صلواتي

نوع اصطلاح :
عنوان :
صلواتي
پيرمرد ديگر كار را از حد به در برده بود. به خيال خودش مي خواست ثواب جمع كند. فكر مي كرد جبهه هم جايي مثل روستايشان است كه هر چه بگويي مردم بي چون و چرا انجام بدهند. هنوز بچه هاي بي ملاحظۀ جبهه را نمي شناخت. هر چند اوايل آن ها با او اين قدر صريح نبودند. البته نه اين كه حالا توي ذوقش بزنند يا به او بي حرمتي كنند، نه، فقط قلقش دستشان آمده است. مثلاً ديگر هر بار مي خواست بلند شود و مقدمه چيني كند كه براي سلامتي ... يا دم به دم بر همه دم و از اين حرف ها كه خودتان بهتر مي دانيد، قبل از بر شمردن اين عبارت ها و رسيدن به اصل صلوات، دهانش را كه باز مي كرد، برادران صلوات را فرستاد بودند و پيرمرد ناچار خيلي زود سر جايش مي نشست. چيزي هم نمیتوانست بگويد چون صلوات را فرستاده بودند. مدتي به همين منوال گذشت تا اين كه او روي دست بچه ها بلند شد! چطور؟ به اين ترتيب كه همان طور سر جايش هر كجا بود ناگهان مي گفت صلوات. به هر تقدير نسبت «صلواتي» را براي خود حفظ كرد.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir