ع) در این گونه گفتگو غیر از آیه مزبور با آیه مباهله نیز استدلال کرد که طی آن امام حسن (ع) و امام حسین (ع) با تعبیر « أبنائنا » فرزندان پیامبر (ص) شمرده شده‏اند.

منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام موسی بن جعفر؛ سید علی حسینی قمی، نبوغ چاپ دوم 1382.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir