حسين صابري

نوع اصطلاح :
عنوان :
حسين صابري
اردیبهشت ماه سال 1347 كه شكوفه‌های بهاری در چهلمین شب شهادت دومین پسر حضرت فاطمه (س) خلعت ماتم بر تن كرده بودند، صدای گریه غنچه نوشكفته‌ای به نام «حسین» در فضای خانه پیچید، او دوران كودكی را در خانواده‌ای پر محبت همراه برادرانش با بازیهای كودكانه سپری كرد. صابری همیشه مودب و بسیار تیز هوش بود و به فراگیری علم علاقه زیادی داشت. اوبا اوج گیری مبارزات مردمی علیه رژیم ستمشاهی همپای دیگر اقشار مردم در تظاهرات و راهپیمائیها با عشق به امام خمینی حضور پیدا می‌كرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 14 سالگی به عضویت بسیج پایگاه مسجد امام حسین (ع) درآمد . شبها در سنگر مسجد به پاسداری مشغول بود و در این پایگاه الهی حضوری چشمگیر داشت تا جایی كه چند بار توسط منافقین مورد تهدید و تعقیب قرار گرفت ولی این امر نمی توانست مانعی در حركت او ایجاد كند. با شروع جنگ تحمیلی، مدت 3 ماه دوره آموزشی را در پادگان گذراند و راهی كردستان شد در اولین ماموریتش در پاوه هنگام مبارزه با اشرار از ناحیه سر مجروح شد و پس از بهبودی دوباره سودای سفر به دیار دوست نمود. حسین با شركت در عملیاتهای مختلف از جمله كربلای 5 و كربلای 8 در منطقه حلبچه به خیل جانبازان شیمیایی پیوست او در دوران دفاع مقدس به عنوان تیربارچی ، تك تیرانداز، تخریبچی و در قسمتهای مختلف توبخانه (توپ 106) و پدافند حضوری عاشقانه‌ای داشت. پس از جنگ و بعد از شهادت دومین برادرش عباس كه یكی از اعضاء گروه تفحص بود در كمیته جستجوی مفقودین جنوب به عنوان مدیریت داخلی قرارگاه مشغول به خدمت شد. هنوز یازده ماه بیشتر از فعالیتش نمی‌گذشت كه در تاریخ 28/3/76 دقیقا یكسال پس از عروج خونین برادرش هنگامی كه 7 روز به شب اربعین و سالگرد تولدش مانده بود، در ماه صفر، بار بر بست و بر اثر انفجار مین «والمری» در منطقه «فكه» اجر صابران را دریافت كرد و مزارش در قطعه «40 بهشت زهرا» دارالشفای آزادگان شد.

لباس عیدی
نزدیك ایام عید نوروز بود كه از طرف مدرسه مرا دعوت كرده، خواستند تا به وضعیت لباسهای حسین رسیدگی كنم همان روز پانصد تومان به مادرش دادم تا لباس تهیه كند. فردا صبح حسین همراه مادرش برای خرید بیرون رفتند ولی وقتی برگشتند خبری از لباسهای نو نبود، با تعجب جریان را پرسیدم . آن روزها ایام جنگ بود و در مساجد و محله‌ها صندوقهایی می‌گذاشتند تا مردم كمكهای نقدی و غیر نقدی خود را برای رزمندگان در آنها بریزند. حسین هم با عبور از كنار مسجد و شنیدن صدای بلند گو به مادرش گفته بود: «شلوار من چه عیبی داره؟ من همین را می‌پوشم شما هم پول لباس من را به صندوق بیاندازید» و همانجا منتظر مانده بود تا مادرش قبض رسید پول را دریافت كند و با هم به خانه برگردند. آن سال لباس عیدی حسین زیباتر از هر سال بود.
راوی:پدر شهید

صرفه‌جویی
در اولین ماموریتش چهار ماه در پاوه ماند و در درگیری با اشرار از ناحیه سر مجروح شد هر چه اصرار كردیم تا جهت مداوا به بیمارستان سپاه برود قبول نمی‌كرد. آنقدر در استفاده از بیت المال دقت داشت كه می‌گفت: این كار برای سپاه خرج بر‌می‌دارد، درست نیست» و حدود سه هفته جهت پانسمان به دكتر مراجعه می‌كرد و زحمت راه و هزینه آن را متقبل می‌شد تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی كرده و این مبالغ برای جبهه هزینه شود و پس از بهبودی از آنجا كه به برادرش حسن علاقه زیادی داشت دوباره عازم كردستان شد و یكماه همانجا ماند و هر بار كه حسن او را به ترمینال می‌آورد تا به تهران باز گردد، هنگام مراجعت به مقر، حسین را زودتر از خود در آنجا می‌دید. عشق حسین به حضور در جبهه‌ها همه را مات و مبهوت ساخته بود.
راوی:خانواده شهید

حسین، حسینی شد
حسین در منطقه حلبچه شیمیایی شده بود اما هیچ كس از این موضوع خبر نداشت كم كم عوارض آن ظاهر شد موهای صورتش می‌ریخت ، نگران حالش بودیم و بیشتر از او مراقبت می‌كردیم. پس از جنگ عباس در گروه تفحص مشغول به كار شد و در سال 1375 به شهادت رسید. حسین كه داغ 2 برادر بر قلبش سنگینی می کرد و برای رفتن لحظه شماری می‌كرد بالاخره تصمیم گرفت تا در گروه تفحص از اجر بازگرداندن شهدا به خانواده هایشان فیض برد و كار عباس را ادامه دهد. ما مخالفت كردیم و گفتیم:«این كار خطر دارد» ولی او مصمم بود و با بیان این نكته كه در كارهای اداری تفحص مشغول می‌شود، عزم خود را جزم و حركت كرد. آخرین بار كه به منطقه می‌رفت هر لحظه ضربان قلبش تندتر می شد با ورود به منطقه عملیاتی «والفجر1» همه به دنبال معبری به آسمان چشم دوخته بودند که یك مین والمری استتار شده در زیر خاكها راهی از زمین به آسمان گشود و پاهای حسین قطع شدند, صدای « یاحسین» یكباردیگر زائر منطقه فكه را محرم راز خون دیگری كرد و حسین حسینی شد.
راوی:خانواده شهید
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir