من ديدبان هستم

نوع اصطلاح :
عنوان :
من ديدبان هستم
سرش را انداخته بود پايين و راست شكمش را گرفته بود و مي رفت؛ مسئول گروهان فرستاده بودش كه بيايد پيش من. شايد فكر كرده بود كه او مرا مي شناسيد. تا او را ديدم، شستم خبردار شد كه بايد سراغ من آمده باشد. رفتم جلو، پرسيدم: «كجا اخوي؟» گفت: «مي روم پيش ديدبان.» پرسيدم: «چه كارش داري؟» گفت: «برايش پيغام دارم مي خواهم بگويم بيايد عقب.» گفتم: «من ديدبان هستم، بيا برويم.» با بي اعتنايي مرا كنار زد و به راهش ادامه داد. تير تركش هم كه از زمين و /آسمان مي باريد. برگشتم و دنبالش رفتم و فهميدم كه او خيال مي كند گفته اند به كسي كه جلو ديدباني مي دهد بگويد بيايد؛ باورش نمي شد كه ديدبان فاميلي كسي باشد. خلاصه، حريفش نشدم كه نشدم. بنابراين همان جا نشستم و دستم را جلو دهانم گرفته و با صداي بلند گفتم: «از هر كس مي خواهي بپرس، ديدبان من هستم!» چيزي نگذشت كه ديدم دست از پا درازتر دارد برمي گردد. آمد جلو و گفت: «آخر تو كه دوربين نداري، توي برج ديدباني هم كه نيستي.» پيدا بود هنوز هم نمي داند كه بابا! ديدبان نام خانوادگي من است.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir