بردباری، کاظم

نوع اصطلاح :
عنوان :
بردباری، کاظم
در معاشرت با دیگران هماره برخوردهایی که سبب تضییع حقوق افراد باشد مشاهده می‏گردد. بسیاری از افراد جامعه رفتاری ناهنجار دارند و از رعایت حقوق دیگران غفلت دارند. البته گروه دیگری از افراد نیز وجود دارند که تلاش دارند به حقوق خویش آگاه بوده و رعایت حقوق دیگران بنمایند. این گروه بر این باورند که در برخوردهای اجتماعی حقی از دیگری نادیده انگاشته نشود، در عین حالی که تلاش دارند حق خویش را نیز کاملا استیفا نمایند. اما گروه سومی بر این باورند که افزون بر این که باید حقوق دیگران رعایت شود بلکه حق خویش باید نادیده انگاشته شود و از حقوق خویش نیز باید گذشت شود تا روابط اجتماعی استوارتر و قوی تر شود. به یقین گروه سوم از بردباری و تحمل برتر بهره‏مند هستند. اینان با روحیه قوی و سترگی که ساخته‏اند تا آن مرحله از تحمل و بردباری رسیده‏اند که هماره گذشت را در نظر می‏گیرند، هماره ناهنجاری‏های دیگران را تحمل می‏نمایند و گستاخی های دیگران را با رأفت و ادب پاسخ می‏دهند. این روحیه تأثیرگذاری به سزایی در ایجاد روابط و معاشرت نیک با دیگران دارد. این روش مورد ستایش قرآن و عترت است که در ساختار اجتماعی جامعه پایه‏های ایمانی و اخلاقی با شالوده مستحکم بنیان نهاده‏اند، و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة. [1] «در حالی که خود نیازمند هستند دیگران را بر خویش بر می‏گزینند».
قرآن در این راستا می‏فرماید: بدی و ناهنجاری دیگران را با نیکی و رأفت پاسخ دهید که پیامد این روش دوستی و صمیمیت فوق‏العاده است. و اگر بین شما و طرف مقابل هم نامهربانی بوده این برخورد باعث گردش و تبدیل نامهربانی به مهربانی می‏گردد، ادفع بالتی هی أحسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم. [2] «ناهنجاری‏ها را با نیکی پاسخ دهید آنگاه بین شما و هر کسی که دشمن بوده بر دوستی و صمیمیت گردش کند.» رهنمود این آیه‏ این است که اگر بدی و ناهنجاری دیگری را با نیکی پاسخ دهید، دشمنی را از بین برده‏ای و دشمنی را تبدیل به دوستی نموده‏ای.
آنگاه پیام این رهنمود و روش این خواهد بود که در جامعه دشمنی‏ها از بین برود و دشمنی تبدیل به دوستی می‏گردد. یعنی از دیدگاه قرآن تلاش این نیست که دشمن را از پای در آورد، بلکه دشمنی باید ریشه کن شود و دشمن تبدیل به دوست شود. این رهنمود قرآن است. آنگاه قرآن در ادامه سخن به این نکته مهم می‏پردازد که به این مرحله تنها افراد بردبار و صبرپیشه دست می‏یابند، و ما یلقیها الا الذین صبروا. [3] .
پیام دیگر این آیه حلم و بردباری است. بردباری که ارزش های زیبای انسانی، عفو و گذشت را در جامعه مستقر می‏سازد. ثمره این پایداری صمیمیت و همدلی افراد جامعه است. میوه شیرین آن شهدی است که کام‏های تلخ را شاداب می‏سازد.
اینک رفتار عترت این حقیقت را تجلی می‏بخشد. عترت که عدل و همتای قرآن است. عترت که قرآن متمثل است، این ارزش‏ها را مستقر و پایدار می‏سازد. شاخصی از عترت، موسی بن جعفر علیه‏السلام، آن مقدار در این افق پیش می‏تازد و آن مقدار ناملایمات و ناهنجاری‏ها را با دوستی و مهربانی پاسخ می‏دهد، آن مقدار به بدی‏ها به نیکی جواب می‏دهد که به صفت و لقب زیبای «کاظم» ملقب می‏شود. کاظم یعنی کسی که غیظ و غضب خویش فرو می‏نشاند. کسی که جرعه تلخ را گوارا می‏نوشد. غیظ و غضب و تلخی‏ها گواراترین جرعه وی‏ می شود. که امام کاظم علیه‏السلام مصداق روشن و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس [4] ، «فرو برندگان خشم و عفو کنندگان مردم» می‏باشد. البته خاستگاه این روحیه و این اخلاق و این ارزش بردباری و حلم فرد است. اگر بردباری نباشد توان تحمل دیگران و ناهنجاری‏ها نخواهد بود. استقرار صمیمیت میوه شیرین بردباری است که درخت طیبه و پاک عترت پر ثمرترین این درخت‏هاست. موسی بن جعفر علیه‏السلام به همین صفت و اخلاق کاظم نامیده شده است، سمی الکاظم لما کظمه من الغیظ.[5] ... و کان یکظم غیظه... فسمی الکاظم. [6] . شخص ناهنجاری در مدینه تا آن حد امام کاظم علیه‏السلام را آزار می‏رساند که همراهان امام از امام اجازه خواستند تا وی را به قتل برسانند. امام با پیشنهاد آنان موافقت نکرد و سراغ محل کار وی را گرفت. گفتند در مزرعه‏ای بیرون مدینه است. امام در محل کار وی به مزرعه مراجعه کرد. در آنجا هم رفتارهای زشت از آن فرد سر زد. لیکن امام با احسان و نیکی در برابر زشتی‏های وی آنگونه محبت وی را فراهم آورد که وی به دست و پای حضرت افتاد. وی هنگامی که به شهر و مسجد برگشت امام کاظم علیه‏السلام را در مسجد دید و شناخت امامت وی را نیز باور نمود و گفت، الله اعلم حیث یجعل‏ رسالته، [7] «خدا آگاه است که مسؤولیت‏هایش (مانند نبوت و امامت) را به چه کسی واگذار نماید». [8] . امام کاظم علیه‏السلام سوار بر مرکب خویش از طرف کوه مروه می‏آمد. ابن هیاج شخصی را وادار ساخت برود افسار مرکب امام را بگیرد و ادعا کند که از من است! وی نیز این مأموریت را انجام داد. امام از مرکب پیاده شده و به غلامان خویش فرمود زین آن را بردارید مرکب را به ایشان واگذار کنید. ابن هیاج شخص را وادار ساخت زین را هم ادعا کند. امام فرمود این ادعا دروغ آشکار است. زین، از محمد بن علی است و مرکب را هم ما خریداری نموده بویدم، اما تو خود می‏دانی و خدا. [9] . امام به راحتی از مشاجره و اثبات ادعای خویش در مورد مرکب صرف نظر می‏کند و وی را به خدا واگذار می‏نماید. زندگی حضرت سراسر از این نمونه رفتارهاست که به راحتی از حقوق خویش صرف‏نظر می‏کند. ناهنجاری‏های طرف مقابل را با بردباری تحمل می‏نماید.

پی نوشت ها:
[1] حشر، 9.
[2] فصلت، 34.
[3] فصلت، 35.
[4] آل عمران، 134.
[5] مناقب،ج 4، ص 348.
[6] علل الشرایع، ج 2، ص 375؛ معانی الاخبار، ص 65.
[7] انعام، 124.
[8] اعلام الوری، ص 307.
[9] فروع کافی، ج 8، (الروضة)، ص 86.

منبع: امام کاظم الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ انتشارات فاطیما چاپ اول 1386.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir