رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند

نوع اصطلاح :
عنوان :
رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند
بعد از ظهر بود و گرماي جنوب؛ همه ولو شده بودند كف چادر. هر كسي جايي بساط كرده و خوابيده بود. آن قدر كه جاي سوزن انداختن نبود. اگر مي خواستي از اين سر چادر به آن سر چادر سراغ وسايلت بروي بايد بال در مي آوردي و از روي بچه ها پرواز مي كردي. با اين وصف بعضي ها سرشان را مي انداختند پايين و جدي جدي از وسط جمعيت رد مي شدند و دست و پا و گاهي شكم بقيه را لگد مي كردند و اگر كسي حالش را داشت و بلند مي شد كه ببيند كيست و دارد چكار مي كند برمي گشتند و مي گفتند: «رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند» و آنها هم دوباره روانداز (=چفيه) را روي صورتشان مي كشيدند و لبخند زنان مي خوابيدند. اما گاهي دوستان بلند مي شدند و دنبال شخص راه مي افتادند و گوشه پيراهنش را مي گرفتند و گاهي پيراهنش را در مي آوردند كه: «وايسا بينم نه همين لباس زيباست نشان آدميت!»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir