پایان خوش

نوع اصطلاح :
عنوان :
پایان خوش
هر چه سعی کردند که اختلاف بین خود را حل کنند نتوانستند. آنها هر یک خود را صاحب حق می‏دانستند. سرانجام کار به ناسزاگویی کشید. آنچه که بدو بیراه بلد بودند به همدیگر می‏گفتند و بدین ترتیب می‏خواستند یکدیگر را محکوم و مغلوب کنند. با آن حرف‏های زشت که به هم حواله می‏کردند خرمن خوبی‏های زندگی‏شان را به باد نیستی می‏دادند گویی نمی‏دانستند که با زبان حرف‏های خوب نیز می‏توان زد.گلاویز شده بودند و حتی در حضور امام نیز شرم نمی‏کردند و همچنان به هم فحش می‏دادند. به دستور امام برای نصیحت آنها جلو رفتم؛ چه خبر شده، از هیکل‏تان خجالت نمی‏کشید، چرا فحش و بدو بیراه می‏گویید.
- تقصیر او بود، ال او شروع کرد.
- نه دورغ می‏گوید، من آغاز کننده نبودم، هرچه می‏گویم به کله‏ی پوکش
فرو نمی‏رود...احمق!
- احمق خودتی‏ و دوباره فحش و ناسزا شروع شد. گفتم: برادران، یقه‏ی همدیگر را رها کنید و دست بردارید؛ شیطان توی جلدتان رفته، او را لعنت کنید و روی یکدیگر را ببوسید، مثل سگ و گربه به جان هم افتاده اید که چه، وقتی این همه راه خوب هست، چرا از بیراهه می‏روید.
امام کاظم علیه‏السلام که تا این لحظه ساکت ایستاده بود، با دیدن و شنیدن سخنان زشت آن دو نفر که همچون تیغی تیز پرده حیای یکدیگر را می‏دریدند و آبروی خودشان را لگدمال می‏کردند کلام نرمش را همچون لطافت باران بر سر آنان فرود آورد: کسی که آغاز به دشنام کرده است ستمکارتر است و بار گناه خود و رفیقش را بر دوش می‏کشد، البته تا زمانی که ستمدیده و مظلوم از حد خود تجاوز نکند. با این سخن امام، هر دو نفرشان آب شدند و زیر بار خجالت و شرم، شکستند، آن گاه روی یکدیگر را بوسیدند و رفتند. [1] .

پی نوشت ها:
[1] اصول کافی، ج 2 ص 360.

منبع: حیات پاکان داستان‏هایی از زندگی امام موسی کاظم؛ مهدی محدثی؛ بوستان کتاب چاپ دوم 1385.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir