اي كه دستت مي رسد كاري بكن

نوع اصطلاح :
عنوان :
اي كه دستت مي رسد كاري بكن
گاهي مي شد كه آه در بساط نداشتيم؛ حتي قند براي چاي خوردن؛ شب پنير، صبح پنير و ظهر هم خرما. صداي همه در آمده بود. ديگر حرفي نبود كه به شوخي و جدي نثار شهردار و تداركات چي نكرده باشيم. آن ها هم در چنين شرايطي لام تا كام چيزي نمي گفتند چون هوا پس بود. طبع شعر همۀ بچه ها كه اندرون از طعام خالي داشتند، گُل مي كرد؛ از جمله:«اي كه دستت مي رسد كاري بكن» و شهردار در حاضر جوابي چيزي از بقيه كم نداشت مي گفت:«مي رسد دستم ولي نيست كار».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir