اي كاش من هم پاسدار بودم

نوع اصطلاح :
عنوان :
اي كاش من هم پاسدار بودم
ياالله ياالله گويان در اتاق ستاد امور مهاجران را باز كرد و گفت:«برادرا سلام عليكم، پتو مي خواستم» بچه ها كه روي پتو نشسته بودند (و در واقع چيزي ديگري هم نداشتند كه اتاق را با آن فرش كنند) بدون معطلي گفتند:«نداريم اخوي» او در حالي كه در دلش با خود مي گفت:«اي كاش من هم پاسدار بودم» رفت بيرون(تصورش اين بود كه فقط به پاسدارها پتو مي دهند و به ديگران نمي دهند) و در اتاق را پشت سر خود بست. همين طور كه به طرف در خروج مي رفت ديد با خط درشت روي ديوار مقابل نوشته:«اي كاش من هم پاسدار بودم». امام خميني. تا چشمش به اين عبارت افتاد با همان صفا و صميميت روستايي در حالي كه انگشت دستش را به دندان گرفته بود، بلند بلند گفت:«اِاِاِاِ امام، به شما هم پتو ندادند؟»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir