روخواني و قرائت

نوع اصطلاح :
عنوان :
روخواني و قرائت
در جلسات قرآني كه معمولاً هم بعد از نماز مغرب و عشا تشكيل مي شد، هر كدام از برادران آياتي را تلاوت مي كردند و حاج آقاي روحاني گردان و اگر ايشان نبودند يكي كه وضعش از بقيه بهتر بود، ايراد برادران را مي گرفت و در نهايت ، توضيحاتي در بارۀ آيات خوانده شده مي داد. بعد حاضران موظف بودند هر كدام حديثي از معصوم(ع) را بامعني اش بگويند. در آخر هم با عزاداري جلسه به اتمام مي رسيد.
هر وقت گردان به عقبه بر مي گشت و بچه ها بيش تر مي توانستند دور هم جمع بشوند، بلافاصله اين جلسه را راه مي انداختند. اكثراً هم سعي مي كردند در اين جلسات قرآن را با قرائت بخوانند.بدون اين كه رو دربايستي بكنند و امتناعي داشته باشند، در كمال اخلاص آنچه راكه در توانشان بود بي پروا ارائه مي كردند.
علاوه بر جلسات مذكور، كلاس هايي براي آموزش قرآن وجود داشت كه برادراني هم به اين منظور به جبهه اعزام مي شدند. در غياب ايشان ، افراد خودي اين مسئوليت را به عهده داشتند. بودند برادراني كه اصلاً خواندن نمي دانستند اما در اين كياس ها ظرف يك ماه مي افتادند، مخصوصاً اگر عملياتي در پيش بود. بعد كه اسم بعضي از آن ها را جزو شهدا مي ديدي، توي دلت مي گفتي :" حالا مي فهمم چرا ديرآمده زود مي خواست برود".
قرائت قرآن بعد از نماز هم خيلي مرسوم بود. در نمازهاي پنج گانه به ندرت پيش مي آمد كسي قرآن همراهش نباشد و بعد از نماز قرآن نخواند. قاريان هم كه تكليفشان روشن بود؛ وقت غروب آفتاب قرآن را برمي داشتند و مي زدند بيرون، به سمت خاكريز. بعد از تأملي شروع مي كردند به زمزمه كردن و آهسته آهسته صدايشان بلند مي شد و بالا مي رفت و يك وقت به خودشان مي آمدند كه چهار سمتشان را بچه هاي گردان گرفته و كار ازكار گذشته بود. بعدها كه باهم صميميتي به هم مي زدند، مشتريان پر و پا قرص وقتش كه مي شد،بي دعوت خودشان رابه وعده گاه مي رساندند، و اگر عزيزشان اندكي تأخير مي كرد به سراغش مي رفتند و همه چادرها را يكي يكي براي پيداكردنش زير و و رو مي كردند، تا تبليغات گردان هم كم كم به جمع مستمعان مي پيوست، آب و جارويي و موكتي پهن مي كرد و بلندگويي آماده مي ساخت و قضيه صورت رسمي به خود مي گرفت و قرآن وصل مي شد به اذان مغرب و نماز جماعت؛ به همين ترتيب، در غرب و مناطق كوهستاني، سينۀ آسمان كه صاف مي شد و خورشيد كه اخم هايش را باز مي كرد، بچه ها مي زدند بيرون و شروع مي كردند به تلاوت قرآن باصداي بلند ،تا شايد كلامي كه كوه را متلاشي و متواضع مي كند در دل سخت تر از فولاد مزدوران و منافقان و اشرار تأثير كند. بعضاً آيات خاصي را انتخاب و با ترجمه از بلندگوي گردان پخش مي كردند و رعب در دل دشمن مي انداختند.
جوان ترها هم كه آياتي را حفظ بودند، به قول خودشان شب ها جلسۀ مقارئه راه مي انداختند. يعني به همان قاعده شروع مي كردند به تلاوت آيات. يكي او مي گفت،يكي اين و طبعاً كسي در ميدان قرائت مي ماند كه تعداد آيات بيش تري را از حفظ داشت.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir