مگر پايين نياييد

نوع اصطلاح :
عنوان :
مگر پايين نياييد
تا سر و كله ميگ هاي عراقي در آسمان جبهه پيدا مي شد و ضد هوايي ها شروع مي كردند به كار كردن، كربلايي چوب دستي اش را كه مثل اسلحه از آن مواظبت مي كرد بر مي داشت و مي رفت داخل محوطه، و عين كسي كه سگ هار محاصره اش كرده باشند شروع ميكرد به داد و فرياد راه انداختن و توپ و تشر زدن و چوب دستي را دور سرش چرخاندن و بد و بيراه گفتن:«اي بر پدرتان لعنت؛ سر ظهري نمي گذاريد يك چرت بخوابيم. مگه پايين نياييد و دستم بهتان نرسد. به من مي گويند شير پير؛ مرد مي خواهم سرش را از شيشه بيرون بياورد. مگه ديگه اين طرف ها پيدايتان نشود. داغتان را بر دل عمو حسين(صدام) مي گذارم؛ پدر و مادر كه نداريد». اين عبارت را مي گفت و دنبال هواپيما از اينطرف به آن طرف مي دويد. بعد بچه ها مي آمدند دستش را مي گرفتند و به طرف سنگر مي كشيدند كه:«بيا پير! اين ها قابل اين حرف ها نيستند»؛ يا «ولشان كن كبلايي! بچه اند! حالا يك چيزي گفتند. به بزرگي و آقايي خودت نگاه كن». البته البته گاهي هم كربلايي را رها مي كردند و مي دويدند به سمت ميگ ها و مي گفتند:« شما هم برويد گورتان را گم كنيد».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir