شام شفاعت

نوع اصطلاح :
عنوان :
شام شفاعت
با املاكي و برادر احدي، روحاني گردان، در مرخصي بوديم. بعد از نماز عشا به من گفت: «تو نمي خواهي به ما شام بدهي؟» گفتم: «چرا نمي دهم فقط يك شرط دارد» پرسيدند: «چه شرطي؟» گفتم: «اينكه مرا شفاعت كنيد من مي دانم كه شما رفتني هستيد و دلم نمي خواهد اين فرصت را از دست بدهم.» قبول كردند، كاغذ و قلم آوردم و دادم دستشان و گفتم: «بنويسيد» گفتند: «شام نخورده؟ بچه جنگي، اين قدر زرنگي اول شام» سفره را انداختم با جميع مخلفات، سنگ تمام گذاشتم. بعد از شام گفتم: «الوعده وفا» خودشان را زدند به بي خبري: «راجع به چه چيز صحبت مي كني؟ شفاعت؟ شفاعت كي؟ كجا؟ منظورت رو نمي فهميم، شام؟ ما چيزي به خاطرمان نمي آيد!» من هم از روي سادگي پافشاري كردم و بعد ديدند دست بردار نيستم خيلي جدي گفتند: «مرد حسابي اين چه شامي بود به ما دادي؟ خجالت نكشيدي؟ حالا ما هيچي خودت روت شد اين غذا را جلوي ما بگذاري، حالا توقع شفاعت هم داري؟ بابا ايوالله!»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir