روز مي خوردم ريا مي شد

نوع اصطلاح :
عنوان :
روز مي خوردم ريا مي شد
خوابشس خيلي سبك بود. اگر كسي تكان مي خورد مي فهيمد. تقريباً دو سه ساعت از نيمه شب مي گذشت؛ خر و پف آنهايي كه خسته بودند بلند شد. صداي كرت كرت چيزي توجهم را جلب كرد. اول خيال كردم موش دوباره رفته سراغ ظرف ها اما خوب كه دقت كردم ديدم نه مثل اينكه صداي چيز خوردن جانور دوپاست! بله درست تشخيص داده بودم. يكي از بچه هاي دسته بود؛ خوب مي شناختمش؛ آهسته مشغول «جنگ هسته اي» بود؛ آلبالو يا گيلاسش را تشخيص نمي دادم؛ آهسته طوري كه فقط خودش بفهمد گفتم: «اخوي اخوي! مگه خدا روز را ازت گرفته كه نصف شبي با نَفست مبارزه مي كني؟» و او كه خوب فهميده بود منظورم چيه نه گذاشت و نه ورداشت گفت: «ترسيدم روز بخورم ريا بشه.»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir