مملكتي كه صاحبش غايب باشد

نوع اصطلاح :
عنوان :
مملكتي كه صاحبش غايب باشد
همه كشته مرده نجابت و فروتني او بودند. تا دلت بخواهد اهل رفق و مدارا بود؛ مثل خيلي از فرماندهان ديگر، بچه ها هم بدشان نمي آمد سر به سرش بگذارند، يعني صدايش را در بياورند. چون عصباني شدنش را هم دوست داشتند. مخصوصاً آن عبارتي را كه موقع ناراحتي مي گفت. وقتي عرصه بر نيروها تنگ مي شد و نزد او از وضع تداركات و ماندن در عقبه و امروز و فردا كردن براي عمليات شِكوه مي كردند، در جواب براي همراهي و هم دردي و در عين حال براي افزايش ميزان صبر و بردباري آنها به شوخي و با حالت عصبانيت مي گفت: «مملكتي... كه صاحبش غايب باشه بهتر از اين نمي شه» يعني ما هر چه مي كشيم از غيبت آقا مي كشيم. البته ببعضي به محض شنيدن كلمه «مملكت» با خوشان مي گفتند كه لابد مي خواهد كاسه و كوزه را سر مسئولان بشكند و كلي حرف قد و نيم قد بارشان كند. بعد مي ديدند كه نه بابا، اين كارها از حاجي برنمي آيد.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir