من اگر شهيد بشوم غصه سي و پنج روز...

نوع اصطلاح :
عنوان :
من اگر شهيد بشوم غصه سي و پنج روز...
حرف به حرف شد كه اگر ما شهيد بشويم چه مي شود و چطور بايد بشود و هر كسي چيزي مي گفت. يكي از نماز و روزه هاي قضايش مي گفت و اينكه مگر بچه ها همت كنند: «والا اين قدر پول نداريم تا كسي را اجير كنيم.» ديگري از وضع خانواده اش مي گفت و مشكل سرپرستي آنها؛ بعضي ها هم از كارهاي ناتمامشان در لشكر مي گفتند، يكي از ديني كه احياناً بر گردنش بود و براي حلاليت طلبيدن از برادران فرصت نداشت و جواب ديگري كه: «اتفاقاً من هم يك سيلي به گوش يك نفر زده ام، دلم مي خواست مي ماندم و كار را با يك سيلي ديگر تمام مي كردم» خلاصه شوخي و جدي به هم آميخته بود. نوبت معاون گردان رسيد كه تا آن موقع ساكت بود. بچه ها گفتند: «تُو فكري؟ تو هم ناسلامتي آدمي، چيزي بگو» گفت: «چي بگم؛ من اگر شهيد بشوم، فقط، فقط غصه ... سي و پنج روز مرخصي ام را مي خورم كه نيستم بروم»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir